تعداد بازدیدها : 1813
  عنوان مقاله : مرورى بر وقفنامه‏هاى قرآن؛ مرورى بر وقفنامه‏هاى قرآن براساس نسخه‏هاى كتابخانه آستان قدس رضوى
 نویسنده : سيدمحمود خسروانى شريعتى
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >معارف قرآن(7684)->فقه و اصول(599)->فقه(486)->ابواب فقه(389)->عبادات(296)
  آدرس اینترنتی:   http://www.hawzah.net/Per/Magazine/ME/Index.htm  
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
مرورى بر وقفنامه‏هاى قرآن
مرورى بر وقفنامه‏هاى قرآن براساس نسخه‏هاى كتابخانه آستان قدس رضوى

سيدمحمود خسروانى شريعتى
گروه فرهنگ و ادب اسلامى

وقف در جامعه اسلامى به عنوان يكى از سنتهاى پسنديده همواره مورد توجه و علاقه مسلمانان بوده است و موقوفات به صورت گسترده و در زمينه‏هايى متنوع در جامعه آشكار شده است. از ديرباز وقف قرآن به مساجد، اماكن مقدسه و بقاع متبركه وجهه همت واقفان متدين بوده است. آنان به قصد تقرب به خدا و خدمت‏به ساحت قدس امام‏عليه‏السلام و اظهار ارادت به عتبه مقدسه رضويه، نسخه‏هاى خطى نفيس خود را با ايمان و اخلاص تقديم داشته‏اند.
در اين مقال، از ميان گنجينه غنى نسخ خطى قرآنهاى وقفى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى مرورى خواهيم داشت‏بر عناوين و القاب رجال (1) واقف و تاملى در شيوه وقفنامه‏نويسى آنان، و منتخبى از آن آثار به شرح زير ارائه مى‏گردد:

بخشهاى مختلف وقفنامه‏ها

هر وقفنامه معمولا بخشهاى زير را در بردارد:

الف - عبارت عربى اول وقفنامه‏ها

وقفنامه‏ها معمولا با عبارات عربى كه نمايانگر اعتقاد واقفان آنها است‏به صورت عبارتى كوتاه و گويا و گاه طولانى آغاز مى‏شود. شواهد زير از اين قبيل است:
1 - بسم‏الله خير الاسماء الحمدلله الواقف على الضمائر المطلع على السرائر و الصلوة والسلم على خير خلقه محمد و آله الاخيار و الاطهار و الابرار (ق 241). (2)
2 - بسم‏الله الرحمن‏الرحيم الحمدلله الواقف على الضمائر و النيات المطلع على السرائر و الخفيات و الصلوة والسلم على خير خلقه محمد صاحب المعجزات الباهرات و آله المعصومين (ق 230).
3 - هو الحق هذا الجزء من القرآن المجيد الذى هو بشرف خط سيد الاوصيا و حجة‏الله على اهل الارض و السماء نفس الرسول و زوج البتول و ابى السبطين و امام الثقلين المخصوص باختصاص انما وليكم الله المعزز باعزاز من كنت مولاه فعلى مولاه... وقف على الروضه المنوره المقدسه المطهره الرضيه الرضويه على ساكنها الف صلوة و سلام و تحية (ق‏6).

