تعداد بازدیدها : 12281
  عنوان مقاله : خانواده از منظر قرآن
 نویسنده : سهیل رجبی
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >معارف قرآن(7684)->زن و خانواده(447)->خانواده(131)
  آدرس اینترنتی:   http://www.isqa.ir/LectureBodyDesc.asp?ProdID=321  
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
خانواده از منظر قرآن

سهیل رجبی
مقدمه:

دين مبين اسلام با توجه به فطريات و استعدادهاي نهفته آدمي راهكارهاي متعددي را براي نيل به سعادت و آينده اي درخشان ارائه كرده است.
خانواده اساسي ترين ركن شكل گيري شخصيت آدمي است و با كمك آن مي توان آينده اي روشن را ترسيم نمود و در همين راستا تربيت ديني نقش عمده ي خود را به وضوح نشان داده است.
هماهنگي مذهب با فطرت آدمي، اصلي ترين عنصري است كه ضرورت تربيت ديني را آشكار مي كند و نشانه ي اين امر، گرايش غالب انسانها به مذاهب و اديان در طول تاريخ بوده چنان كه با تمام تحولات حيات بشري در سخت ترين شرايط زندگي از كران تا كران جهان، مذهب و دين حضور خويش را در ميان مردم به عنوان يك نيروي دروني و غير متكي به زور و تزوير حكومتها حفظ كرده است.
وجود ارتباط متقابل ميان تربيت ديني و فرآيند اجتماعي شدن در سطح خرد و كلان جامعه گوياي اهميت و تاكيد بر لزوم تربيت ديني است. اسلام كه دين جامع و كامل در تمام ابعاد است ؛ پايه و اساس سعادت بشر را در تربيت ديني عنوان نموده و پيروان خود را به فرا گرفتن آن ترغيب مي كند و خود در اين مسير راهنماي همگان است.
ديدگاه اسلام به تربيت ديني براي مشخص كردن وظايف و حقوق والدين و فرزندان و در يك طيف وسيع، عاملان تربيت در اين امر را بيان مي كند.
اگر پدران و مادران در مورد اين وظايف و حقوق اعمال شده متوجه مسئوليت بزرگ خود باشند در خانواده، محيط مساعدي براي تربيت صحيح فراهم كنند و در ارتباط صميمي با فرزندان از جمله كودكان، گفتاري پاك و رفتاري پسنديده از خود ارائه دهند و قدم به قدم برنامه هاي تربيتي را اعمال نمايند، مي توانند فرزندي از هر جهت شايسته و لايق تربيت كنند و از اين راه او امر الهي را اجرا نموده و همچنين وظيفه خود را نسبت به فرزند و جامعه انجام دهند.
گاه ديده شده است كه چالشهاي فكري در امر تربيت زمينه مناسب براي ارائه دين در زمينه تربيت را فراهم ننموده و همين باعث مي شود افق دين در راستاي اين امر خطير كمرنگ جلوه كند. اگرچه كه آثار و عواقب آن در مدت زمان طولاني آشكار خواهد شد اما بايد توجه داشت كه هر چقدر فاصله زماني بين تربيت و دين بيشتر باشد، جبران اين امر مشكل تر خواهد شد. از آنجا كه سعادت آدمي در پرتو عمل به دستورات دين است و عدم آگاهي از آن، آدمي را به ذلت و خمودگي مي كشاند.

خانواده از منظر قرآن :

