تعداد بازدیدها : 4124
  عنوان مقاله : آل
 نویسنده : محمدحسن ناصحى
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >معارف قرآن(7684)->زن و خانواده(447)->خانواده(131)
  آدرس اینترنتی:   http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=1 
 منبع: دائره المعارف قرآن کریم (جلد 1) - مرکز فرهنگ و معارف قرآن
 چاپ مقاله


متن مقاله

آل: اهل، خانواده، پيروان، شخص[45]

اين واژه، 25 بار فقط به صورت مضاف در قرآن آمده است.[46] سيزده بار به «فرعون»، چهار بار به «لوط»، دو بار به «ابراهيم» و «يعقوب» و يك بار نيز به هر يك از واژه‌هاى «موسى» «هارون» «داوود» و «عمران» اضافه شده است. در ريشه لغوى «آل» دو نظر اساسى وجود دارد[47] كه بر گوناگونى معناى اين لفظ، تناسب معانى با لفظ و نيز تشخيص معناى حقيقى از مجازى مؤثّر است. (=>اهل و خانواده، پيروان، همين مقاله)

«آل» در قرآن:

لغويان و مفسّران براى «آل» چهارمعنا ذكر كرده‌اند: «اهل و خانواده*» «پيروان» «شخص» و «نزديكان خاص».[48] «آل» در قرآن بيش‌تر به معناى «پيروان» است؛ يعنى قوم و گروهى كه پيرو شخصى داراى مسلك ويژه باشند كه آن‌ها را به هم پيوند داده است؛ پس از اين معنا، «آل» به ترتيب در معانى «اهل و خانواده» «شخص» و «نزديكان خاص» به كار رفته است.

اهل و خانواده:

اين معنا، شايع‌ترين معناى «آل» است؛ از اين رو، هنگام كاربرد اين واژه بدون قرينه، فقط اين معنا به ذهن مى‌آيد. شايد تبادر معناى خانواده موجب شده تا بعضى لغويان، آن را فقط به همين معنا بدانند.[49] به نظر برخى لغويان، «آل» در اصل، «اهل» بوده، «هاء» به «همزه» تبديل؛ سپس تخفيف شده و كلمه «آل» پديد آمده است؛ زيرا مصغّر كلمه «آل»، «اُهَيْل» است و تصغير، كلمات عرب را به ريشه لغوى آن‌ها باز مى‌گرداند.[50] برخى از لغويان و مفسّران نيز همين نظر را تأييد كرده‌اند.[51] برخى، از جمع بين آيه «إِلاَّ ءَالَ لوط نَجَّينـهُم بِسَحَر = فقط خانواده لوط بود كه سحرگاهشان رهانيديم» (قمر/54‌، 34) و «فَأَسرِ بِأَهلِكَ بِقِطع مِنَ الَّيل = پس پاسى از شب گذشته، خانواده‌ات را حركت ده» (هود/11، 81) نتيجه مى‌گيرند كه آل، همان اهل است.[52] شيخ طوسى نيز در آيه «إِنَّ اللّهَ اصطَفى ءَادَمَ و نوحاً و ءَالَ إبرهيمَ و ءَالَ عِمرنَ عَلَى العلَمين = خداوند؛ آدم، نوح، آل* ابراهيم و آل*‌عمران را بر جهانيان برگزيد» (آل‌عمران/3، 33) «آل» را به معناى «اهل» مى‌داند.[53] گروهى ديگر از مفسّران نيز همين معنا را براى «آل» در آيات ذيل پذيرفته‌اند: «إلاَّ ءَالَ لُوط نَجَّينـهُم بِسَحَر» (قمر/54‌، 34)، «أَخرِجوا ءَالَ لوط مِن قَريَتِكُم = خانواده لوط را از قريه خود بيرون برانيد» (نمل/27، 56)، «إِلاَّ ءَالَ لُوط اِنَّا لَمُنَجُّوهُم أَجمَعين = ديگر خانواده لوط كه به تحقيق همه آن‌ها را رهانيديم». (حجر/15،59)[54] در چند جاى قرآن، از جمله در آيه 33 آل‌عمران/3 و 54 نساء/4 آل به معناى فرزندان آمده؛[55] امّا منافاتى با معناى «اهل» ندارد؛ چرا كه بارزترين مصداق اهل‌و‌خانواده هركسى فرزندان اويند. گرچه شايع‌ترين معناى «آل»، «اهل» است، تفاوت‌هايى بين كاربرد اين دو وجود دارد؛ از جمله، «آل» برخلاف «اهل» به زمان، مكان و كلمات نكره اضافه نمى‌شود؛ هم‌چنين «آل» برخلاف «اهل» بيش‌تر به افراد شريف و با فضيلت (در‌دنيا‌يا‌آخرت) اضافه مى‌شود؛[56] ازاين رو، در قرآن، مضافٌ‌اليه «آل» يا نام پيامبر(صلى الله عليه وآله)است يا «فرعون» كه بزرگ و فرمان‌رواى قوم خود بوده‌است.