ب - عبارات فارسى اول وقفنامه‏ها

علاوه بر عبارت «وقف مؤبد و حبس مخلد» كه در اكثر وقفنامه‏ها بچشم مى‏خورد، واقفان عبارات ديگرى جهت تبيين و توضيح وقف آورده‏اند كه به عنوان نمونه چند شاهد ارائه مى‏گردد:
1 - وقف مؤبد و حبس مخلد نمود اين قرآن مجيد و فرقان حميد را... خاقان جم خدم و قاآن فرشته حشم آن كه به او فخر كند عز و جاه نام خوشش فتحعلى پادشاه
دام ظله به روضه سلطان الاوليا و برهان الاتقياء ثامن الائمة النجباء و خدام و زائرين اين روضه با احترام كه از تلاوت آن مستفيض گردند. ق 108.
2 - وقت مخلد و حبس مؤبد نمود... قزاق‏خان اين قرآن و فرقان حميد را بر مزار مرحومه مغفوره ... مهرالنساء صبيه خود كه واقع است در تكيه... آستانه متبركه منوره مطهره مقدسه امام ثامن ضامن مفترض الطاعة واجب العصمة بيرون نبرند در همانجا هر يك از مؤمنين كه خواهند، تلاوت و قراءت نموده ثواب آن به روح مغفوره صلاحيت و فضيلت و تقوى شعار. ق‏257.
3 - وقف مؤبد و حبس مخلد صحيح شرعى نموده شد حسبة لله و طلبا لمرضاته اين يك جلد كلام‏الله مجيد بر حرم مطهر حضرت ثامن‏الائمه اعنى على بن موسى‏الرضا عليه الآف التحية و الثناء و بر رواق مطهر آن برگزيده انام كه مؤمنين و مؤمنات در آن تلاوت نمايند و بعد از فراغت از تلاوت اين حقير فقير سراپا تقصير واقف را به دعاى خير ياد و شاد نمايند. ق‏447.

ج - شرايط وقفنامه‏ها

در اكثر وقفنامه‏ها عبارت: لايباع و لايوهب و لايرهن كه هيچ كس حق فروش و بخشش و رهن را ندارد آمده است، همچنين واقفان براى استمرار موقوفات شرط يا شرايطى را در ضمن وقفنامه‏ها آورده‏اند كه شواهد زير از اين قبيل است:
1 - از اطراف حرم مبارك بيرون نبرند مگر بجهت تعمير. ق‏159.
2 - از آن موضع شريف و محل منيف نقل و تحويل ننمايند. ق 230.
3 - مقرر آن كه از حرم محترم و كتابخانه تحويل و نقل نكنند. ق 108.
4 - مشروط آن كه اين قرآن مجيد را از ضريح مبارك بيرون نيارند و در روى صندوق اطهر انور گذارند و در وقت تنظيف ضريح مقدس يكنفر قارى در اين چند ساعت زمان اشتغال به اين امر مبارك است تلاوت كنند و بعد از فراغ يا در همان مكان مقدس يعنى صندوق اقدس بگذارند، فمن بدله بعد ما سمعه. فاثمه على الذين يبدلونه... . ق‏109.
5 - بدست اطفال بى‏تميز ندهند و بخارج حرم مطهر نبرند. ق 181.

د - لعن و نفرين در وقفنامه‏ها

نكته ديگرى كه در پاره‏اى از وقفنامه‏ها خودنمايى مى‏كند نگرانى واقفان از تغيير و تبديل شرايط وقف است. از اين‏رو نفرين و لعنت‏خدا و رسول را براى متخلفان خواسته‏اند.
1 - فروشنده در لعنت‏خدا و نفرين رسول باشد. ق‏1047.
2 - بيرون برنده قرآن مزبور از مزار مزبور و فروشنده و خرنده... و ساير تصرفات تصرف كننده وقف به لعنت‏حق سبحانه و تعالى و نفرين رسول صلوات‏الله عليهم اجمعين گرفتار و از رحمت الهى بى‏بهره گردد. ق‏257.

ه - ثواب وقف

واقفان قرآن كريم به قصد قربت‏حضرت حق و ارادت به ساحت قدس على‏بن موسى‏الرضاعليه‏السلام قرآن‏هاى خويش را وقف نمودند و ثواب تلاوت آن را نيز به روح امام همام و يا به روح پدر يا مادر خود واقف اختصاص داده‏اند.
1 - در حرم مطهر يا عمارات متبركه به تلاوت آن اشتغال نمايند و ثواب تلاوت و قراءت را هديه به ارواح مطهرات ائمه معصومين صلوات‏الله عليه اجمعين نمايند و استمداد از ارواح طيبين ايشان جسته روح كثير الفتوح واقف معظم‏اليه و والدين بزرگوار ايشان را به قراءت سوره مباركه حمد و توحيد ياد و شاد نمايند. ق 231.
2 - ثواب آن را مفوض و مرجوع فرمود به روح كثير الفتوح والدين خود... مبرورون مرحوم مهدى لشكرنويس... كه در يوم لاينفع مال و البنون الامن اتى‏الله - بقلب سليم عايد روزگار ايشان گردد. ق 584.