والدین نخستين كساني هستند كه كودك از آنها منشاء مي گيرد و با آنها در تماس است و عالي ترين نقش را در زمينه پرورش و رشد شخصيت او ايفا مي كنند و خود از يك سو عامل وراثتند و از سوي ديگر عامل محيطي.[1].
قرآن و روايات نيز علاوه بر اشاره و تاكيد بر اين دو عامل نقش عامل سومي را نيز گوشزد كرده اند و آن فطرت است؛ قرآن كريم به تاثير وراثت در تربيت اشاره مي كند آنگاه كه از زبان حضرت نوح مي فرمايد: و قال نوحٌ ربّ لا تذر علي الارض من الكافرين دياراً انك ان تذرهم يضلوا عبادك و لا يلدوا الا فاجراً كفارً و نوح گفت پروردگارا هيچكس از كافران را بر روي زمين مگذار، چرا كه اگر تو آنان را باقي گذاري، بندگانت را گمراه مي كنند و جز پليد كار ناسپاس نزايند... (نوح 27/26)
در اينجا توجه به اين نكته لازم است كه آيه تنها وراثت را مطرح نمي كند، بلكه محيط و وراثت را مطرح مي كند و مقصود ما اين است كه بگوئيم وراثت نيز نقش مهمي، دست كم به اندازه محيط خواهد داشت. حضرت نوح به خدا عرض مي كند خدايا اگر اين كافران را باقي گذاري والا بندگانت را گمراه مي كنند و ثانياً جز نسلي كافر و فاجر را به بار نخواهند آورد. اين محصولي از محيط وراثت است زيرا لفظ يلدوا را نمي توان بطور كامل از ولادت منصرف دانست نهايت اينكه بگوئيم محصول وراثت و محيط آنها چيزي جز كافر و فاجر نخواهد بود زيرا قوم نوح نسل در نسل كافر بوده و نور فطرت در آنها به خاموشي گرائيده است به گونه اي كه ديگر اميدي به هدايت و اصلاح آنها نخواهد بود. محيط آنها نيز فاسد و گمراه كننده است.
آنچه به والدين در شيوه ي تعليم و تربيت كمك مي كند در 2 بخش روش تربيتي بصورت مستقيم و غير مستقيم است. آنچه رفتار را شكل مي دهد انعكاس رفتار والدين است ؛كودك والدين را الگوي خود دانسته از آنها تقليد مي كند و بر همين اساس، مسائل ديني ابتدا به والدين در نحوه رفتار تذكر مي دهد تا پيروي كودكانشان از نحوه ي برخورد آنها با مسائل اخلاقي زير سوال نبرد. آنچه از آيان قرآني مي توان در دو بخش نامبرده استفاده كرد و به عنوان يك روش استوار كه آيات قرآني بخصوص در ذكر داستانهاي پيامبران بيان كرده به شرح زير است.
در روش تربيتي مستقيم بصورت:
1- سخنراني مثل سوره نحل آيه 125
2- مباحثه مثل: سوره ص آيه 92
3- پرسش و پاسخ مثل سوره بقره آیه 215
4- مجادله مثل سوره نحل آيه 125
و در روش تربيتي غير مستقيم:
1- مشاهده مثل سوره حجرات آیه 11
2- نمايشي بصورت داستان سرايي و خطابه ي غير مستقيم مثل سوره توبه آيه 43
3- مقايسه مثل سوره فصلت/ آیه 34 و سوره فاطر/آیه 22 – 19
4- تمثيل مثل سوره زمر آيه 27 و سوره كهف آیه 45

ادب

ادب آموزي و تربيت پذيري در نظر اولياء گرامي اسلام از وظايف قطعي انسان و از ضروري ترين اركان سعادت بشر است. پدران و مادران ما تربيت صحيح فرزندان بزرگترين دين ملي و انساني خويش را ادا مي كنند و مهمترين وظيفه اسلامي خود را نسبت به آنان انجام مي دهند. در مكتب آسماني اسلام خدمتي از ناحيه ي پدران و مادران، درباره ي فرزندان، شريف تر و عاليتر از تربيت صحيح آنان نيست و در اين ميان ادب فرزند و اهميتي كه دين مبين اسلام بر آن داشته است بسيار چشمگير است.
انسان داراي حب ذات است و هر انساني خود را دوست مي دارد و در جهت حفظ حرمت خود مي كوشد و از موقعيتي كه در آن احساس بي حرمتي كند، پرهيز كرده به مقابله با آن مي پردازد در شيوه هاي تكريم معصومان (ع) نيز روش و انواع تكريم و آثار آن بر رفتار و شخصيت كودكان، نشان از اهميت آن دارد كه كودك و بزرگسال با هم مساوي و از كرامت لازم برخوردارند و از اين رو بايد از احترام لازم نيز برخوردار باشند لذا در اسلام حتي جنيني كه در رحم مادر است و هنوز ديده به جهان نگشوده از سهم الارث برخوردار است قرآن كريم مي فرمايد: ان اكرمكم عندالله اتقكم، همانا گرامي ترين شما نزد خدا با تقواترين شما است. (حجرات /13)
كسب تقوا با توجه به حصري كه در آيه وجود دارد تنها ملاك برتري و كرامت است، اما كودكان هنوز اقتضاي كسب تقوا را ندارند، پس دست كم در كرامت اوليه با بزرگسالان مساوي اند از سوي ديگر كودكان بر فطرت الهي آفريده شده اند و اگرچه كه هنوز به فضايل مزين نشده به جنايت و پليدي هم آلوده نشده است پس از اين حيث هم داراي تكريم اند.

آموزش نماز:

درست است كه پسر بعد از 15 سال و دختر بعد از 9 سال به تكليف مي رسند و قبل از آن تكليفي ندارند اما انجام تكاليف ديني را نمي توان تا سن بلوغ تاخير انداخت بايد انسان از كودكي به انجام عبادات و تكاليف ديني عادت كند. كودكي كه در يك خانواده ديندار زندگي مي كند غالباً از سن سه سالگي پاره اي از مراسم ديني را از پدر و مادر تقليد مي نمايد مانند آنها مهر مي گذارد، سجده مي كند برخي كلمات مانند الله اكبر را به زبان مي گويد و با نگاه به اطرافيان خود مراسم عبادي را آموزند كه از جمله آنها نماز است. در آيات قرآني نيز توجه به اين امر به وضوح مشخص است و امر اهلك بالصلوه و اصطبر عليها لاتسئلك رزقاً و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر ايشان شكيبا باش ما از تو جوياي روزي نيستيم. (طه/132)
ظاهر اهل در اينجا خاندان پيامبر (ص) و به صورت كلي است ولي از آنجا كه اين سوره در مكه نازل شده و در آن زمان مصداق اهل خديجه و علي (ع) بودند و ممكن است برخي ديگر از نزديكان پيامبر را نيز شامل شود ولي باگذشت زمان دامنه خاندان پيامبر (ص) گسترده شده، سپس اضافه مي كند اگر دستور به نماز به تو و خاندانت داده شده است منافع و بركاتش تنها متوجه خود شماست ما از تو روزي نمي خواهيم بلكه به تو روزي مي دهيم.[2]
اينكه مفسران بيان اهل را به خديجه و حضرت علي (ع) نسبت مي دهند اين است كه اين آيه در مكه نازل شده و رسول خدا (ص) در مكه همسري به غير از خديجه نداشت و برحسب انطباقش با هنگام نزول بيان شده چون علي (ع) هم اهل آن جناب و در خانه ي آن جناب بوده و يا آن دو بزرگوار به ضميمه بعضي از دختران رسول خدايند.[3]
نكات مستفاد از آيه زير را مي توان بر شمرد:
1- شخص مومن بايد ابتدا خانواده و اعوان خود را به نماز محافظت كند و به اوقات آن دعوت و توصيه كند.
2- شخص مومن بايد شخصاً در عقيده و ايمان و نماز خواندن ثابت و پايدار و مستدام باشد.[4]
لقمان حكيم به فرزندش مي گويد: يا بني اقم الصلوه و امر اهلك بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر علي ما اصابك ان ذلك من عزم الامور، نماز را به پا دار، مردم را به كارهاي نيك دعوت نما آنان را از كارهاي بد باز دار و در برابر مصائب شكيبا و بردبار باش. اينها از كارهاي بزرگ و شايسته است. (لقمان/17)
لقمان حكيم مكتب تربيتي و اخلاقي خود را به طرز مبتكرانه اي پايه گذاري نموده است ، سخنان و مواعظ خود را بسان مسائل رياضي تنظيم كرده كه يكي بر پايه ي ديگري است نخستين گفتار خود را با توحيد خداوند جهان آغاز نمود و فرزند گرامي خود را به وحدانيت و يگانگي پروردگار كه اساس همه معارف اخلاقي و روشهاي تربيتي است آشنا ساخت و فرمود: لا نشرك بالله ..... سپس در بخش دوم درباره ي صفات خداوند بحث نمود و