تعداد بازدیدها : 3349
  عنوان مقاله : خانواده از ديدگاه قرآن و اهل بيت(ع)
 نویسنده : رجبعلى زمانى
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >معارف قرآن(7684)->زن و خانواده(447)->خانواده(131)
  آدرس اینترنتی:   http://www.whc.ir/forms/articleview.php?id=9739  
 منبع: مجلات >كوثر>شماره 54
 چاپ مقاله


متن مقاله
خانواده از ديدگاه قرآن و اهل بيت(ع)

رجبعلى زمانى
ديباچه

خانواده اجتماع كوچكى است كه ابتداء با يك مرد و زن تشكيل مى‏شود، دو نفرى كه بناست در تكامل معنوى و رشد مادى يكديگر مشاركت كنند و بالاتر آن كه هريك كمبود ديگرى را در اوج محبّت و مودت جبران نمايند و چنانچه چيزى آنان را تهديد كرد و آرمانهاى فكرى و اعتقاديشان را به خطر انداخت، هر دو به دفاع برخيزند و جهت حيات و زندگى هميشگى خويش با آن مبارزه كنند و براى بقاى خويش برنامه ريزى نمايند و نسل خود را دوام بخشند. قرآن كريم اين اصل اساسى را با واژگانى زيبا چنين بيان مى‏كند:
«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِى ذلِكَ لاَياتٍ لِقَومٍ يَتَفَكَّرُونَ»1؛ از نشانه‏هاى خداست آن كه آفريد براى شما همسرانى از جنس خودتان تا بديشان آرام گيريد و ميان شما دوستى و مهربانى نهاد. هر آينه در اين كار براى مردمى كه بينديشند نشانه‏ها و عبرتهاست.
امام محمد باقر عليه‏السلام از قول جدّش رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نقل كرده كه فرمود: «ما بُنِىَ بَناءٌ فِى الاِسلامِ اَحَبُّ اِلى اللّهِ ـ عزّ وَ جَلّ ـ من التزويج2؛ هيچ بنائى در مكتب اسلام طرح ريزى نشده كه در نزد خداوند بزرگ محبوب‏تر از ازدواج باشد.»

اصول اساسى

سه اصل اساسى در تشكيل خانواده عبارتند از:

الف) عشق به همسردارى

علاقه و عشق به همسردارى از جمله امورى است كه در فطرت انسانى نهفته است. اين نياز در موجودات زنده ديگر مشاهده مى‏گردد و در دوران كودكى به صورتى رقيق و كم رنگ جلوه مى‏كند؛ انسان هم از تنهايى رنج مى‏برد و خود را در قالب عواطف به همنوع خود نزديك مى‏نمايد.
خداوند سبحان قبل از تشكيل خانواده، در ميان زن و مرد مودّت و محبّتى ايجاد نمود كه هرگز بدون آن آرامش نمى‏يابند و آنگاه كه مرد و زنى براى امر مقدّس ازدواج به يكديگر نزديك مى‏شوند و مقدارى سخن مى‏گويند، گويا گمشده‏اى را كه ساليان سال در پى آن بوده‏اند، مى‏يابند و از يكديگر به آسانى جدا نمى‏شوند.
مردى به محضر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رسيد، عرض كرد: يا رسول اللّه! من از امر ازدواج به شگفت در آمده‏ام و تعجب مى‏كنم، زيرا مرد و زنى كه هرگز يكديگر را نديده‏اند و نمى‏شناسند، چون ميان آنان پيمان و عقد ازدواج برقرار مى‏شود و بعد با يكديگر به صحبت مى‏نشينند و يكديگر را بيشتر درك مى‏نمايند، چنان دوستى و محبّتى برقرار مى‏گردد كه از آن عظيم‏تر ممكن نيست؟!
رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمودند:
پايه ريزى امر ازدواج را خداوند سبحان در ذات بشر قرار داده به طورى كه نيازمندى به آن را در درون خويش احساس مى‏كند.
آنگاه به آيه ذيل استشهاد نمود و آن را قرائت كرد:
«وَ جَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِى ذلِكَ لاياتٍ لِقَومٍ يَتَفَكَّرون»3؛ خداوند بين شما (زنان و مردان) محبّتى خاص قرار داده و به يكديگر مهربان نموده است. همانا در اين امر نشانه‏ها و آياتى است براى آنانى كه تفكّر كنند.
اين عشق فطرى موهبتى است الهى كه رسول گرامى اسلام بدان افتخار مى‏كند و مى‏گويد:
«النّكاحُ سُنَّتى فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتى فَلَيسَ مِنّى؛4 ازدواج دادن و ازدواج نمودن، سيره و راه من است و هركس از اين سنت زيباى الهى سر برتابد، از من نيست.»
در تبيين اين موهبت الهى، آيات و روايات فراوانى وجود دارد؛ ما به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم. در حقيقت كسانى كه به نوعى از امر ازدواج وحشت دارند و عشق درونى خويش را كه شعله‏ور است، سركوب مى‏كنند، خداوند آنان را تشويق مى‏كند و خود آن شكاف تخيلى و يا واقعى «فقر» را كه ممكن است پيش آيد، پرمى‏كند و به آنان وعده غناء و بى‏نيازى مى‏دهد.
در سوره نور آمده است: «وَانكَحُوا الاَيامى مِنكُم والصّالحينَ مِن عِبادِكُم و اماءِكُم اِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللّهُ واسِعٌ عليمٌ»5؛ مردان و زنان بى‏همسر (مجرّد) خود را ازدواج دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكار خويش را. چنانچه فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏كند؛ خداوند گشايش دهنده و داناست.
امام صادق عليه‏السلام فرمودند:
«مِنْ أَخلاقِ الانبياء حُبُّ النّساءِ6؛ از ويژگى‏هاى اخلاق پيامبران، دوست داشتن زنان خويش بوده است.»
امام صادق عليه‏السلام از پدرانش نقل كرد كه جدّم رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود:
«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دينهِ فَلْيَتَّقِ اللّهَ فِى النّصفِ الباقى7؛ كسى كه ازدواج كند، نيمى از دين خود (و احكامى كه بر دوش دارد) را حفظ كرده است، پس به خدا پناه ببرد و استمداد جويد نسبت به نيمه ديگر آن.»
رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مى‏فرمايد:
«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اعْطِىَ نِصف السَّعادَةِ8؛ كسى كه با همسر منتخب خويش ازدواج كند، نيمى از سعادت و خوشبختى را درك كرده است.»
همچنين فرموده است:
«مَنْ تَزَوَّجَ فَقْدْ اعْطِىَ نِصْف العِبادَةِ9؛ كسى كه با همسر منتخب خويش ازدواج كند، نيمى از بندگى و اطاعت حضرت حق به وى داده شده است.»