و - توليت

توليت عهده‏دار انجام امور موقوفه است كه از طرف واقف به اين سمت گماشته شده و در هر عصرى واقفان مراقبت از قرآنها را به متوليان جليل‏الشان آستان قدس رضوى تفويض نموده‏اند:
1 - توليت قرآن مزبور به عاليجاه توليت و صدارت پناه سلاله السادات ميرزا محمدعلى و بعد از فوت معظم‏اليه با متوليان عظام اين روضه عرش احترام. ق 108.
2 - توليت آن را مفوض نمودم هر عصرا بعد عصر و قرنا بعد قرن كه جملگى مؤمنين و مؤمنات را ماذون سازد بتلاوت آن در مزار مزبوره. ق‏257.
3 - توليت وقف مزبور را به جناب واقف معظم‏اليه مفوض نمود به متوليان جليل‏الشان سركار فيض آثار در هر عصرى از اعصار در حفظ و ضبط آن فراشان آستانه منوره را مامور فرمود كه محبوس نگذارند و به اطفال بى‏تميز ندهند. ق 231.

ز - نام و صفات واقفان

در خلال وقفنامه‏ها صفاتى براى واقفان آمده است كه بيانگر خضوع و ارادت به پيشگاه قرآن و عتبه مقدسه امام همام مى‏باشد:
1 - الواقف هو تراب اعتباها و المفتخر بخدمة بابها اعنى سيد سلاطين زمان ... المظفر شاه عباس الحسينى الموسوى الصفوى. ق‏6.
2 - وقف مخلد روضه رضيه رضويه ملكوتيه لاهوتيه نمود اين قرآن مجيد و فرقان حميد را كمترين خلق‏الله محمد معصوم وزير سابق مازندران. ق 230.
3 - ... بعد از فراغت از تلاوت اين حقير فقير سراپا تقصير واقف را به دعاى خير ياد و شاد نمايند. ق‏447.

ح - عبارات پايانى وقفنامه‏ها

بسيارى از متون وقفنامه‏ها پس از ذكر عبارت «لايباع ولايوهب و لايرهن‏» گاه به تمام يا بخشى از آيه «فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه على الذين يبدلونه ان الله سميع عليم‏» (سوره بقره / آيه 181) نيز مزين شده است. شواهد زير بدين قرار است:
1 - لايباع و لايوهب و لايرهن مقرر آن كه در روضه مطهره مزبور تلاوت نموده فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه على الذين يبدلونه وقفا صحيحا شرعيا من شوايب الشك و الريب و كان ذلك فى يوم الخميس شانزدهم شهر صفر ختم بالخير. .. . ق 230.
2 - فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه على الذين يبدلونه و صيغه وقف جارى و واقع شد فى شهر جميدى الثانى من شهور سنه‏1283. ق‏109.

ط - نقش و هيات مهرها

گاه واقفان در پايان وقفنامه مهرى كه در آن «بسم‏الله الرحمن الرحيم‏» و يا حديث: «انا مدينة العلم و على بابها» نقش شده بود مى‏زدند چند نمونه زير از اين قبيل است:
1 - مهر بيضى شكل كه در آن حديث‏شريف «انا مدينة العلم و على بابها» حك شده است. ق 182.
2 - مهر بسم‏الله الرحمن الرحيم كه بر آن عبارت وقف روضه رضويه بطور مورب نوشته شده است. ق 845.
3 - نقش مهرى به هيات تاج با عبارت وقف روضه رضويه‏عليه‏السلام. ق‏466.