از ميان صفات كمال صفات احاطه اي علمي خداوند را و اينكه آفريدگار هستي بر تمام ذرات جهان احاطه دارد و از حساب آنها آگاه است پيش كشيده و فرمود: آنها ان تك مثقال ... ناگفته پيداست تنها اعتقاد به خداي يگانه و عقيده به اين كه او بر همه چيز آگاه است ، در تهذيب روح و روان كافي نيست بلكه بايد به دنبال اين يك رشته وظايف علمي و بدني باشد كه با انجام دادن آنها روش صحيح تربيت پايان پذيرد. از اين نظر لقمان وظايف مربوط به عمل را يادآور شده و دراين سه آيه سه دستور عملي مي دهد:
1- نماز را بپادار
2- با فساد مبارزه كن (امربه معروف و نهي از منكر)
3- در برابر شدائد استقامت بورز (صبر)[5]
ياد خدا بسياري از فضائل را در انسان زنده مي كند و ريشه ي واقعي بسياري از روشهاي اخلاقي و تربيتي است و امر به آن در آيات ديگري نيز بيان شده آنجا كه حضرت اسماعيل را معرفي مي كند و مي فرمايد: و كان يامر اهله بالصلوه و الزكوه: يعني اسماعيل به فرزندان خود نماز و زكات را توصيه مي نمود. (مريم/55)
از اين آيه مي توان نكات زير را استفاده نمود:
1- والدين مسئول تربيت ديني فرزندان هستند و مسائل ديني بايد بصورت دسته بندي و طبقه بندي شده به بچه ها آموزش داده شود. ابتدا اعتقادات آنگاه دستورات عملي[6]
2- پاك سازي دروني را با دوري از شرك و بازسازي روحي را با نماز آغاز كنيم.
3- فرزندان خود را از طريق سفارش به نماز، مومن و خدايي و از طريق سفارش به امر به معروف و نهي از منكر مسئول و اجتماعي تربيت كنيم.
4- بعد از توجه به مبدأ و معاد مهمترين عمل، نماز است.
5- پدر حكيم رسيدن سختي به فرزندش را مي پذيرد و فرمان صبري مي دهد ولي ضربه به مكتبش را كه سكوت در برابر فساد باشد هرگز[7]و اصبر علي ما اصابك: و در برابر رنج و گرفتاريهايي كه در اين راه بر تو مي رسد شكيبايي قهرمانانه پيشه ساز.
6- با اينكه در قرآن 28 مورد در كنار نماز از زكات ياد شده، اما در اينجا كنار نماز امر به معروف ذكر شده ، شايد به خاطر آن است كه در اين آيه مورد خطاب فرزند است و فرزندان معمولاً ثروتي ندارند كه زكات بپردازند «اقم الصلوه و امر بالمعروف.»[8]
كودك غالباً از سن پنج سالگي و شايد قدري هم زودتر مي تواند حمد و سوره را تدريجاً ياد بگيرد و بر پدر و مادر لازم است كه خودشان يابه وسيله ي يكي از فرزندان بزرگترشان، تدريجاً حمد و سوره رابه او ياد بدهد و سپس بقيه ي اركان نماز را با همين منوال تدريجاً به وي بياموزند و در سن تكليف به اين امر اهتمام ورزيده و جديت به خرج دهند. تدريجي بودن اين امر قبل از تكليف را براي امر عبادي آماده تر مي كند و انجامش براي آنها آسانتر مي شود. رسول اكرم (ص) فرمودند: مروا صبيانكم بالصلوه اذا بلغوا سبعاً، به كودكان خود در هفت سالگي امر كنيد نماز بگذارند.[9]

