تعداد بازدیدها : 1693
  عنوان مقاله : چرا قرآن مجید از دو راه ظاهر و باطن سخن گفته؟
 نویسنده : سید محمد حسین طباطبایی
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >علوم قرآن(2769)->اصول و مباني فهم قرآن(341)->ظاهر و باطن قرآن(35)
  آدرس اینترنتی:   http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=3167  
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
چرا قرآن مجید از دو راه ظاهر و باطن سخن گفته؟

طباطبایی، سید محمد حسین؛

1- انسان در زندگی ابتدائی خویش که دنیوی و موقتی است مانند یک حبابی خیمه هستی خود را روی دریای بیکران ماده زده در همه فعالیتهائی که در مسیر وجود میکند سر سپرده امواج خروشان ایندریای‏بیکران است و سر و کار با ماده دارد.
حواس بیرونی و درونیش بماده و مادیات مشغول و افکارش نیز پای بند معلومات حسی‏اش میباشد، خوردن و آشامیدن و نشستن و برخاستن و گفتن و شنودن و رفتن و آمدن و جنبیدن و آرمیدن و بالاخره همه فعالیتهای زندگی را روی ماده انجام میدهد و فکری جز این ندارد.
و گاهی که پاره‏ای از معنویات را مانند دوستی و دشمنی و بلندی همت و بزرگی مقام و نظائر آنها تصور میکند، اکثریت افهام آنها را بواسطه مجسم ساختن مصداقهای مادی در نظر تصور میکنند چنانکه شیرینی پیروزی را با شیرینی قند و شکر و جاذبه دوستی را با کشش مغناطیس و بلند همتی را با بلندی مکان یا جای یکی از ستارگان و بزرگی مقام را با بزرگی کوه یا نظیر آن حکایت مینمایند.
در عین حال افهام در توانائی درک و تفکر معنویات که از جهانی وسیعتر از ماده میباشند مختلفند و مراتب گوناگون دارند، فهمی است که در تصور معنویات هم افق صفر است و فهمی است که کمی بالاتر از آن می‏باشد و بهمین ترتیب تا برسد به فهمی که با نهایت آسانی وسیعترین معنویات غیر مادی را درک میکند.
و در هر حال هر چه توانائی فهمی در درک معنویات بیشتر باشد بهمین نسبت تعلقش بجهان ماده و مظاهر فریبنده‏اش کمتر و همچنین هر چه تعلق کمتر توانائی درک معنویات بیشتر می‏باشد، و با این وصف افراد انسان با طبیعت انسانی که دارند همگی استعداد این درک را دارند و اگر استعداد خود را ابطال نکنند قابل تربیتند.
2-از بیان گذشته این نتیجه بدست میآید که معلومات هر یک از مراتب مختلف فهم را بمرتبه پائین‏تر از خود نمیشود تحمیل کرد و گرنه نتیجه معکوس خواهد داد و مخصوصا معنویاتی که سطح‏شان از سطح ماده و جسم بسی بالاتر است اگر بی‏پرده و پوست کنده بفهم عامه مردم‏که از حس و محسوس تجاوز نمیکند تحمیل شود بکلی ناقض غرض خواهد بود.
اینجا بعنوان نمونه مذهب و ثنیت را میتوان ذکر نمود:کسی که با تامل عمیق در بخش او پا نیشاد و یدای هندی دقت کند و همه اطراف سخنان این بخش را پائیده برخی را با برخی تفسیر کند خواهد دید که هدفی جز توحید خالص و یگانه پرستی ندارد ولی متاسفانه چون بی‏پرده و لفافه بیان شده وقتی که نقشه توحید خدای یگانه که در او پا نیشادها تنظیم شده در سطح افکار عامه پیاده میشود جز بت‏پرستی و اعتراف بخدایان بسیار از آب در نمیآید.
پس در هر حال اسرار ماوراء طبیعت و ماده را بپای بندان عالم ماده در پس پرده باید گفت.