ى - بيت و مصراع پايانى

پاره‏اى از واقفان خوش ذوق نام خود را در ميان بيت‏شعرى مى‏آوردند تا از اين راه اعتقاد و ارادت خود را بنمايانند شواهد زير بدين‏قرار است:
1 - كسى را كه باشد محمد نصير سزد گرد نهد بر ثريا سرير
ق 100
2 - نديد كس به قرآنها نظير اين قرآن. ق 242.
3 - الهى گر شود لطف تو همراه شود گرگين ز مقبولان درگاه
ق 485
4 - آن كه خاك در على ولى است محسن بن محمد داعى است
ق‏633

شيوه نگارش چند وقفنامه

هرچند وقفنامه‏هاى قرآن به اقتضاى موضوع و هدف واحد محتواى يكدستى دارند و بسيارى از عبارات و تركيبات عينا تكرار مى‏شود ولى شيوه نگارش نويسندگان وقفنامه‏ها در زمانهاى مختلف متفاوت و گاه متغاير است‏بعضى از ابتدا تا انتها عربى، پاره‏اى با ويژگيهاى لغوى و رسم‏الخطى پارسى با عبارات كوتاه و دسته‏اى تركيبى از هر دو شيوه را داراست، چند نمونه زير مبين اين موضوع است:
ابوالقاسم منصوربن محمدبن كثير وزير سلطان محمود غزنوى يكى از قديمترين واقفان قرآن كريم به آستان قدس رضوى است وقفنامه خود را چنين مى‏نويسد:
سبله ابوالقاسم منصوربن محمدبن كثير على المشهد بطوس فى شهر ربيع‏الاول سنة ثلاث و تسعين و ثلثمائة ابتغاء لوجه الله و طلبا لمرضاته لايباع و لايوهب و لايورث غفرالله له و لوالديه. ق‏96.
واقف ديگرى به نام حاج حسن بن سپهسالار بن على مازندرانى وقفنامه قرآن مترجم خود را كه با ويژگيهاى لغوى و رسم‏الخطى قرن ششم است‏بر قاعده فارسى قديم و بدين شكل مى‏نگارد:
اين سى پاره جمله قرآن وقف است‏به مشهد سيد رضاعليه‏السلام خداى تعالى براى مسلمان مؤمن رحمت كناد چون بيند يا بخواند دعاى خير در كار فرمايند، اين بيچاره ضعيف حاجى حسن بن اسفهسالار بن على مازندرانى دريغ ندارد حسبة‏لله تعالى را. ق 34.
ديگر وقفنامه سلطان حسين صفوى بر «مصحف بابرى كه به خط اختراعى و دشوار ظهرالدين محمد بابر مؤسس سلسله تيمورى هند نوشته شده است‏»: (3)
بسم‏الله الرحمن الرحيم
الحمدلله الواقف على السرائر المطلع على الضماير و الصلوة و السلام على سيدنا محمد اشرف الاوايل و الاواخر و على آله الموقوف على ولائهم غفران الكباير و الصغاير، و بعد غرض از تنميق اين كلمات بصدق نيت‏حقيق آنست كه كمترين كلب آستان اميرالمؤمنين تراب عتبه ائمه معصومين سلطان حسين صفوى موسوى حسينى وقف مؤبد و حبس مخلد نمود، اين مجلد قرآن مجيد منسوب بيكى از ائمه معصومين صلوات‏الله عليهم اجمعين را به اين نهج كه كتابدار سركار فيض آثار امام مؤمنان و مقتداى كون و مكان قرة العين سيدالورى ثامن الائمه الهدى ابوالحسن على بن موسى الرضا عليه‏الصلوة و التحية و الثناء در كتابخانه آن امام معصوم آن را ضبط نموده، هر يك از زوار كرام آن مضجع منور و مرقد مطهر كه به كتابخانه مباركه مزبور وارد شوند و اراده نمايند به زيارت و تقبيل خط مبارك آن حضرت مشرف شوند، و اگر توانند خواند در كتابخانه مباركه تلاوت نمايند و از آنجا بيرون نبرند. وقفا صحيحا شرعيا لازما مؤبدا مخلدا بحيث لايباع و لايوهب و لايورث و لايرهن الى ان يرث الله الارض و من عليها و هو خير الوارثين، تغيير دهنده وقف مزبور به لعنت ابدى و سخط سرمدى گرفتار گردد و كان ذلك فى شهر جميدى الثانيه من شهور سنة تسع عشرة و مائة بعد الالف من الهجرة النبوية على مهاجرها الف صلواة و سلام و تحيه. (4)
وقفنامه زير از نظر شيوه نگارش و سادگى بيان و احتواى موازين وقف و كمى عبارت قابل دقت است:
بسم الله الرحمن الرحيم
هو الواقف على الضمائر و الاسرار وقف مؤبد و حبس مخلد نمود آقاى حسين راديو اين يك جلد كلام‏الله شريف را به كتابخانه آستان قدس طبق شرايط مقرره ديگر از مصاحف شريفه كتب خطى كتابخانه مباركه صيغه وقف چنين جارى شد. تحرير فى 21 شعبان المعظم‏1367 مطابق تيرماه‏1327. ق‏1949.