پدران و مادران نمونه در قرآن، ارکان اصلی خانواده در قرآن

قرآن مجيد نمونه هاي بسيار آموزنده از پدران و مادران خود ساخته به ما معرفي مي كند؛ مردم مسلمان بايد با توجه به اين نمونه ها و الگوها به فكر خودسازي باشند تا بتوانند با عبور از نردبان تكامل به هدف والاي آفرينش دست يابند.
يك پدر نمونه در قرآن، لقمان حكيم است كه سوره اي به خود اختصاص داده در اين سوره لقمان به فرزند خود درس توحيد مي دهد و او را از شرك در همه ابعادش بر حذر مي دارد. زيرا شرك ظلمي بزرگ است. به او مي فهماند كه در اين جهان هيچ چيز حتي اگر به اندازه ي دانه ي خردلي باشد گم نمي شود و اصولاً گم شدن مصداقي ندارد. نماز و امربه معروف و نهي از منكر و صبر و شكيبايي از چيزهايي است كه پدري مهربان و خود ساخته از فرزند مي خواهد و او را از تكبر ، خودپسندي و فخر و مباهات منع مي كند. ميانه روي در راه رفتن، و فرو پوشيدن صدا را به او توصيه مي كند البته همه اينها با توجه به اين است كه پدر و مادر براي فرزند واعظ خوبي نيستند بلكه الهام بخش خوبي هستند. همچنان كه فرزند نيز براي آنها شنونده ي خوبي نيست؟ بلكه الهام گيرنده خوبي است.[10]
لقمان در نقش پدري و مديريت و سرپرستي خانه و خانواده، انساني نمونه بود. به همين دليل قرآن شريف ضمن معرفي او به عنوان پدر نمونه و ترسيم اندرزهاي جامع و كامل و انسان ساز او به همه ي پدران اين درس انسان ساز و جامعه پرداز را مي دهد كه بايد افزون بر رسيدگي به مسائل اقتصادي خانه و خانواده به بعد فرهنگي و فكري و اخلاقي و عقيدتي و انساني خانه و خانواده انديشيد و در هر شبانه روز فرصتي شايسته را براي فرزندان خويش به ويژه نوجوانان و جوانان در نظر گرفت و با آنان نشست و در گوش جان آنان درس توحيد و تقوا، رعايت حقوق و حرمت ديگران ،درس معاد و شناخت جهان پس از مرگ و ادب و زندگي را زمزمه كرد.[11]
پدر نمونه ديگر، ابراهيم خليل الله است كه فرزند شيرخوار خود را با مادرش در جايي كه بعد كعبه و قبله گاه نيايشگران ميشود، اسكان مي دهد و بعد با همكاري او پايه هاي كعبه را استوار مي دارد و آن چنان خود را بر مسند پدري موفق و كامياب مي نگرد كه مي گويد: الحمدالله الذي وهب لي علي الكبر اسماعيل و اسحاق، ستايش خداي را كه با وجود سالخوردگي، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد. (ابراهيم/39)
حضرت نوح نيز پدري نمونه است، منتها بدون اينكه قصور يا تقصيري از او سر زده باشد، گرفتار فرزندي ناخلف مي شود و هر چه اصرار مي ورزد كه او را سوار كشتي كند و در جبهه ي اهل ايمانش جاي دهد، موفق نمي شود. زيرا پسر، راه پدر را نپذيرفته و بر ضلالت روي آورده است به همين جهت هنگامي كه به درگاه خدا مي نالد كه او از خانواده ي من است پاسخ مي شنود[12] «انه ليس من اهلك انه عمل غير صالح فلا تشالن ما ليس لك به علم» او از افراد خانواده تو كه وعده ي نجاتش داديم نيست. مبادا چيزي از من سوال كني كه به آن علم نداري (هود/46)
يك پدر نمونه ي ديگر حضرت زكرياست كه به وجود فرزندي معصوم و شهيدي چون يحيي سرفراز است. يحيي در دوران كودكي به تاييد الهي دل پر نورش سرشار از حكمت است و قرآن او را به عنوان پسري نيكوكار به والدين پرهيزگار و دور از ستمگري و عصيان ميستايد و به او سلام ميكند. (مريم آيات 5-1)
باز قرآن مجيد از پدران نمونه ي ديگر همچون يعقوب پيامبر (در سوره يوسف) و عمران و مرد صالحي كه دو كودك يتيم از او به يادگار مانده بود (در سوره كهف) ياد كرده است.
مادران نمونه نيز در قرآن مجيد بسيارند. يكي از آنها مادر مريم است كه در بحث اصالت و شرافت خانوادگي اوصافي دارد و نيز مادران موسي و يحيي و مادران اسماعيل و اسحاق، همه از مادران نمونه اند.[13]
اگر پدران و مادران جامعه امروز و آينده بتوانند و بخواهند راه اين بزرگ مردان و زنان را بپيمايند ميتوانند خود و اهل خود را به قله رفيع سعادت برسانند. قرآن كريم با ذكر پدران و مادران نمونه و ترسيم اندرزهاي جامع و كامل و انسان ساز آنها به همه ي پدران و مادران درس انسان ساز و جامعه پرداز ميدهد.