پيروان:

اين معنا (پيروان كسى كه آيين و مسلك خاّصى دارد) در قرآن بيش از معانىِ ديگر آمده است.[57] در آيه «و‌أَغرَقنا ءَالَ فِرعَون = و ما پيروان فرعون را غرق گردانيديم» (انفال/8‌،54) از لشكر فرعون به «آل» تعبير شده؛ چون با او بر يك عقيده بودند.[58] آل، در آيه «أَدخِلوا ءَالَ فِرعَونَ أشَدَّ العَذاب» (غافر/40، 46) نيز به همين معنا است؛ زيرا فرعون، فرزند نداشته، و‌پدر، عمو، برادر و نزديكان خاصّ وى نبوده‌اند تا خاندان و اهلش مراد باشد؛ پس پيروان وى منظور است؛[59] بنابراين، مقصود در سيزده آيه‌اى كه در آن‌ها «آل‌فرعون» آمده، پيروان فرعون است، نه اهل و خانواده او. پيش از اين گذشت كه در ريشه لغوى «آل» دو نظر وجود دارد كه يكى از آن‌ها در ذيل معناى «اهل» ذكر شد. رأى ديگر اين‌است كه «آل» از كلمه ديگرى گرفته نشده؛ بلكه اصلِ آن، «اَوْل» به معناى رجوع و بازگشت و مصغَّرش «أُوَيْل» است، نه «أُهَيْل»؛[60] در اين صورت، تناسب آل با معانىِ چهارگانه حفظ مى‌شود؛ چرا كه با اين ريشه لغوى، آلِ شخص به كسانى گفته مى‌شود كه به سبب خويشاوندى يا با عنوان يا روش و دين به او منسوب باشند؛[61] پس تفاوت «اهل» با «آل» در اين است كه در «اهل»، «انس و الفت» با شخص، و‌در «آل» رجوع به شخص[62] اصل قرار مى‌گيرد. براساس رأى اين گروه از لغويان، بعيد نيست كه آل، «مشترك لفظى» و معانى مذكور، حقيقى باشد نه مجازى.

شخص:

گاهى مقصود از آلِ فلان، خودِ شخص است.[63] دليل‌اين‌كه‌از شخص، به آل او تعبير مى‌كنند، توجّه دادنِ ديگران به مقام و شأن او است.[64] اين معنا، هم مورد نظر مفسّران است و هم در اشعار عرب آمده. به نظر برخى مفسّران، در آيه «وَبَقيَّةٌ مِمّا تَرَكَ ءَالُ موسى و ءَالُ هـرون» (بقره/2،248)، «إِنَّ اللّهَ اصْطَفى ءَادمَ و نوحاً وَ‌ءَالَ إبرهيمَ وَ ءَالَ عِمرن عَلَى العـلَمين» (آل‌عمران/3،33) مقصود، شخصِ موسى، هارون، ابراهيم و عِمران است؛[65] همان‌گونه كه مراد از «آل‌ابى‌بكر» در بيت زير، شخص ابوبكر است: و لاتبك ميتاً بعد ميت أحبّه / على و عبّاس و آل‌أبى‌بكر.[66]