عناوين و القاب در قرآنها خطى وقفى

استفاده از عناوين و القاب در فرهنگ اسلام سابقه طولانى دارد، چنان كه حضرت ابراهيم‏عليه‏السلام «خليل‏» و حضرت موسى‏عليه‏السلام «كليم‏» و حضرت محمدصلى الله عليه وآله «امين‏» لقب يافته‏اند. امامان شيعه نيز هر يك القابى خاص دارند، (5) سلاطين و فرمانروايان، امرا و خانواده‏ها، هر يك فراخور خويش، با القاب و عناوينى خاص ممتاز مى‏شدند در اين جا نام گروهى از طبقات واقفان قرآن به ترتيب تاريخ وقف آورده مى‏شود. (6)

سلاطين:

1 - سلطان ابراهيم قطبشاه پادشاه گلكنده دكن «قرآن شماره‏106 / وقفى 970».
2 - شاه عباس اول (ق‏49 / وقفى 1005 ه . ق) و (ق‏6 و17 و27 / وقفى 1008) و (ق 42 و47 / وقفى‏1009) و (ق‏186 / وقفى‏1017) و (ق 11 / تاريخ وقف ندارد ساخت جلد 1295 ه . ق است) و ق 12 / تاريخ وقف هنگام وصالى بريده شده).
3 - نورالدين محمد جهانگير پادشاه تيمورى هند ق‏137 / احتمالا1037
4 - سلطان عبدالله قطبشاه پادشاه گلكنده دكن ق 291 / وقفى 1051
5 - شاه سليمان صفوى (ق 154 / وقفى 1090)
6 - سلطان حسين صفوى (ق 134 / وقفى 1108) و (ق‏773 / 1110) و (ق 50 / وقفى‏1119)
7 - فتحعليشاه قاجار (ق 108 / وقفى‏1233)
اين نكته ياد كردنى است كه «شاهان صفوى برخلاف سلسله‏هاى پيشين چندان عناوين افتخارآميز شخصى به خود نمى‏گرفتند اما به رسم عادت خود بر اطلاق نام كلب آستان على‏عليه‏السلام اصرار مى‏ورزيدند (7) و با آوردن عباراتى چون كمترين كلب آستان اميرالمؤمنين ارادت خود را به پيشگاه امامان و معصومان اظهار مى‏داشتند».

القاب همراه با عنوان «الدوله‏»:

پس از اين كه خليفه مستكفى «333-334 ه . ق‏» به برادران بويه لقب معزالدوله و عمادالدوله و ركن‏الدوله اعطا نمود (8) بتدريج القاب با پسوند الدوله به فرماندهان و وزراء نيز داده شد.
1 - مشيرالدوله ق 1274 / وقفى‏1273 2 - طهماسب ميرزا مؤيدالدوله ق‏109 / وقفى‏1283 3 - حمزه ميرزا حشمت‏الدوله امير جنگ ق 125 / وقفى 1288 4 - شمس‏الدوله ق 352 / وقفى 1284 5 - مؤيدالدوله ابوالفتوح ميرزا فرزند حسام‏السلطنه ق‏1673 / وقفى 1300 6 - ركن‏الدوله محمدتقى ميرزا والى خراسان و سيستان ق‏279 / وقفى 1301 7 - معتمدالدوله فرهاد ميرزا فرزند عباس ميرزا ق 1681 / وقفى 1301