برخي از روشهاي تربيتي از ديدگاه قرآن

1- بهره برداري از انگيزه ي محبوب شدن از روشهاي قرآني در ارشاد و تربيت در آيه ان الله لا يحب من كان خوانا اتيما.[14] (نساء/107)
2- استفاده از غريزه سودخواهي و پاداش طلبي انسانها براي نيل به سعادت:[15] من كان يريد ثواب الدنيا فعندالله ثواب الدنيا و الاخره، (نساء/134)
3- استفاده از پاداش خواهي انسان از روشهاي قرآني براي ايجاد انگيزه براي تحصيل علم و گرايش به ايمان و عمل صالح.[16] «لكن الراسخون ...... اولئك سنوتيهم اجراً عظيما (نساء/162)
4- طرح بيم و اميد به همراه يكديگر «فمن يجدل الله عنهم يوم القيامه ..... و من يعمل سوء يجدالله غفوراً[17] (نساء/110)
5- استفاده از الگوی انساني را كه خداوند به دوستي خويش برگزيده، بهترين الگو براي پيروي مردم هستند. [18]«اتبع مله ابراهيم حنيفا و اتخذالله ابراهيم خليلا» (125/نساء)
اساس آموزش و پرورش ديني از سوي خانواده پايه ريزي ميشود؛ آنچه كه والدين در جنبه ي عمل مذهبي مي دهند همان پايه هاي عملي و فكري در رفتار مذهبي براي كودك مي شود. براين اساس براي والديني كه خواستار عمل مذهبي كودك آن هم به نحو صحيح و استوار آن هستند، چاره اي نيست جز اين كه خود از اين باب نمونه و الگو باشند، فايده وجود الگو در تربيت از اين جهت جز اينكه خود از اين باب نمونه و الگو باشند، فايده وجود الگو در تربيت از اين جهت است كه از طريق الگو، مسائل رفتاري و اخلاقي با سرعت و آساني فزونتري آموخته مي شوند نكته هاي تربيتي مذكور ذهن مي گردد و در آدمي بيشتر و بهتر پايدار مي ماند اين امر خصوصاً در كودكان صادق تر است از آن باب كه جنبه ي تقليد در آنها بسيار قوي است و بسياري از مسائل را ناآگاهانه نه بر اساس يك الگو عمل مي كنند. والدين در موارد خاص نه آنجا كه زمينه اي مناسب براي آموزش و پرورش فرزند فراهم مي آيد بايد او را وادار به مشاهده و بررسي كنند كه از جمله آنها سير در آفاق و انفس است براي غني تر كردن تجارب كودك، ريشه دار كردن معتقدات و مكتسبات او اين سير ضروري است و همچنين استفاده از تذكر، به مفهوم يادآوري اصول اساسي در تربيت كودك و بهترين وسيله براي اصلاح و رفع عيوب اوست.[19]
6- ضرورت مقدم داشتن تشويق بر تهديد در هدايت و تربيت انسانها. [20] «رسلاً مبشرين و منذرين» (نساء/165)
7- استفاده از مثال[21] «و لقد ضربنا للناس في هذا القرآن من كل مثل» (زمر/27)
8- نظم و تربيت والدين: آنها بايد الگوي نظم و انضباط باشند، نظمي كه كودك زندگي خود را بر اساس آن استوار سازد و انضباطي كه طفل از آن اطاعت بياموزد آن هم توأم با رغبت و احترام و براساس عدل.
9- رعايت حق و عدل: كودك اصول دموكراسي، احترام به انسانيت، رعايت حق و قانون و .... را از طريق والدين ياد مي گيرد[22]«ان الله تعالي يحب ان تعدلوا بين اولادكم حتي في القبل» خداوند دوست دارد كه ميان فرزندان خود حتي در بوسيدن آنها به عدالت رفتار كنيد.5
10- تقوا و پرهيزگاري: اخلاق به معناي مجموعه اي از اصول حاكم بر رفتار و روابط زندگي از خانواده شروع ميشود و اين والدينند كه با روش و هنجارهای خاص خود، در زندگي، درس تقوا و پرهيزگاري به كودكان مي آموزند.
11- اعتراف به اشتباه: والدين فهميده اگر در زندگي خود اشتباهي مرتكب شدند، فوراً بدان اعتراف مي كنند و نشان مي دهند كه آنها هم كامل نيستند اين اعتراف به كودك درس شهامت و شجاعت، اخلاق مي دهد و به او ياد مي دهد كه درباره ي خطاي خود نبايد سماجت كند و سرسختي نشان دهد بلكه در صدد رفع عيب و اصلاح آن خواهد پرداخت1
12- امداد و حمايت كودكان: مساله حمايت و امداد كودكان همچون ديگر ناتوانان در قرآن كريم از پر اهميت ترين مسائل است. «ما لكم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان»(نساء/75) امداد و حمايت كودكان از تمام راهها نتيجه اش شکفته شدن استعداد آنها و به اوج ترقي رسيدن ايشان است.2
13- تاثير جلب اعتماد: از عبارتهايي كه در نامه ي شريف 31 نهج البلاغه استفاده مي شود كه موفقيت در امر تربيت متوقف است بر جلب اعتماد و تحبيت و اظهار خير خواهي و برانگيختن احساسات و عواطف شخصي كه تحت تربيت و پرورش قرار مي گيرد.[23]
1- ابراز خيرخواهي و برانگيختن عواطف با تكرار كلمه بني كه از آن مهرباني و دلسوزي و دلبستگي فهميده مي شود.
در قرآن كريم اين كلمه (بني) در چند مورد براي بيان و ابراز مهرباني و ملاطفت و دلسوزي بكار گرفته شده: يا بني اركب معنا. (هود آيه 42) قال يا بني لا تفضص روياك، (يوسف آيه 5) يا بني لا تشرك بالله (لقمان آيه 13) يا بني انها ان تك مثقال حبه من خردلٍ، (لقمان آيه 16) يا بني اقم الصلوه (لقمان آيه 17) يا بني اني اري في المنام (صافات آيه 102) [24]
پرورش ديني فرزندان بزرگترين وظيفه زندگي پدران و مادران و نوعي وظيفه شرعي آنان است ، همين نوزادان ناتوان امروز زنان و مردان توانا و پدران و مادران آينده اند و تربيت به عنوان يك امانت در نسلها در گردش است. بايد دانست تربيت صحيح و معمولي اطفال زحمتش به مراتب ساده تر از تربيت مجددشان است. دشواري تربيت به عدم توانايي پدران و مادران و عدم آگاهي و تسلط آنان باز مي گردد وگرنه اگر خود بكوشند ابتدا خود را به عنوان يك الگو مورد تهذيب قرار دهند خواهند توانست دين را در فرزندان خود شكوفا ساخته و فطرتشان را بيدار كنند و راهنماي خوبي براي رسيدن به مقاصد اسلامي داشته باشند.