3-در عین حال که در مذاهب دیگر برخی از مردم از مزایای دینی محرومند مانند صنف زن در مذهب برهمنی و کلیمی و مسیحی و مانند محرومیت عامه از مداخله در معارف کتاب‏های مقدس در وثنیت و مسیحیت، اسلام هیچگونه محرومیتی در مزایای مذهبی برای کسی قائل نیست و عامه و خاصه و زن و مرد و سیاه و سفید در امکان دست‏یافتن بامتیازات مذهبی پیشش مساوی میباشند چنانکه خدای متعال میفرماید: «انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی بعضکم من بعض‏» (1) ترجمه:من تباه نمیکنم عمل عمل کننده‏ای را از شما از مرد یا زن همه از همدیگرید-از یکنوعید-) و میفرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم‏» (2) ترجمه:ای مردم ما همه شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما رابگروههای بزرگ و کوچک قسمت کردیم که شناسائی حاصل کنید تحقیقا گرامی‏ترین شما پیش خدا پرهیزکارترین شما است) .
پس از بیان این مقدمات میگوئیم قرآن مجید باینکه در تعلیم خود انسانیت را مورد نظر قرار داده یعنی هر انسانی را از آن جهت که انسان است قابل تربیت و تکمیل میداند تعلیم خود را در جهان بشریت‏بسط و توسعه داده است.
و نظر باینکه افهام در درک معنویات اختلاف شدید دارند و چنانکه دانسته شد القاء معارف عالیه از خطر مامون نیست تعلیم خود را مناسب سطح ساده‏ترین فهم‏ها که فهم عامه مردم است قرار داده و با زبان ساده عمومی سخن گفته است.
البته این روش این نتیجه را خواهد داد که معارف عالیه معنویه با زبان ساده عمومی بیان شود و ظواهر الفاظ مطالب و وظائفی از سنخ حس و محسوس القاء نماید و معنویات در پشت پرده ظواهر قرار گرفته و از پشت این پرده خود را فراخور حال افهام مختلفه بآنها نشان دهد و هر کس بحسب حال و اندازه درک خود از آنها بهره‏مند شود.
خدای متعال در کلام خود میفرماید: «انا جعلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم‏» (3) [ترجمه:به درستی ما آنرا قرآن عربی-عربی مقرو و خواندنی-قرار دادیم تا شاید شما تعقل کنید و بدرستی آن در حالیکه در پیش ما در ام الکتاب است‏بلند (دست افهام بشری بآن نمیرسد) و محکم است (افهام در آن رخنه نمیکنند) ].
و باز در مثلی که برای حق و باطل و ظرفیت افهام میزند می‏فرماید: «انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها» (4) ترجمه:خدا از آسمان آبی‏نازل کرد پس-آب در-مسیلهای-مختلف-هر کدام بقدر-ظرفیت-خود روان شدند.
و پیغمبر اکرم در حدیث معروف (5) خود میفرماید: «انا معاشر الانبیاء نکلم الناس علی قدر عقولهم‏» (ترجمه:ما گروههای پیغمبران با مردم باندازه عقلهاشان سخن میگوئیم) .
نتیجه دیگری که ازین روش گرفته میشود اینست که بیانات قرآن مجید سبت‏ببطونی که دارند جنبه مثل بخود میگیرند یعنی نسبت‏بمعارف الهیه که از سطح افهام عادیه بسی بلندتر و بالاتر میباشد مثلهائی هستند که برای نزدیک کردن معارف نامبرده بافهام زده شده‏اند خدای متعال در کلام خود میفرماید: «و لقد صرفنا للناس فی هذا القرآن من کل مثل فابی اکثر الناس الا کفورا» (6) ترجمه:و سوگند میخورم ما درین قرآن برای مردم از هر گونه مثلی گرداندیم ولی بیشتر مردم امتناع ورزیدند جز اینکه نپذیرند و کفران کنند) .
و باز میفرماید: و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون‏» (7) ترجمه: و آنست مثلها برای مردم میزنیم ولی آنها را تعقل نمیکند مگر کسانیکه دارای علمند) و قرآن مجید امثال بسیار ذکر میکند ولی آیات بالا و آنچه درین مضمون است مطلق میباشند و در نتیجه باید گفت همه بیانات قرآنی نسبت‏بمعارف عالیه که مقاصد حقیقی قرآنند امثال میباشند.

پی‏نوشت‏ها:

1- سوره آل عمران آیه 195
2- سوره حجرات آیه 13
3- سوره زخرف آیه 4
4- سوره رعد آیه 17
5- بحار ج 1 ص 37.
6- سوره اسری آیه 89
7- سوره عنکبوت آیه 43


CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org