القاب همراه با پسوند «الدين‏»:

اين عنوان از قرن پنجم هجرى رايج گرديد و بيشتر مختص حكمرانان، وزرا و فرماندهان مسلمان بود بر اثر استفاده زياد بتدريج در رديف عناوين ديوانى و معمولى قرار گرفت و سرانجام جزء نامهاى شخصى اشخاص درآمد. (9)
1 - جمال‏الدين على بن اسماعيل ق‏56 / وقفى 535 2 - كريم‏الدين جمال الاسلامى ابوالحسن بن ابى‏الفضل ق / 584 ق 3 - خواجه مظفرالدين پتكچى استرآبادى ق‏63 / وقفى 920 4 - بهاءالدين على بن قوام‏الدين موسوى ق 28 / وقفى 5 - نورالدين قلى‏كوتوال اصفهانى ق 210 / وقفى 1020 6 - شمس‏الدين محمود زين‏الدين خوزانى ق‏1887 / وقفى‏1347

لقب «بيك‏»، «بيگ‏»، «بك‏»

عنوان «بيك‏» به شاهزادگان و نجبا داده مى‏شد. اين كلمه از قرن پنجم هجرى به بعد در آخر بعضى اعلام مثل طغرل‏بيك، يوسف‏بيك به عنوان لقب ذكر مى‏شده است و در عهد صفويه عنوان تشريفاتى افراد قزلباش بوده و بعد در غالب بلاد ايران و ماوراءالنهر عنوان حكام محلى بود. (10)
1 - ولى بيگ كيسى اردوبادى ق 190 / وقفى 1072 2 - الله وردى بيك ق‏1769 / وقفى 1111 3 - حاجى محراب‏بيگ دربندى ق 280 / وقفى 4 - محمدبيك بزار ساوه‏ى ق 661 / وقفى 1121 5 - امام‏قلى بيك يوزباشى ق 990 / وقفى 1135 6 - محمد حسن هروى بن جعفر بيك ق 170 / وقفى 1218

خواجه

به معنى كدخدا، رئيس‏خانه، سيد، آقا، حكيم، دانا و... است.
اين واژه لقب‏گونه‏اى است كه براى تكريم به ابتداى نام اشخاص اضافه مى‏شده است.
1 - خواجه ياراحمد بن خواجه سلطان محمد نيشابورى ق 638 / وقفى 921 2 - مير زين ولد خواجه يار محمد جارخسى ق‏117 / وقفى 1044 3 - غلامعلى خواجه‏باشى ق‏159 / وقفى 1291 4 - آغه سهيل خواجه ق 111 / وقفى

امير

به معنى پادشاه، فرمانروا، سلطان، خليفه. اين كلمه كه با الف و لام تعريف يا بدون آن بر روى سكه‏هاى عربى و اسلامى ديده مى‏شود، اصلا براى خلفا وضع شده است. بخصوص وقتى كه با الفاظ «المؤمنين‏» يا «المسلمين‏» اضافه شود، سپس به رؤساى سپاه و حكام و ارباب سياست اطلاق شده. (11)
1 - امير سيد على حسينى ق‏59 / وقفى 940 2 - امير محمدرضا استرآبادى ق 84 / وقفى 1011 3 - ميرحليم بدخشانى ق‏1859 / وقفى 1061 4 - ميرسيد على اصفهانى ق‏1919 / وقفى 1175 5 - امير نور محمدخان تالير فرمانفرماى مملكت‏سند ق 141 / وقفى‏1236 6 - ميرحسينى ولد مير اشرف الحسينى ق 968 / وقفى 1241 7 - مير شاه اسدالله بن ميرعلى طباطبايى ق‏1047 / وقفى‏1046

