تعداد بازدیدها : 3037
  عنوان مقاله : حجاب در آموزه های قرآنی
 نویسنده : خلیل منصوری
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >معارف قرآن(7684)->زن و خانواده(447)->زن(303)->فقه زنان(105)->پوشش و حجاب(77)
  آدرس اینترنتی:   http://www.samamos.com/Link/ghorani/G91.htm  
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
حجاب در آموزه های قرآنی

خلیل منصوری
حجاب كه به معناي پرده و پوشش و حايل ميان دو چيز است ، نوعي پوشش براي مردان و زنان مومن است . هر چند كه اين اصطلاح در عرف مردم تنها در زنان به كار مي رود ولي تفاوتي در وجوب و لزوم اخلاقي ، شرعي و حقوقي آن نيست. آن چه پوشش مردان از زنان را متمايز مي سازد در مقدار و كيفيت پوشش مي باشد و اگر اندازه و چگونگي را در اصل صدق واژه وارد ندانيم بي گمان نمي بايست در مساله پوشش و حجاب براي هر دو گروه جنسيتي تفاوتي محسوسي را قايل شويم.
به نظر مي رسد كه حجاب و پوشش پيش از آن كه امري شرعي و دستوري قانوني باشد ، مساله انسان است. در گزارش قرآن از برخورد و واكنش ابتدايي آدم و حوا در بهشت موقت به اين مهم توجه مي دهد كه مساله پوشش گرايشي فطري است؛ زيرا آن دو پس از نزديكي و يا خوردن از ميوه درخت ممنوع به شكل و شمايلي در آمدند كه براي آنان شگفت انگيز بود. قرآن از واژه سواة براي اين شمايل جديد استفاده مي كند.( اعراف آيات 26 و 20 و 22 و 27 و طه آيه 121) سواة در اصطلاح قرآني دست كم در دو معناي بدن و يا نقاط حساس و ناپسند بدن به كار رفته است. به اين معنا كه در آن مولفه هاي جسمانيت و نوعي كراهت و ناپسندگي را مي توان ردگيري و شناسايي كرد. سوء هر كار ناپسند و زشتي است كه به طور طبيعي انسان را ناخوش مي آيد. در داستان كشته شدن هابيل ، قرآن از جسد بي جان هابيل تعبير به سوآه مي كند.(مائده آيه 5) بنابراين تن و جسم بي جان كه از آن به جسد تعبير مي كنيم ، در كاربرد قرآني سوآه خوانده شده است.
از اين رو مي توان با توجه به گزارش قرآن و واكنش شتاب آلود و تند آدم و حوا از پوشيدن برخي از اعضاي بدن يا تمام آن با برگ هاي درختان اين احتمال تقويت مي شود كه انسان به طور طبيعي از عريان و لخت بودن كراهت دارد. نكته اي كه قابل تامل است آن كه برخي اين پوشش را تنها به بخش هاي حساس تن نسبت مي دهند به اين معنا كه گفته اند آن دو برگ هاي برخي از درختان بهشتي را كنده و با دست آن برگ ها را نگه داشته اند و خود را بدين صورت از يك ديگر پوشانده اند؛ ولي سخن اين است كه در آيات قرآني سخن از نگه داشتن برگ ها با دست نيامده است . به نظر اين احتمال درست تر مي ايد كه آنان با برخي از برگ هاي برخي از درختان كه از پهناي كافي برخوردار بودند تن و بدن خود را پوشانده اند و آن را به شكل پوشش و لباس به تن كرده تا بدن آنان نمايان نباشد. بنابراين مي توان گفت كه اين پوشش مي توانست كامل و تمام باشد و تنها به نقاط حساس اختصاص نداشته باشد؛ زيرا اگر حوا مي خواست حتي با دو دست برگ ها را نگه دارد مي بايست دو دست ديگر نيز پيدا مي كرد تا دو جاي ديگر را نيز مي پوشاند كه آن دو نيز از حساسيت برخوردار بوده و نوعي شرمگاه به شمار مي آمده است. از كاربرد سوآه در معناي بدن در آيه ديگر مي توان اين برداشت را تقويت كرد كه آن دو تمام تن خويش را برگ هاي درختان پهن برگي پوشانيده اند كه شباهت به برگ هاي درخت موزه داشت كه نوعي برگ هاي بلند و سرتاسري هستند.