جمع بندي و نتيجه گيري

از ويژگيهاي مهم آدمي نقش خانواده اوست و همه مكاتب و مذاهب از جمله دين مبين اسلام اهميت ويژه اي براي آن قائل شده است به اندازه اي كه تربیت را از وظايف والدين و حقوق فرزندان مي شمرد. تربيت بايد به نحو صحيح در وجود فرزند شكل بگيرد چرا كه فطرت خداجوي انسان از همان دوران تولد به سمت خداوند جهت دارد. والدين بايد در مسير تربيت همگام با آن، اين نيروي بالقوه را هر چه نزديكتر به دين به صورت پاك و بي آلايش بالفعل تبديل كنند. همانطور كه آيات قرآن فطري بودن آن را تائيد مي كند. تربيت از همان دوران كودكي باعث مي شود فطرت خدا جوي فرزند بصورت كامل شكوفا شده و در مراحل بعدي رشد كه كودك قدري استقلال پيدا مي كند بي راهه ها را به او مي نماياند.
تربيت ديني كه مورد توجه اسلام است هرگز تربيت كودك را به بعد از بلوغ موكول نكرده و از زمان قبل از تولد نكاتي را يادآور ميشود. اهميتي كه دين اسلام به تربيت ديني نوجوانان و جوانان داده است به اين دليل است كه آنها در فردايي نه چندان دور، خود پدران و مادران آينده اند وبايد نسلي ديگر را طبق موازين اصولي دين بپرورانند.
الگوهايي كه در قرآن ذكر شده است با هشداري به والدين از آنها مي خواهد در دين ثابت قدم باشند و فرزندان خود را از همان مراحل اوليه به اصول و فروعش آشنا كرده آنها را هدايت كنند. دين مبين اسلام در آيات و رواياتش ابتدا از والدين مي خواهد اصول دين را به فرزندان خود آموزش دهند و در مسير رشد با توجه به مقتضيات سنشان فروع را به آنها بياموزند. اسلام در آيات و روايات و كردار عمل معصومين (ع) قدم به قدم نكاتي را كه موجب سقوط آدمي يا عزت او ميشود به وي مي آموزد در آن به صراحت از زبان لقمان حكيم مراتب تربيت ديني را با خداشناسي و معاد آموزش مي دهد و با بيان پدران و مادران نمونه حجت را بر والدين تمام مي كند. پس مي توان در اين راستا نظر داد كه تربيت امري اكتسابي است و كودك با تقليد از اطرافيان خود به ويژه در محيط خانواده از والدين، سعي در همانند سازي دارد و دين اسلام كه به سعادت بشري اهميت داده است از همان ابتدا افراد را متوجه اين امر خطير كرده و راهكارهاي مختلف براي رسيدن به مقصد بيان مي كنند و نه تنها از يك روزنه بلكه از تمام جهات راههاي مختلفي را در مسير عاملان تربيت قرار مي دهد و حتي با نگاهي گذرا به آن مي توان ارتباط تنگاتنگ بين دين و روان آدمي را مشاهده كرد.
تربيت ديني تاثير بسزايي در شخصيت و شكل گيري آن دارد و يك كودك در كنار دين مي آموزد كه چگونه بينديشد و چگونه با ديگران ارتباط برقرار كند و در اين ارتباط چه برخوردی با ديگران داشته باشد كه او را به سعادت نه مذلت و خواري رهنمون كند.
در اسلام به اخلاق و كردار، رفتار و محيط اجتماعي كه كودك در آن قرار دارد آنقدر اهميت داده كه براي هر كدام قوانين و مقرراتي را وضع نموده است و از افراط جلوگيري كرده و در هر بعد سخنان گوهرباري را بيان مي دارد و در بعد جسماني براي تغذيه نوزاد و شير مادر اهميت بسيار قائل است و تنها به تغذيه نپرداخته بلكه تحركات جسمي را كه هم در رشد فيزيكي و هم در رشد قواي فكري تاثير دارد عنوان نموده است.
در بعد اخلاق با بيانات بسيار نافذ و سودمند تمام جوانب كار را مد نظر قرار داده و از همان سنين اوليه از حسن خلق و ارتباط با ديگران و تاثير آن در ساخت شخصيتي ممتاز به بحث پرداخته است. در بعد عاطفي به تعادل ارشاد مي كند و نوع برخورد عاطفي را با بيان الگو و نمونه توضيح مي دهد. در بعد عقلي ابتدا با بيان اهميت آموزش به اين امر مهم پرداخته و در شاخه هاي متعدد با هوشياري كامل به عاملان تربيت راهكار نشان مي دهد. و در بعد محيطي و اجتماعي، سالم بودن محيط را در مرحله ي نخست قرار داده و از آنان در كنار ساير عوامل تاثير گذار به عنوان بستري كاملاً حساس و موثر سخن گفته و همه اين ابعاد در كنار هم و با پيوندي ناگسستني پايه هاي شخصيت را مي سازد.
ديدگاه وسيع اسلام در مرحله اوليه رشد كودك نكات دقيق را بيان كرده و با وجود موانع تربيتي در ابعاد مختلف ساكت ننشسته به آدمي راهكار مي دهد. بخش وسيعي از روايات كه در بيان ادب، اخلاق،‌ تكريم و ... است همه در تربيت خلاصه مي شود تربيتي كه مبناي آن دين است نه تربيتي كه در غرب بصورت مادي بدون توجه به بعد معنوي بدان پرداخته شده است.
پس نتيجه مي گيريم: تربيت يك امر ضروري است و شناخت دين در همين راستا به عنوان تربيت ديني يكي از مسئوليتهاي سنگين والدين و خانواده است كه همگام با فطرت، آنچه در درون فرزند بالقوه است را تبديل به بالفعل مي كند.