خان

رئيس، امير، بزرگ. «لقب‏گونه‏اى است كه در آخر اسماء مردان درآيد و پس از سلطه مغول اين لقب در ايران متداول شد و پيش از آنان اين كلمه بدين‏گونه ديده نمى‏شود و مترادف آقا، خواجه، مهتر، است...» (12)
1 - ابوتراب ملقب به اعتمادخان فرزند ميرزا غياث‏الدين محمد رازى ق‏153 / وقفى ربيع‏الثانى 1040 ق 2 - قزاق‏خان ق‏257 / وقفى‏1079 ه . ق 3 - على بن نجفقليخان زنگنه ق‏136 / وقفى 1098 ه . ق 4 - خدايار خان بهادر ثابت جنگ عباسى ق 122 / وقفى 1148 ق 5 - محمدحسين خان بيگلربيگى ايل چمشگزك و خبوشان ق‏113 / وقفى 1155 ق 6 - رضا قلى‏خان گرايلى ق 608 / وقفى 1172 ه . ق

ميرزا

اسم مركب مخفف ميرزاده و اميرزاده. بيشتر از القاب شهزادگان بود و در اصل اميرزاد بود كه الف آن از كثرت استعمال حذف شده و بر كسى كه مادرش علويه باشد نيز اطلاق شود. (13) به مردم شريف و پاك‏نژاد، كاتب و نويسنده و منشى، دفتردار و حسابدار نيز گفته‏اند.
1 - ميرزا نظام‏الملك نظام الملكى ق 255 / وقفى‏1063 ه . ق 2 - ميرزا نورالله بن ديانت‏خان ق‏213 / وقفى 1071 ه . ق 3 - ميرزا ابوالحسن مستوفى ق‏227 / وقفى 1088 ه . ق 4 - ميرزا محمد معصوم ق 230 / وقفى‏1119 ه . ق 5 - ميرزا سيد على ق 182 / وقفى 1120 ه . ق 6 - ميرزا حسين بن حاجى قاسم بيات ساكن احمد شاهى (قندهار) ق 204 / وقفى 1224 ه . ق

قاضى

1 - قاضى رفيع‏الدين حسينى ق‏1497 / وقفى‏1043 ه . ق 2 - قاضى جهان حسنى ق‏147 / وقفى اوايل قرن 12

ملا

1 - ملا محمدتقى سبزوارى ق 175 / وقفى‏1203 ه . ق 2 - ملا محمد جوانشير ق‏953 / وقفى 1230 ه . ق 3 - ملا محمد شريف تربتى ق‏427 / وقفى‏1287 ه . ق 4 - ملا حسين كاشى ق‏1133 / وقفى‏1289 ه . ق 5 - ملا جعفر ق 1811 / وقفى 1295 ه . ق 6 - ملا جواد ق‏353 / وقفى 1305 ه . ق

شيخ

1 - شيخ محمد فقيه الاسلام نجفى قندهارى ق 380 / وقفى‏1317 ه . ق 2 - شيخم سوداگر ق‏416 و417 و419 / وقفى نامعلوم 3 - شيخ حسين نجفى ق 2068 / وقفى‏1337 ه . ق 4 - شيخ محمود شهيدى ق 1900 / وقفى هفتم شهريور ماه‏1323

حاجى

1 - حاجى كافور صاحب جمع خزانه عامره ق 685 / وقفى 950 ه . ق 2 - حاجى نهال ق 631 / وقفى‏1047 ه . ق 3 - حاجى محمدكاظم سبزوارى ق 468 / وقفى 1190 ه . ق 4 - حاجى محمدرضا افشار هروى ق‏647 / وقفى‏1196 ه . ق

سيد

1 - سيد اسماعيل يزدى ابن ميرزا محمدعلى ق‏217 / وقفى‏1247 ه . ق 2 - سيد ابوالحسن دستغيب و حسن خليلى ق 1761 / وقفى 1330 ه . ش 3 - سيد عبدالله نسابه ق 1585 / وقفى تيرماه 1341 4 - سيد مرتضى هاشمى ق 1581 / وقفى آذرماه‏1343 5 - سيد محسن حسينى ق 1761 / وقفى بهمن‏ماه‏1353 6 - سيد احمد بنى‏هاشمى ق 2178 / وقفى اردبيهشت‏1359