به هر حال انسان به طور فطري و طبيعي از لخت و عريان بودن گريزان است و هر انسان سالم شخصيتي و رواني خود را از ديگري مي پوشاند.لباس در قرآن به عنوان پوشش تن و بدن ( سواه ) ياد شده است.( اعراف آيه 26) زشت و ناپسند دانستن نشان دادن شرمگاه و بي پوشش بودن آن بخش به نوع تربيت و يا اخلاق اجتماعي انسان بستگي ندارد. به اين معنا كه هر كس به طور فطري عدم پوشش بخش هاي خاص و شرمگاه را ناخوش و ناپسند مي دارد و اگر تربيت اجتماعي و خانوادگي اثر و نقشي را در اين حوزه بازي كند، در آموزش و تربيت ضد اخلاقي آن است؛ در حقيقت نوعي اجبار و تحميل آموزشي و تربيتي موجب مي شود تا انسان ها از حالت طبيعي و فطري خارج شوند؛ چنان كه در باره دين اين اتفاق افتاده است و مردماني كه به طور طبيعي گرايش به خدا و اسلام دارند به آيين و شرايع و اديان ديگري مجبور مي شوند و به تعبير پيامبر (ص) با تربيت خانوادگي و آموزش هاي اجتماعي و تحميل از فطرت اسلام دور شده و يهودي و مجوسي و مسيحي مي شوند.
اسلام به عنوان دين فطرت مساله حجاب و پوشش مردان و زنان را لازم و واجب شمرده و مطابق فطرت دستورهاي شرعي خود را صادر كرده است. اصول اخلاقي بشر نيز اين اقتضا را دارد و تنها انسان ها بي تمدن از پوشش كامل برخوردار نمي باشند. هر انسان با شخصيت و سالم اجتماعي به طور طبيعي در هر پست و مقامي كه باشد به پوشش گرايش داشته و آن را اخلاقي و هنجاري بر مي شمارند و بر همين پايه و اساس است كه قوانين بشري نيز چنين چيزي را پسنديده و تقويت مي كند. در اين نوشتار كوتاه و گذرا به اهميت ، آثار ، فلسفه ، زمينه ، حجاب اشاره مي شود.

اهميت حجاب

در اهميت حجاب در بينش و نگرش قرآني مي توان به آياتي اشاره كرد كه در آن حجاب و پوشش را نشانه اي از عفت و پاكدامني دانسته است. خداوند در آيه 60 سوره نور مي فرمايد كه حتي زناني كه اميد ازدواج ندارند و به سني رسيده اند كه ميل و رغبتي به جنس مخالف در آنان نيست و از شور و زندگي افتاده اند ، بهتر است كه ايشان نيز پوشش را رعايت كنند و خود را چنان بپوشانند كه مورد توجه قرار نگيرند و زينت هاي ذاتي و عرضي خود را نشان ندهند و ننمايانند. آن گاه در بيان فلسفي اين دستور و ذكر حكمت آن مي فرمايد: اگر عفت را بجويند آن برايشان بهتر است. استعفاف و عفت جويي امري است كه براي همگان مفيد و نيك و پسنديده است چه اين فرد پيري باشد كه رغبتي به جنس مخالف نداشته باشد و يا جواني كه در اوج گرايش به جنس مخالف است. كسي كه پوشش را مراعات مي كند به نوعي امنيت روحي و رواني دست مي يابد كه مورد توجه همگان و خير عمومي است؛ زيرا هنگامي كه شخص خود را به گونه اي مناسب بپوشاند از نظر شخصيت خود را چنان مي نماياند كه بايد باشد. انسان ها به طور طبيعي از كساني كه از اصول اخلاقي دوري مي كند ، كراهت مي ورزند. در اين مساله تفاوتي نيست كه فرد پير و يا جوان باشد؛ بلكه حساسيت نسبت به افراد پير و سالخورده بيشتر است، زيرا از اين دسته افراد اين توقع نيست كه بر خلاف اصول اخلاقي و اجتماعي و هنجارهاي شناخته شده عمل كنند. از اين رو خير ايشان است كه خود نيز همانند ديگران پوشيده باشند و از حالت عمومي پوشش بيرون نروند.
