تعداد بازدیدها : 1840
  عنوان مقاله : غيب در مرآت قرآن
 نویسنده : مهدى رضوانى‏پور
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >علوم قرآن(2769)->اصول و مباني فهم قرآن(341)->ظاهر و باطن قرآن(35)
  آدرس اینترنتی:    
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
غيب در مرآت قرآن

مهدى رضوانى‏پور

طليعه نور

در سپيده‏دم طلوع قرآن، از محرمسراى غيب ‏احدى، بارقه‏اى ربوبى بدرخشيد و گنجينه بى‏پايان معارف‏رحمانى بر قلب نازنين پيامبراكرم)ص( تجلّى كرد و جوشش و سيلانى از عشق و معرفت در امواجى از شگفتى‏و اعجاز بلاغت به اطوار خوشاهنگ كرامت در دشتهاى حروف و اصوات جارى گرديد و بدين ترتيب، ذات‏اقدس سبحانى خويشتن را در كتاب جاويد و پرشكوهش بر تشنگان صهباى شناخت عرضه داشت: »فَتَجَلّىلَهُم سُبحانَه فى كِتابِه«.(1)
كتابى كه مهبط انوار رحمانى و حجله‏گاه عشق رحيمى است و شيفتگان معارف و مشتاقان حقايق را ازشعشعه ذات و باده صفات، بى‏خود و حيران مى‏گرداند و گلبانگ شيدايى و شناخت را در گوش كمال‏جويان‏زمزمه مى‏كند و رهيدگان از ثراى تعلق و غوّاصان بحر معانى را به اسرار و حقايق مكنون توحيدى رهنمون‏ساخته، برات آزادى و كمال تعالى را در شب قدر به آنها ارزانى مى‏دارد.
قرآن، به فرموده امير بيان، على)ع( »نوريست كه خاموشى ندارد، چراغى است كه درخشندگى آن زوال‏نپذيرد، دريايى است كه ژرفاى آن درك نشود، راهى است كه رونده آن گمراه نگردد، شعله‏اى است كه نور آن‏تاريك نشود، جدا كننده حق و باطلى است كه درخشش برهانش خاموش نگردد، بنايى است كه ستونهاى آن‏خراب نشود، شفا دهنده‏اى است كه بيماريهاى وحشت‏انگيز را بزدايد... قرآن، معدن ايمان و اصل آن است،چشمه‏هاى دانش و درياهاى علوم است...«.(2)

اسرار غيبى

آنان كه در بزم حضور قرآن، ستارگان معارف آسمانى را به رصد نشسته‏اند و به مشاهده جمال مستور حريم‏قدسى نائل آمده‏اند، جز پارسايان نيستند كه بهره‏مند از نسيم روحبخش بهشت قرآن و برخوردار از خوان انوارهدايتگر آن مى‏باشند. اولين خصيصه‏اى كه كتاب آسمانى قرآن براى اين گروهِ حقيقت‏جويان بيان مى‏كند »ايمان‏به غيب« است: »ذَلِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ × الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب ...؛اين كتاب بدون هيچ شكّى در آن،راهنماى پرهيزكاران است، آنان كه به غيب ايمان دارند«.(3)
»غيب« در برابر شهادت و عالم ظاهر قرار دارد: »عَلِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَدَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيم«(4) و شامل تمام امورو اسرار و حقايق پنهان جهان هستى و عالم ماوراى طبيعت است كه از دايره حس و مشاهده بيرون مى‏باشد و ازاين جهت به ذات نامتناهى حق نيز به اعتبار لاتعيّن »غيب مطلق« گفته مى‏شود.(5)
رازهاى مكنون و اسرار غيبى در باطن الفاظ و عبارات ظاهرى كتاب وحى، پرده‏نشين مى‏باشند؛ از اين‏رو درژرفاى بحر معانى قرآن بايد به جستجوى دُر دانه‏هاى عشق و معرفت پرداخت. قرآنِ ناطق و ناطقِ قرآن، مولاى‏جوانمردان، على)ع( چنين مى‏فرمايد: »اِنَّ القرانَ ظاهرُه أَنيقٌ و باطِنهُ عميقٌ، لاتَفنى عَجائِبهُ و لا تَنْقَضى غَرائِبُه ولا تُكشَفُ الظّلماتُ الاّ بِه ؛ همانا ظاهر قرآن شگفت‏انگيز و باطن آن ژرف و بى‏پايان است، عجايب و غرائب)نكات و اسرار( آن پايانى ندارد و ظلمتها رفع نمى‏گردد مگر به وسيله آن«.(6)
حرف قرآن را مدان كه ظاهر است
زير ظاهر باطنى هم قاهر است
زير آن باطن يكى بطن دگر
خيره گردد اندر و فكر و نظر
همچنين تا هفت بطن اى بوالكرم
ميشمر تو زين حديث معتصم(7)
اين گنجينه‏هاى سرشار باطنى و خزائن اسرار بى‏انتهاى غيبى، تنها در انحصار خداى رحمان است وكليدهاى گشايش آنها نيز به دست او مى‏باشد: »الرَّحْمَن × عَلَّمَ الْقُرْءَان؛ خداى رحمان، قرآن را تعليم داد«(8)،»وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَايَعْلَمُهَآ إِلَّا هُو؛ كليدهاى غيب در نزد اوست و كسى جز او بر آن آگاه نيست«.(9)