منابع و ماخذ:

1- قرآن كريم
2- آئين تربيت: انتشارات اسلامي، تهران، 1362، چاپ پنجم، ابراهيم اميني
3- ارزشيابي خلاق در تعليم و تربيت ديني بصيرت گيرا، انتشارات نهج، 1382 چاپ اول، سعيد راصد، فاطمه رمضاني، عليرضا رحيمي
4- اسلام و حقوق كودك: انتشارات دارالتبليغ اسلامي، 1353، چاپ دوم، احمد بهشتي
5- اسلام و تعليم و تربيت بخش دوم تعليم: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، بي جا، 1374 چاپ شانزدهم سيد محمد باقر حجتي
6- اصول كافي: انتشارات ولي عصر (عج) تهران، 1377 چاپ دوم، ابي جعفر محمد ابن يعقوب ابن اسحاق الكليني با ترجمه و شرح جواد مصطفوي
7- الحديث: احاديث و ترجمه از كتابهاي گفتار فلسفي، دفتر انتشارات فرهنگ اسلامي ، بي تا، چاپ يازدهم، مرتضي فريد
8- تفسير نمونه ناشر دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1353 چاپ دوم، مكارم شيرازي و همكاران
9- خانواده در قرآن، انتشارات تبليغات اسلامي ، 1377، چاپ دوم، دكتر احمد بهشتي
10- خانواده و تربيت كودك: دارالتبليغات اسلامي، 1355، دكتر علي قائمي اميري
11- خانواده و نماز: سازمان انجمن اولياء و مربيان، شماره انتشار 114، بي جا، 1379 چاپ دوم، به قلم جمعي از نويسندگان
12- رابطه ي بين والدين و كودكان راه حلهاي جديد براي مسائل قديمي: انتشارات اطلاعات تهران 1381، چاپ دوازدهم دكتر هايم جي كينات، ترجمه سياوش سرتيبي
13- راهنمايي و مشاوره از ديدگاه اسلام انتشارات تبليغات اسلامي ، 1379، چاپ اول، محمدرضا مطهري
14- سيره تربيتي پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) تربيت فرزند: پژوهشكده حوزه و دانشگاه قم، الحادي، 1380، چاپ اول، سيد علي حسين نژاد، زير نظر عليرضا اعرابي
15- شرح و تفسير لغات قران براساس تفسير نمونه: انتشارات آستان قدس رضوي مشهد، 1374، چاپ اول، جعفر شريعتمداري
16- صحيفه كامله سجاديه، الهادي قم، 1376، چاپ اول، ترجمه عبدالجواد ابراهيمي، محسن غرويان

پی نوشت ها:

1- همان منبع – ص 30
1- تفسير نمونه مكارم شيرازي ج 13 ص 342
2- ترجمع تفسير الميزان، اسلامي بي تا، استاد علامه طباطبايي، مترجم محمدباقر موسوي همداني ج 14 ص 361 (با تلخيص)
3- نرم افزار جامع قرآن كريم تفسير كشف الحايق ج 2 ص 415
1- مربي نمونه تفسير سوره لقمان، تبليغات اسلامي قم، 1381 چاپ هفتم، آيت الله جعفر سبحاني ص 180 -168 (با تلخيص)
1- خانواده و نماز جمعي از نويسندگان ص 75
2- تفسير نور انتشارات وزارت ارشاد اسلامي، تهران، 1383 محسن قرائتي ج 9 ص 261-260 (با تلخيص)
1- تفسير نور محسن قرائتي ج 9 ص 260
2- گفتار فلسفي كودك محمد تقي فلسفي ص 198
1- خانواده در قرآن دكتر احمد بهشتي 237
2- تفسير بيان برگرفته از تفسير عظيم مجمع البيان مهدي بيستوني ج 21 ص 189-188
1- خانواده در قرآن دكتر احمد بهشتي ص 238
1- خانواده در قرآن دكتر احمد بهشتي ص 239
2- تفسير راهنما، تبليغات اسلامي، قم، 1379، چاپ دوم اكبر هاشمي رفسنجاني و جمعي از محققين مركز فرهنگ و معارف اسلامي ج 4 ص 30
3- معارف اسلامي ج 4 ص 30
4- همان منبع ص 171
1- همان منبع ص 37
2- همان منبع ص 70
1 - خ تعليم و تربيت در نهج البلاغه عبدالمجيد زهادت ص 144
2- تفسیر راهنما – رفسنجانی ج 4 ص 179
3- تعلیم و تربیت در نهج البلاغه ، عبدالحمید زهادت ص 190
4- خانواده و تربیت کودک دکتر قائمی امیری ص 264 ( با تلخیص )
5- نهج الفصاحه ابوالقاسم پاینده حدیث 754 ص 152
1- خانواده و تربیت کودک دکتر قائمی امیری ص 264 ( با تلخیص )
2- تعلیم وتربیت در نهج البلاغه ، عبدالحمید زهادت ص 144
[24] - همان منبع ، ص 147



CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org