ب) مسؤوليت مردان در نظام خانواده

در آيات مختلف، مخاطب قرآن مردانند تا آن كه در جهت تشكيل زندگى تلاش و سعى كنند و سامان بخشى آن را بر دوش كشند. تداوم زندگى و تأمين آن، سختى‏ها و درگيرى‏هاى فراوانى به دنبال دارد كه بدون اميد و آرامش نمى‏تواند ادامه يابد. لذا اين ايستادگى در برابر نابسامانى‏ها را بر دوش مردان قرار داده است. از سوى ديگر، زنان را آفريد تا كانون محبّت، عشق، زيبايى و آرامش بخشى باشند.
علاّمه محمّد حسين طباطبايى، مفسّر عالى‏مقدار مى‏نويسد:
«فالنساء هنّ الركن الاول والعامل الجوهرى للاجتماع الانسانى10؛ زنان، سنگ زيرين و ركن اساسى و علت واقعى انسجام و تشكيل اجتماع خانوادگى انسانها هستند.»
بعضى از مفسّران وجود زن و عواطف زيباى او را همانند ملاطِ چسبنده و مستحكم يك ساختمان دانسته‏اند كه ساليان سال اجزاء يك بناى عظيم را نگه مى‏دارد و در استحكام و بقاى آن نقش اساسى دارد، همانند سيمان و ماسه و آهك و غيره. اين جاذبه عظيم را خداوند در وجود زن قرار داده است و او را سبب «آرامش و سكينه» معرفى نموده است.
قرآن كريم حفاظت و حراست از اين ركن اساسى را بر عهده مردان نهاده و با توجه به توانايى‏هاى ذاتى‏شان آنان را مسؤول مى‏داند و مى‏فرمايد:
«الرّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النّساء بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُم عَلى بعضٍ وَ بما اَنْفَقُوا مِن اموالِهِم»11؛ مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برترى‏هايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماعى) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است و به خاطر نفقاتى كه از اموالشان در مورد زنان پرداخت مى‏كنند.
در تبيين مسؤوليت مردان، چند نكته حائز اهميت است:
الف) قَيِّم؛ كسى را گويند كه مسؤوليت كارهاى مهم ديگرى را به عهده گيرد و آن را انجام دهد. قوّام و قيّام، اوزان صيغه مبالغه است كه بر برترى هميشگى و ذاتى مردان بر زنان دلالت دارد.
ب) بما فضَّلَ اللّهُ؛ فضيلت آن امتيازى است كه به طور طبيعى مردان (جنس نر) نسبت به زنان (جنس ماده) دارند.12 همانند قدرت و مقاومت در برابر كارهاى سخت و سنگين و نيز معضلاتى كه هم توان بيشترى را مى‏طلبد و هم انديشه قوى‏ترى را.
از سوى ديگر، عواطف و احساسات پاك و قوى زنان آن قدر مورد توجه و التفات خداوند سبحان است كه آرامش مردان را در سايه آن دانسته و بر آن تصريح مى‏كند بلكه بار ديگر تأييد مى‏نمايد:
«هُوَ الذّى خَلَقَكُم مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنها زَوجَها لِيَسْكُنَ اليها...»13؛ اوست كه شما را از يك تن آفريد و همسر او را از [نوع] او پديد كرد تا بدو آرام گيرد.
ج) بِما اَنْفَقُوا؛ در وادى ازدواج تأمين زندگى مادى زن را بر عهده مرد قرار داد و در صورت تمكين و رضايت بخشى كامل، او را «واجب النفقه» مردان نمود؛ كه اين خود يك سختى ديگر است كه با جسم و اعضاء و جوارح مرد هماهنگى دارد و در اين راستا هرگونه زحمت و خطرى را به جان مى‏خرد و براى دفاع از ناموس و حيثيت خويش گاه مال و گاه جان خود را فدا مى‏نمايد.