نزديكان خاص:

چهارمين معناى واژه «آل»، كسانى هستند كه رابطه خاصّى با انسان دارند؛ چه اين رابطه از طريق خويشاوندى و نزديكى با فرد حاصل شود، چه با دوستى؛[67] براين‌اساس، منظور از آل‌محمد(صلى الله عليه وآله)، نزديكان خاصّ حضرت خواهد بود. علاّمه طباطبايى، براساس همين معنا، مقصود از «آل‌ابراهيم» و «آل عِمران» در آيه «إِنَّ اللّهَ اصطَفى ءَادَم و‌نوحاً و ءَالَ إبرهيمَ وَ ءَالَ عِمرن عَلَى العـلَمين» (آل‌عمران/3، 33) را نزديكانِ خاصّ ابراهيم و‌عمران و كسانى مى‌داند كه به آن دو ملحق‌مى‌شوند.[68]

منابع:

التحقيق فى كلمات‌القرآن‌الكريم؛ التبيان فى تفسيرالقرآن؛ التفسير الكبير؛ تفسير نمونه؛ الجامع لأحكام‌القرآن، قرطبى؛ قاموس قرآن؛ لسان‌العرب؛ مجمع‌البحرين؛ مجمع‌البيان فى تفسير القرآن؛ المعجم الإحصايى؛ معجم مقاييس‌اللغة؛ مفردات الفاظ القرآن؛ الميزان فى تفسير القرآن.
محمدحسن ناصحى



[45] التحقيق، ج‌1، ص‌176، «آل».
[46] المعجم الاحصائى، ج2، ص‌15.
[47] مفردات، ص 98، «آل»؛ التحقيق، ج 1، ص 177.
[48] مفردات، ص‌98، «آل»؛ لسان‌العرب، ج‌1، ص‌254، «اهل»؛ التحقيق، ج‌1، ص‌176، «آل».
[49] قاموس قرآن، ج‌1، ص‌143، «آل».
[50] مفردات، ص‌98، «آل».
[51] مجمع‌البحرين، ج‌1، ص‌134، «اول»؛ الميزان، ج‌3، ص‌165.
[52] قاموس قرآن، ج‌1، ص‌143، «آل».
[53] التبيان، ج‌2، ص‌441.
[54] مجمع‌البيان، ج‌6‌، ص‌524‌؛ نمونه، ج‌23، ص‌61 و ج‌9، ص186 و ج‌11، ص‌102.
[55] التفسيرالكبير، ج10، ص133؛ قرطبى، ج4، ص41؛ الميزان، ج3، ص165.
[56] مفردات، ص‌98، «آل»؛ لسان‌العرب، ج‌1، ص‌255، «آل».
[57] التحقيق، ج‌1، ص‌176، «آل».
[58] قاموس قرآن، ج‌1، ص‌143، «آل».
[59] قرطبى، ج‌1، ص‌260.
[60] التحقيق، ج‌1، ص‌177، «آل».
[61] همان.
[62] همان.
[63] مقاييس، ج‌1، ص‌161، «اول»؛ مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌614 و 615‌.
[64] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌734.
[65] مجمع البيان، ج‌2، ص‌614 و 615 و 734؛ التفسير‌الكبير، ج‌6‌، ص‌191.
[66] مقاييس، ج‌1، ص‌161 «اول»؛ مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌615‌.
[67] مفردات، ص‌98 «آل».
[68] الميزان، ج‌3، ص‌165.


CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org