تعداد بازدیدها : 1950
  عنوان مقاله : رفتار شناسي شخصيت مستكبران
 نویسنده : خليل منصوري
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >معارف قرآن(7684)->علوم سياسي(328)->فلسفه سياسي(158)->موضوعات اساسي فلسفه سياسي(118)->استکبار(11)
صفحه اصلی موضوعات (12127) >معارف قرآن(7684)->روان شناسي(131)->مباحث كلي روان شناسي(22)->شخصيت شناسي(12)
  آدرس اینترنتی:   http://www.somamus.com/index.php?option=com_content&task=view&id=433&Itemid=9  
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
رفتار شناسي شخصيت مستكبران

خليل منصوري

در قرآن ، فرعون و ابليس به عنوان دو نماد از شخصيت مستكبران مورد تحليل شخصيتي قرار گرفته اند. (سوره بقره آيه 34 و سوره قصص آيه 74 و نيز سوره مومنون آيه 46) قرآن مي كوشد تا با گزارشي به نسبت كامل و جامع اي از اين دو شخصيت ، تمام زوايا هويدا و نهان اين دسته را به خوبي بنماياند. گزينش ابليس از جنيان و فرعون از مردمان از اين رو انجام گرفت كه آنان از هر نظر شخصيت هاي ممتاز و نمونه در اين حوزه مورد بحث و شاهدي خوب براي ارزيابي و تحليل بودند.
پيش از اين در گزارشي بخشي از شخصيت ايشان از ديدگاه و نگرش قرآن مورد بررسي قرار گرفت. در اين نوشتار مي كوشيم تا بخشي ديگر از زواياي شخصيتي آنان با توجه به گزارش و تحليل قرآن مورد توجه قرار گيرد. نگره قرآن به اين مساله مي تواند راهنمايي براي شناخت شخصيت هاي استكباري و واكنش درست در برابر ايشان باشد. در اين جا تنها شخصيت استكباري فرعون با توجه به رفتار و منش وي نسبت به حوزه اي خاص (عقيده) مورد تحليل قرار مي گيرد و كوشش مي شود تا با توجه به اطلاعات و داده ها ي قرآن آن را با موضوعات امروزي تطبيق و به صورت مقايسه اي ارزش گذاري شود.
شخصيت انسان كه برآيندي ازعقيده و عمل شخص است ، شاكله وجودي فرد را تشكيل مي دهد. شخصيت امري به نسبت ثابت است و به آساني تغيير نمي يابد. به اين معنا كه انسان در فرايندي طولاني به شكل اكتسابي شخصيت خود را مي سازد به گونه اي كه بازسازي آن گاه غير ممكن ارزيابي مي شود و آن را جزو ثابتات و ذاتيات قرار مي دهد. هر چند كه جزو ذاتيات نيست ولي به جهت نوع ثبوت و پايداري كه در آن يافت مي شود در حكم ذاتيات و ثابتات قلمداد مي شود. از اين رو در سخني از اميرمومنان (ع) آمده است كه العاده طبيعه ثانويه، يعني عادت طبيعت دوم بشر است. اين از آن جهت است كه امري كه انسان بدان عادت كرده باشد مانند ذاتيات دوم انسان مي باشد و از پايداري نسبت قوي اي برخوردار مي شود. تغيير اين عادات و ثابتات استوار به شكلي غير ممكن مي شود كه برخي آموزش و بازپروري را درباره اين افراد بيرون از دايره قدرت ارزيابي كرده و حاضر به سرمايه گذاري در اين بخش نمي شوند. آن چه در يك فرايند طولاني شكل مي گيرد به عنوان شخصيت انساني از پايداري و استواري برخوردار مي شود كه مي توان گفت هر فردي در قيامت بر پايه اين كارنامه اعمال و عقايد بر انگيخته مي شود . كودكي كه بي نقش جز نقش فطرت است در يك فرايند آموزشي مستقيم و غير مستقيم ، هويدا و نهان آن چنان نقش استواري مي يابد كه بي هيچ عنوان امكان دگرگوني آن نيست.
فرعون نيز براي خود در يك فرايند طولاني شخصيتي ساخت كه قرآن از آن به شخصيت استكباري تعبيرمي كند. اين شخصيت داراي گونه اي از رفتار و منش و كنش است كه شناسايي آن راهي براي تشخيص و تعيين مولفه هاي شخصيت هاي مستكبر واستكباري است. يكي از ويژگي هاي رفتاري شخصيت هاي استكباري ، ديكتاتوري است. اين افراد همان گونه كه نقدناپذيرند افرادي هستند كه مي كوشند تا در هر زمينه اي دستوري بدهند و ديگران بدون بررسي و چون و چرا بدان عمل نمايند.
شخصيت استكباري ايشان چنان در ايشان ريشه مي دواند به طوري كه مردمان را به خاطر پذيرش امري قلبي مواخذه مي كنند و خواهان هماهنگي و همراهي مردم با عقايد خود مي شوند . به گونه اي كه اگر كسي بر خلاف و پيش از هماهنگي با ايشان به مطلب و موضوعي ديگري عقيده پيدا كرد بايد مواخذه و مجازات گردد.
در داستان ايمان آوري ساحران قرآن گزارش مي كند كه فرعون ساحران را به جهت عدم هماهنگي با وي مجازات مي كند. بدين معنا كه مستكبران و حكومت هاي استكباري مردمان را به جهت عقيده مخالف يافتن مواخذه و مجازات مي كنند. ( اعراف آيه 123 و طه آيه 71 و نيز شعراء 49)
نمونه امروزي اين شيوه رفتاري را مي توان درباره مساله هلوكاست يافت. هلوكاست چه افسانه و چه پديده اي بزرگ نمايي شده ، امروز در كشورهاي استكباري به عنوان عقيده حكومت در آمده است. حكومت هاي غربي آن را به عنوان يك اصل و باور پذيرفته و در مدارس ديكته و آموزش مي دهند. هر كس با آن به عنوان يك مساله بر خورد كند و بخواهد تحقيقاتي درباره و يا پيرامون آن انجام دهد به جرم عبور از خطوط قرمز مواخذه و مجازات مي شود. در حقيقت بدون اجازه و اذن مستكبران نمي توان عقيده اي را پذيرفت و مستكبران بر اين باورند كه همگان مي بايست حتي در عقايد و امور باطني خود تابع ايشان باشند. بازداشت هر كسي كه متعرض يك پديده اي تاريخي شود كه خود را به جاي عقايد ثابت قرار داده است امري است كه به نظر مي رسد دور از آزادي عقيده و بياني باشد كه به عنوان اصول اساسي و پايه اي حقوق بشر و انسان مورد تاييد و تاكيد ظاهري ايشان قرار گرفته است. اما رفتار ايشان دراين مساله و حوزه به خوبي هويدا مي كند كه شخصيت استكباري ايشان اجازه نمي دهد تا كسي بدون هماهنگي ايشان و اذن و اجازه عقيده اي مخالف ايشان اتخاذ نمايد.



CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org