ج) مراقبت از تداوم زندگى

ادامه زندگى خانوادگى و زناشويى از ديگر موهبت‏هاى الهى است كه بشر براى آن تلاش مى‏كند، و مى‏خواهد آنگاه كه پيوند ايجاد شد، به سادگى بحث جدائى مطرح نشود. در اين راه دو ركن اساسى خانواده (زن و شوهر) موظفند از آنچه سبب جدائى مى‏شود، پرهيز نمايند بلكه در راه استحكام پيوند زناشويى سعى مضاعف داشته باشند. قرآن كريم به اين مطلب چنين اشاره مى‏كند:
«وَ هُوَ الّذى خَلَقَ مِنَ الماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قديراً»14؛ خداوند كسى است كه بشر را از آب آفريد، آنگاه در آفرينش او پيوندهاى نسبى و سببى به وجود آورد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد). و پروردگار تو همواره تواناست.
با توجه به مطلب فوق، عده‏اى از مفسّران گفته‏اند: در آيه 21 سوره روم «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً...» آوردن اين دو كلمه كه ـ حكايت از شدت علاقه زن و مرد و وابستگى اين دو به يكديگر است و اين دو واژه مفاهيم عميق و ژرفى را در دل دارد ـ سه احتمال وجود دارد:
1. مودّت: انگيزه ارتباط در آغاز كار ازدواج است و اما ادامه و پايان آن كه يكى از دو همسر ممكن است ضعيف و ناتوان شود و قادر بر خدمت نسبت به ديگرى نباشد، «رحمت» جايگزين مودّت مى‏شود. او دلسوزى خاص دارد، حتى از ديگران جهت كمك به همسرش استمداد مى‏طلبد و خود را به هر آب و آتشى مى‏افكند تا رحمت الهى را از خويش بروز و ظهور دهد در حالى كه آن روز نه نيازمندى جنسى و شهوانى است و نه مسائل ديگر جوانى. در اين مرحله حساس مراقبت از يكديگر اهميت زيادى دارد، همچون مريضى كه توجه‏هاى پياپى نزديكان وى، او را بهبود مى‏بخشد و ايجاد اميد مى‏نمايد.
2. مودّت: درباره بزرگترهاست كه توان خدمت به يكديگر را دارند، اما كودكان و فرزندان كوچك در سايه رحمت پرورش مى‏يابند و رشد مى‏كنند و شايد رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم هم كه فرمود: «وَارْحَمُوا صِغارَكُم؛ به كوچكترها ترحّم كنيد»، بر همين اساس بوده است.
3. مودّت: غالباً جنبه دو طرفه (تقابل) دارد، به مجرّد آن كه از طرفى سرزد، بر اساس قانون طبيعت، طرف مقابل بايد آن را جبران كند و الاّ ظلم و ستم خواهد شد. اما رحمت، يك جانبه و ايثارگرانه است لكن بقاى جامعه كوچك (خانواده) و بزرگ (اجتماع) به خدمات متقابل است كه ريشه در مودّت دارد.15
در هر صورت آيه شريفه، «مودّت» بين دو همسر را مطرح مى‏كند كه قطعاً بقاى جامعه بزرگ انسانى در سايه بروز و ظهور اين موهبت الهى است و همچنين «رحمت» كه لازمه اخلاق انسانى و استمرار فضائل و كرامت‏هاى بشرى است. و با اين موهبت الهى مراقبت و حفظ از يكديگر ادامه مى‏يابد؛ چنانچه اين دو از بين برود و يا به ضعف و كمبود گرايد، هزاران بدبختى و اضطراب روحى و روانى را به دنبال خواهد داشت.

پى‏نوشت‏ها:

1. روم/ 21.
2. من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 382؛ تحرير الوسيله، امام خمينى(ره)، ج 2، ص 211، كتاب النكاح.
3. تفسير روض‏الجنان و روح البيان، ج 15، ص 250؛ تفسير اثنى عشرى، ج 1، ص 282؛ تفسير مواهب عليه، كمال‏الدين كاشفى، ج 3، ص 421.
4. بحارالانوار، ج 100، ص 220، باب كراهية‏العزوبة؛ جامع الاخبار، ص 1، فصل 58، (فى التزويج).
5. نور/ 32.
6. مكارم الاخلاق، ص 197؛ وسائل الشيعه، ج 20، ص 21، باب استحباب حبّ النساء المحللات.
7. امالى، شيخ طوسى، ص 518؛ مكارم‏الاخلاق، ص 196، باب فى الراغبة فى‏التّزويج؛ عوالى الآلى، ج 3، ص 289، باب النكاح.
8. مستدرك الوسائل، علامه نورى، ج 14، ص 154.
9. بحارالانوار، ج 100، ص 220.
10. تفسير الميزان، ج 4، ص 223.
11. نساء/ 34.
12. تفسير الميزان، ج 4، ص 223.
13. اعراف/ 189.
14. فرقان/ 54.
15. تفسير نمونه، ج 16، ص 391 به بعد، (با تغيير).


CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org