كربلايى

1 - كربلايى محمد مؤمن ق 1004 / وقفى‏1196 ه . ق 2 - كربلايى حسن كرمانى ق 1818 / وقفى‏1233 ه . ق 3 - كربلايى حسن ازغدى ق 188 / وقفى‏1239 ه . ق 4 - كربلايى محمد حسن نانوا ق‏1133 / وقفى‏1289 ه . ق

مشهدى

1 - مشهدى عليمحمد كسمايى ق 1844 / وقفى‏1253 ه . ق 2 - مشهدى احمد تبريزى ق‏646 / وقفى 1254 ه . ق 3 - مشهدى محمد بزار ق 2175 / وقفى 1260 ه . ق 4 - مشهدى صباغ قزوينى ق 1850 / وقفى 1365 ه . ق

آقا

1 - آقا صورت ق‏559 / وقفى 1184 ه . ق 2 - آقا محمد حسن ولد ملا محمدتقى سبزوارى ق 175 / وقفى 1202 ه . ق 3 - آقا رجبعلى ولد آقا اسماعيل ق 458 / وقفى 1210 ه . ق 4 - آقا زين‏العابدين ق 1972 / وقفى 1272 ه . ق

نام و نسبت ‏شهرى

1 - اسماعيل سلمانى رازى ق 378 / وقفى 824 ه . ق 2 - محمدعلى شيرازى ق‏1467 / وقفى 1014 ه . ق 3 - فتح‏الله همدانى ق‏176 / وقفى 1048 ه . ق 4 - محمد صفى بن محمدرضا طالقانى ق‏493 / وقفى‏1113 ه . ق

نام و نام خانوادگى

1 - سلمان بن على جابرى الانصارى ق 645 تا 672 / وقفى‏977 ه . ق 2 - ظاهرا نور محمد قريشى ق 300 / وقفى‏1153 ه . ق 3 - محمد ولى زعفرانلو ق 2122 / وقفى 1214 ه . ق 4 - رضا منزوى ق 1545 / وقفى 1335 ه . ش

يادداشتها

1- نام و مشخصات زنان واقف در مقاله «وقفنامه‏هاى قرآن و طبقات زنان واقف‏»، تقديمى به كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى آمده است.
2- در سراسر مقاله حرف «ق‏» نشانه قرآن و شماره همراه آن شماره ثبت كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى است.
3- احمد گلچين معانى، «مصحف بابرى‏»، نامه آستان قدس، شماره بيستم، نوروز 1344، ص‏60.
4- احمد گلچين معانى، راهنماى گنجينه قرآن، كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، اسفندماه‏1347، ص‏181، الى 184.
5- كتاب جنات الخلود، تهران، كتابفروشى ادبيه، خط، طاهر خوشنويس‏1337، ص 14 الى 41.
6- در اين مقاله از سه كتاب ارزشمند زير مكرر استفاده شده كه شماره قرآنها و تاريخ وقف از اهم آن است و براى جلوگيرى از تطويل كلام از هر طبقه فقط چند شاهد ارائه گرديد.
الف: احمد گلچين معانى، راهنماى گنجينه قرآن، همان.
ب: محمد آصف فكرت، نسخ خطى قرآنهاى مترجم، كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، بهمن‏1363.
ج: محمد جعفر ياحقى، فرهنگنامه قرآنى، آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، ج 1، تيرماه 1372، مقدمه، ص 34-88.
7- غلامرضا زرين‏چيان، «القاب و عناوين در ايران بعد از اسلام‏»، مشكوة، شماره‏43، تابستان‏1373، ص‏59.
8- فرهنگ فارسى معين ذيل واژه آل بويه.
9- غلامرضا زرين‏چيان، همان ماخذ.
10- لغت‏نامه دهخدا، ذيل واژه «بيك‏».
11- همان ماخذ، ذيل واژه «امير».
12- همان ماخذ، ذيل واژه «خان‏».
13- همان ماخذ ذيل واژه «ميرزا».


CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org