قرآن پوشش را نشانه تقوا نيز بر مي شمارد ؛ زيرا تقوا به معناي مهار و كنترل در برابر بدي ها و زشتي ها و زياده خواهي ها نفس و قواي غريزي و نيز عمل به اصول اخلاقي و شرعي و قانوني است كه موجبات جلب رحمت و دفع غضب الهي را فراهم مي آورد. نشانه تقوا بودن پوشش به اين معناست كه انسان بر پايه اصول اخلاقي و قانوني و شرعي عمل مي كند و در رفتار و كردار خويش نشانه هاي تمرد را بروز نمي دهد. اگر كسي مسلمان است نشانه هاي خواهد داشت . برخي از اين نشانه ها ظاهري و برخي ديگر باطني است. نشانه ظاهري اسلام آن است كه درجامعه پاي بند قوانين آن باشد. كسي كه پوشش را رعايت نمي كند در حقيقت مي كوشد تا بنماياند كه بر دين اسلام نيست و قوانين آن را نمي پذيرد. در مدارس براي هر گروه سني و سطوح علمي لباس و پوشش هاي رنگي خاصي است كه بيانگر و نشانگر گروه و سطح است . اين نشانه ها كمك مي كند تا بفهمد كه اين فرد كارگر نيست و يا دانشجويي است. پوشيدن لباس سفيد در بيمارستان كمك مي كند تا كادر بيمارستاني از ديگران شناخته شوند. چنان كه نوع پوشش روحاني بيانگر وظيفه و كاري است كه بر عهده او نهاده شده است. كسي كه پوشش اسلامي را مراعات مي كند با اين شيوه بيان مي كند كه اهل تقواست و بر اصول اسلامي تاكيد دارد. از اين رو ، قرآن رعايت پوشش اسلامي را نشانه اي از تقوا دانسته است.( احزاب آيه 55)
قرآن در تبيين فلسفه و حكمت دستور پوشش اسلامي افزون بر گرايش فطري بشر به اين نكته اشاره مي كند كه پوشش مناسب موجب مي شود تا فرد در امنيت قرار گيرد و كساني كه بيمار دل هستند و از شخصيت سالم اجتماعي و رواني برخوردار نمي باشند ، متعرض آنان نمي شوند. ( احزاب آيه 59)
در توضيح اين حكمت بايد به اين مساله اشاره كرد كه انسان به طور طبيعي از هر چيزي كه نسبت به آن جهل دارد مي هراسد و از آن گريزان است. افرادي كه در سايه زندگي مي كنند و در روش و رفتار خود از نوعي عدم شفافيت بهره مي جويند و به سخني در زمينه خاكستري حركت مي كنند ، از نوعي ابهت برخوردار مي شوند كه ديگري به سادگي متعرض آنان نمي شوند. زناني كه با پوشش مناسب خود را مي پوشانند به شكل در زمينه خاكستري قرار مي گيرند و به شكلي براي ديگري مجهول و ناشناخته مي گردند. همين مساله موجب مي شود كه ديگران با وي به آساني نتوانند برخورد كنند و نوعي خطوط قرمز در اطراف وي پديدار مي شود كه متعرضان را از تعرض به وي باز مي دارد كه نكند هر بيشه اي خالي باشد ؛ زيرا كه شايد پلنگي خفته باشد و با تعرض به وي از بسياري از حقوق اجتماعي و فردي خود محروم گردد. اين گونه است كه حجاب به عنوان عامل بازدارنده از تعرض ديگران عمل مي كند و شخص با حجاب به حريم امنيت رانده مي شود .