راه دستيابى به اسرار غيبى

ديدار از باغ اسرار، و گشت و گذار در گلشن راز و دستيازى به حقايق پنهان، تنها مختص حضرات‏معصومين)ع( نمى‏باشد و هر آنكس كه خداى رحمان بخواهد، به ميزان ظرفيت و استعداد او، اذن ورود به‏پناهگاه باطنى قرآن و حضور قلبى در درس سرائر غيبى را به او خواهد داد: »لَايُحِيطُونَ بِشَىْ‏ءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَآء؛احاطه پيدا نمى‏كنند به چيزى از دانش او مگر به آنچه خواهد«.(10)
از سويى مأواى اتّصال به غيب مطلق، دل‏جوياى حق بوده، مأمن ارتباط با مبدأ فيض سرمدى جز قلب سليم‏نمى‏باشد: »هذَا=القَلبُ محلّ الوصولِ الى الْمَلِكِ المتعال؛ اين قلب محل رسيدن به فرمانرواى متعال است«(11)و از سوى ديگر اطلاع بر لطايف نامحدود غيبى، ظرفى مى‏طلبد به وسعت انبساط قلب و گستردگى صحراى‏دل: »تَكادُ ضَمائِرُ القلوبِ تَطَّلِعُ على سرائِرِ الغيوب؛ اميد است ضمير قلبها بر اسرار غيبى آگاه شود«.(12)

شرايط تحصيل اسرار غيبى

1. استقامت در طريق صعود به قلّه كمال در پرتو انوار هدايتگر مهتاب ولايت كه زمينه‏ساز حضور در كنارچشمه‏سار معانى قرآن مى‏باشد: »وَأَلَّوِ اسْتَقَمُواْ عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَهُم مَّآءً غَدَقًا؛ و اگر بر طريقت ايمان پايدارباشند، هر آينه آب گوارا به ايشان مى‏نوشانيم«(13)
2. تزكيه و تطهير باطنى در پناه بندگى حضرت ربّ‏العالمين: »لَّايَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون؛ جز دست پاكان به آن‏نرسد«.(14)
3. همدمى با قرآن و انس و معاشقه با اين گستره عظيم درياى معانى:
گرت هواست كه چون جم به سرّ غيب‏رسى
بيا و همدم جام جهان‏نما مى‏باش(15)
زين‏العباد، امام سجّاد)ع( فرموده‏اند: »اگر تمامى موجودات مشرق و مغرب هستى بميرند، هرگز وحشت‏نخواهم كرد، مادامى كه قرآن به همراه من باشد«(16) و امام صادق)ع( فرمود: »راستى من آگاه هستم به آنچه درآسمانها و آنچه در زمين‏هاست و مى‏دانم آنچه در بهشت است و آنچه در آتش است و مى‏دانم آنچه شده است‏و آنچه مى‏شود )آنگاه حضرت لحظه‏اى درنگ كرد و چون مشاهده كرد كه هضم و درك اين مطالب بر شنوندگان‏سنگين است، فرمود:( من اين همه آگاهى را از كتاب خدا فراگرفتم، چرا كه خداوند مى‏فرمايد: در اين كتاب همه‏چيز بيان شده است«.(17)
بى‏گمان همدمى و انس با قرآن، تفكر و تدبّر در آيات بى‏بديل آن را در پى دارد و چونان مفتاحى دريچه قلب‏را به روى جنّت روح و رياحين عين‏اليقين مى‏گشايد و انسان را به باده طهور و كوثر حق‏اليقين از دست شاهدزيباروى سرمست مى‏رساند.
چون تو در قرآن برگريختى
با روان انبياء آميختى
آنكه در بحر حقيقت راه يافت
گوهر حق‏اليقين نگاه يافت(18)

پی نوشت ها:

1) نهج البلاغه، خ 147: »پس خداوند سبحان برايشان در كتابش تجلّى كرد«.
2) همان، خ 189.
3) بقره/ 2 و 3.
4) حشر/ 2: »داناى نهان و آشكار عالم است و او بخشنده و مهربان است«.
5) ر.ك: فرهنگ اصطلاحات عرفانى، دكتر سجادى، ص 610.
6) نهج البلاغه، خ 18.
7) مثنوى معنوى، دفتر سوم، ص 243.
8) الرحمن/ 1 و 2.
9) انعام/ 59.
10) بقره/ 255.
11) حديث نبوى، تحف القلوب، ص 110.
12) حديث علوى، غرر الحكم و دررالكلم.
13) جن/ 16.
14) واقعه/ 79.
15) ديوان حافظ/ غزل 274.
16) بحار الانوار، ج 46، ص 107.
17) كافى، ج 1، ص 255.
18) مثنوى معنوى، دفتر اول، ص 41.


CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org