آثار حجاب

قرآن براي حجاب و پوشش مناسب اسلامي آثار معنوي و نقش اجتماعي خاصي را بيان مي كند كه نمونه آن در مساله امنيت و تقوا گفته شده است. در حقيقت با بيان فلسفه و اهميت حجاب به برخي از آثار معنوي و اجتماعي نيز اشاره شده است. غير از مصونيت از تعرض هوسرانان و كسب امنيت مي توان به برخي از آثار ديگر حجاب نيز اشاره كرد كه از آن جمله طهارت قلبي و پاكي درون مردان و زنان است. پوشش مناسب موجب مي شود كه هم مردان در هنگامه برخورد و مواجه با زنان گرفتار انحراف و پليدي و فحشا نشوند و هم زنان در برابر مرداني كه تن خود را مي پوشانند از امنيت و طهارت قلبي سود برند. هنگامي كه مردي پوشش مناسب داشته باشد زني كه با وي سخن مي گويد و يا وي را مي بنيد تحت تاثير اندام وي قرار نمي گيرد و قلب و دلش در گرو عشق او نمي رود ؛ چنان كه پوشش مناسب زن نيز چنين فرصتي را براي مردان فراهم نمي آورد. در حقيقت اين اثر حجاب به خود فرد باز نمي گردد بلكه به ديگري سود مي رساند. به اين معنا كه حجاب و پوشش مناسب اين فرصت را براي مردان و زنان فراهم مي آورد تا از طهارت قلب برخوردار باشند و گرفتار ناپاكي دل نگردند. هر چند كه مي توان براي آن اثري در خود فرد نيز يافت كه عبارت از امنيت فردي در برابر ديگري است و شخص با حجاب خود نمي گذارد كه جنس مقابل تحريك شده و متعرض وي گردد.( احزاب آيه 53)
از آثار ديگر اجتماعي پوشش مناسب، شناخت زنان سالم و مومن جامعه از زناني است كه مي توان از آنان به افراد بي شخصيت ياد كرد. در گذشته كنيزان در جامعه به عنوان افراد بي شخصيت قلمداد مي شدند و براي كارهاي پست و نيز ارضاي شهواني مورد بهره برداري جنسي قرار مي گرفتند. اين دسته از زنان بر خلاف زنان آزاده بودند كه از نظر اجتماعي از شخصيت سالم برخوردار بوده و از جايگاه و ارزش ويژه اي برخوردار بودند. پوشش مناسب اسلامي دو دسته از زنان با شخصيت و بي شخصيت اجتماعي را از هم جدا و متمايز مي كرد. زنان بي شخصيت به حجاب و نمادهاي پوششي مناسب اعتنايي نمي كردند و در جامعه رها بودند و از آنان اميد اين نمي رفت تا خود را مناسب با ارزش هاي اجتماعي جامعه هماهنگ وهمراه سازند. از اين رو در قرآن لزوم پوشش از آن رو براي زنان آزاده و با شخصيت خواسته شده بود تا زنان هرزه و بي شخصيت باز شناخته شوند. كساني كه با حجاب مناسب بودند اين نشانه را با خود همراه داشتند كه ايشان از شخصيت و جايگاه اجتماعي مناسبي برخوردارند و كسي نمي تواند متعرض آنان شود( احزاب آيه 59)
از ديگر آثاري كه قرآن براي پوشش ياد مي كند ، اثر معنوي پوشش و دست يابي به رحمت و آمرزش الهي است. ( احزاب آيه 59) نكته جالب در اين تعبير قرآني آن است كه سخن از غفران به عنوان پاداش پوشش ياد شده است؛ زيرا غفران به معناي پوشاندن گناهان است. كسي كه خود را از ديگري مي پوشاند و حجاب را مراعات مي كند به اسم غفران پناه برده و خداوند نيز او را از شر گناه و آسيب هاي احتمالي آن مي پوشاند و گناهانش را بخشيده و بر آن پرده اي مي نهد كه ديگري از آن با خبر نمي شود ؛ چنان شخص با حجاب با پوشش خود مواضع ناخشنود و زشت خود را پوشيده است.
خلاصه آن كه حجاب و پوشش در آموزه هاي قرآني از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد و براي آن آثار اجتماعي و معنوي چندي است. آثاري كه نه تنها موجب مي شود انسان را به خدا نزديك كند بلكه شخص را در امنيت و آرامش روحي و رواني و اجتماعي قرار دهد.
خلیل منصوری



CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org