تعداد بازدیدها : 11985
  عنوان مقاله : عيد فطر در قرآن كريم
 نویسنده : حسيني علايي
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >معارف قرآن(7684)->فقه و اصول(599)->فقه(486)->ابواب فقه(389)->عبادات(296)->روزه(39)
  آدرس اینترنتی:   http://bashgah.net/modules.php?name=Articles&op=show&aid=6485&query=2  
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
عيد فطر در قرآن كريم

حسيني علايي

عيد چيست؟

عيد در لغت از ماده عود به معني بازگشت است، و لذا به روزهائي كه مشكلات از قوم و جمعيتي برطرف مي شود و بازگشت به پيروزيها و راحتي هاي نخستين مي كند عيد گفته مي شود، و در اعياد اسلامي به مناسبت اينكه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه حج، صفا و پاكي فطري نخستين به روح و جان باز مي گردد و آلودگيها كه برخلاف فطرت است، از ميان مي رود، عيد گفته شده است.(1)
بسياري از آيات قرآن بر اجتماعي بودن شئون اسلامي دلالت مي كند و صفت اجتماعي بودن در تمامي احكام و نواميس اسلامي حاكم است. شارع مقدس اسلام در مسئله جهاد اجتماعي بودن را به طور مستقيم تشريع كرده و دستور داده حضور در جهاد و دفاع، به آن مقداري كه دشمن دفع شود واجب است.
روزه و حج بر هر كسي كه مستطيع و قادر به انجام آن دو باشد و عذري نداشته باشد واجب است، اجتماعيت، در اين دو واجد به طور مستقيم نيست. بلكه لازمه آن دو است، چون وقتي روزه دار روزه گرفت قهراً در طول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد كرد و در آخر در روز عيد فطر، اين اجتماع به حد كامل مي رسد، و نيز وقتي مكلف به زيارت خانه خدا گرديد قهراً با ساير مسلمانان يك جا جمع مي شود، و در روز عيد قربان اين اجتماع به حد كامل مي رسد. و نيز نمازهاي پنجگانه يوميه را بر هر مكلفي واجب كرده، و جماعت را در آن واجب نساخته، ولي اين رخصت را در روز جمعه تدارك و تلافي كرده و اجتماع براي نماز جمعه را بر همه واجب ساخته است.

عيد فطر در قرآن

بامراجعه به قرآن شريف آياتي را مي توان يافت كه به طور مستقيم و با كمي دقت بر عيد فطر و آداب آن توجه دارند و نشان مي دهند كه اين مسئله از ديد قرآن پنهان نمانده است. آن آيات عبارتند از:

1- آيه 185 سوره مباركه بقره:

در اين آيه خداوند متعال ضمن معرفي ماه مبارك رمضان و نزول قرآن در آن به برخي از احكام مربوط به اين ماه شريف اشاره كرده ومي فرمايد: هر يك از شما كه هلال ماه رمضان رامشاهده كرد بايد روزه بگيرد وكسي كه در حال سفر و يا مريض بود و ماه رمضان را درك كرد در روزهاي ديگر بايد، روزه فوت شده را جبران كند. در ادامه مي فرمايد: خداوند اين احكام را به خاطر راحتي شما و نه به خاطر به سختي افتادنتان تشريع نموده است و اينكه عدد راتكميل كنيد و خدا را به خاطر هدايت بزرگ بداريد. «يريدالله بكم اليسر ولايريد بكم العسر ولتكملواالعده ولتكبروالله علي ماهدئكم ولعلكم تشكرون».
ولتكملوا... عطف به يريد و مبين علت غائي است. خداوند در تشريع احكام براي شما آساني خواسته نه سختگيري، تا روزه ايام معدود را به هر صورتي كه بتوانيد چه در ماه رمضان يا غير آن به كمال رسانيد ممكن است ولتكملوا، عطف به فعل مقدر يا فليصمه، باشد: تا از اين امر «فليصمه» (و هر امري) آنچه آسانست و بتوانيد، انجام دهيد و آن را تكميل نماييد، چون امر ولتكملوا بعد از امر به روزه ماه رمضان است كمال ظاهري آن معناي اتمام مي باشد. و كمال معنوي آن انجام با شرايط وآداب آن است تا با گذشت ايام اراده ايماني، حاكم برانگيزه ها و شهوات گردد و انسان را برتر آرد و اراده خدا ذهن را فراگير و ياد عظمت او زنده و فعال گردد يادي كه بر طريق هدايت استوار شود: ولتكبروالله علي ماهداك و در پرتو آن، نعمتها مشخص و شكرگزاري شود.
در روايات منظور از تكبير در جمله: و لتكبرواالله علي ما هديكم تعظيم، و منظور از هدايت، ولايت است.
اينكه هدايت به معناي ولايت باشد از باب تطبيق كلي بر مصداق است و ممكن است از قبيل همان قسم بياناتي باشد كه نامش را تاويل گذاشته اند، چنانكه در بعضي از روايات آمده و در معناي دو كلمه يسر و عسر فرموده اند: يسر ولايت و عسر مخالفت با خدا و دوستي با دشمنان خداست.
پس معناي آيه اين است كه تا خداوند را بزرگ بداري و اجلالش كني بخاطر آن هدايت و راهنمايي كه براي شما دردينتان بيان كرد و بخاطر آنكه به شما توفيق داد تاماه رمضان را روزه بداريد اين ماه اختصاصي شما امت مسلمان مي باشد و امم ديگر از آن بي بهره اند.
بيشتر دانشمندان گفته اند كه مقصود از ولتكبرالله، تكبيرهايي است كه در شب عيد فطر وارد شده است كه اين تكبيرها بعد از چهارنماز مغرب و عشاء و صبح روز عيد ونماز عيد فطر گفته مي شود. در عيد فطر اين گونه مي گويند «الله اكبر الله اكبر لااله الاالله و الله اكبر الله اكبر ولله الحمد الحمد علي ماهدانا وله الشكر علي مااولانا»(2)
توضيح - برخي براي روز عيد اين تكبيرها را بعد از نماز ظهر و عصر روز عيد نيز ذكر كرده اند. حضرت امام خميني و آيت الله اراكي جزء اين دسته از فقها مي باشند مستند اين حكم، روايتي است از قول امام صادق (عليه السلام) كه فرمود: در عيد فطر هم تكبير هست، عرضه داشتم تكبير كه غير از روز قربان نيست، فرمود: چرا در عيد فطر هم هست، ليكن مستحب است كه در مغرب و عشاء و فجر و ظهر و عصر و دو ركعت نمازعيد گفته شود. (3)
همچنين سعيد نقاش از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده است كه فرمود: براي من در شب عيد فطر تكبير هست، اما واجب نيست بلكه مستحب است، مي گويد، پرسيدم اين تكبير در چه وقت مستحب است؟ فرمود در شب عيد در مغرب و عشا و درنماز صبح و نماز عيد آنگاه قطع مي شود، عرضه داشتم: چگونه تكبير بگويم؟ فرمود: مي گوئي الله اكبر، الله اكبر، لااله الاالله، و الله اكبر، الله اكبر و لله الحمد، الله اكبر علي ماهدانا و منظور از كلام خدا كه مي فرمايد: و لتكملوا العده همين است، چون معنايش اين است كه نماز كامل كنيد. و خدا را در برابر اينكه هدايتتان كرده تكبير كنيد (4)، و تكبير همين است كه بگوئيد: الله اكبر، لااله الاالله، و الله اكبر، و لله الحمد راوي مي گويد در روايت ديگري آمده كه تكبير آخر را چهار بار بايد گفت.
مرحوم علامه طباطبايي ضمن بيان دو روايت ياد شده در حل تعارض بين آندو مي نويسد: اختلاف اين دو روايت كه يكي تكبير را در ظهر و عصر نيز مستحب مي داند و ديگري نمي داند ممكن است حمل شود بر مراتب استحباب، يعني دومي مستحب باشد، و اولي مستحب تر، و اينكه فرمود: منظور از (ولتكملوا العده) اكمال نماز است شايد منظور اين باشد با خواندن نماز عيد، عدد روزه را تكميل كنيد و باز خود تكبيرات را بگوئيد.كه خدا شما را هدايت كرد، و اين با معنائي كه ما از ظاهر جمله، و لتكبروالله علي ماهديكم... فهميديم منافات ندارد، براي اينكه كلام امام استفاده حكم استحبابي از مورد وجوب است. (5)
شافعي معتقد است كه بايد الله اكبر را سه بارگفت و از زمانيكه ماه ديده مي شود و تا زمانيكه امام به نماز مي ايستد اين تكبيرها تكرار شود. وقتي امام بيرون آمد همراه تكبير او بايد تكبير گفت در حالي كه در عيد قربان بايد همين تكبيرها را پشت سرده نماز خواند كه اولين آنها نماز ظهر روز عيد قربان تا ده نماز بعد از آن مي باشد. كساني كه در شهرها هستند پشت سرده نماز اين تكبيرها را مي گويند و كساني كه در مني مي باشند پشت سر 15 نماز كه اول آنها نماز ظهر عيد قربان است اين تكبيرها را تكرار مي كنند. (6)

2- آيات 14 و 15 سوره مباركه اعلي:

در آيات مورد بحث به نجات اهل ايمان و عوامل اين نجات اشاره مي كند، نخست مي فرمايد: مسلماً رستگار مي شود كسي كه خود را تزكيه كند (قد افلح من تزكي) و نام پروردگارش را به ياد آورد و به دنبال آن نماز بخواند (و ذكر اسم ربه فصلي)
به اين ترتيب عامل فلاح و رستگاري و پيروزي و نجات را سه چيز مي شمرد: تزكيه و ذكر نام خداوند و سپس بجا آوردن نماز. در اينكه منظور از تزكيه چيست تفسيرهاي گوناگوني ذكر كرده اند: نخست اينكه منظور پاكسازي روح ازشرك است، به قرينه آيات قبل، و نيز به قرينه اينكه مهمترين پاكسازي همان پاكسازي ازشرك است. ديگر اينكه منظور پاكسازي دل از رذائل اخلاقي و انجام اعمال صالح است، به قرينه آيات فلاح در قرآن مجيد از جمله آيات آغاز سوره مؤمنون كه فلاح را در گرو اعمال صالح مي شمرد، و به قرينه آيه 9 سوره شمس كه بعد از ذكر مسئله تقوي و فجور مي فرمايد: قدافلح من زكيها: رستگار شد كسي كه نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاك كرد و به زينت تقوي بياراست.
ديگر اينكه منظور زكات فطره در روز عيد فطر است كه نخست بايد زكات را پرداخت و بعد نمازعيد را بجا آورد.
قابل توجه اينكه: در آيات فوق نخست سخن از تزكيه و بعد ذكر پروردگار وسپس نماز است.
به گفته بعضي از مفسران مراحل عملي مكلف سه مرحله است: نخست ازاله عقائد فاسده از قلب سپس حضور معرفه الله و صفات و اسماء او در دل و سوم اشتغال به خدمت. آيات فوق در سه جمله كوتاه اشاره به اين سه مرحله كرده است.
اين نكته نيز قابل توجه است كه نماز را فرع بر ذكر پروردگار مي شمرد، اين به خاطر آن است كه تا به ياد او نيفتد و نور ايمان در دل او پرتوافكن نشود به نماز نمي ايستد به علاوه نمازي ارزشمند است كه توأم با ذكر او و ناشي از ياد او باشد، و اينكه بعضي ذكر پروردگار را تنها به معني الله اكبر يا بسم الله الرحمن الرحيم كه در آغاز نماز گفته مي شود تفسير كرده اند در حقيقت بيان مصداقهاي از آن است.
همان طور كه مي دانيم وظيفه پيغمبر تزكيه است. دلهاي مستعد و حق طلب و حقيقت خواه آيات را مي شنوند، متاثر مي شوند، مي پذيرند و مي گروند، و دل هاشان از نجاست شرك با آب توحيد پاك و پاكيزه ميشود.
و ذكراسم ربه فصلي - اسامي پروردگار همگي اوصاف ذات مقدسش هستند. ذكر ممكن است بزبان باشد، مثل معني رحمن و رحيم و آثار رحمت واسعه خداوند در همه كائنات و در وجود خودمان بينديشيم. توجه بمعاني رحمت و علو و عظمت يا خالق و رازق بودن قادر متعال قهرا و قطعا خضوع و خشوع مي آورد. برجسته ترين نمونه اظهار خشوع نماز است. ببينيد چگونه در سه كلمه، جميع مراحل را جمع فرموده است:
1- پاك شدن از شرك و اخلاق رذيله بتوحيد و ايمان و باور داشتن اصول عقايد (تزكي)
2- در آثار قدرت و حكمت پروردگار و نعمتهاي مادي و معنوي و جسمي و روحي انديشيدن كه هر ساعتي از اين تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت است. علاوه بر اين ذكر قلبي، بازبان نيز كلمه شهادت گفتن (وذكراسم ربه).
3- اظهار شكستگي و فروتني و كوچكي در پيشگاه پروردگار نمودن و به عبادت و پرستش پرداختن (فصلي) هركس اين سه مرحله را پيمود بسر منزل فلاح ورستگاري ميرسد و اين است معني (قد افلح من تزكي).
عده اي براساس روايات رسيده معتقدند كه منظور از «تزكي» دادن زكات فطره و خواندن نماز عيد است (7)، بعضي نيز تزكيه را در اينجا به معني دادن صدقه مالي دانسته اند. مهم اين است كه تزكيه معني وسيعي دارد كه همه اين مفاهيم را در بر مي گيرد، هم پاكسازي روح از آلودگي شرك و هم پاكسازي از اخلاق رذيله، و هم پاكسازي عمل از محرمات، و هرگونه ريا، و هم پاكسازي مال و جان به وسيله دادن زكات در راه خدا، زيرا طبق آيه اخذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزكيهم بها: (از اموال آنها صدقه اي (زكات) بگير تا آنها را به وسيله آن پاكسازي و تزكيه كني) دادن زكات سبب پاكي روح و جان است. بنابراين، تمام تفسيرها ممكن است درمعني گسترده آيه جمع باشد.
چند روايت كه در ذيل اين روايت آمده است رامرور مي كنيم: عبدالله بن مسعود گفته است كه مقصود از آيه «ذكراسم ربه فصلي» آن است كه انسان زكات مال خود را بدهد و نماز را اقامه كند و براين اساس مرتبا مي گفت:«رحم الله امرءا تصدق ثم صلي يعني خدا بيامرزد كسي را كه صدقه بدهد و نماز بخواند. سپس آيه ياد شده را تلاوت كرد.
عده اي ديگر گفته اند منظور از صدقه همان زكات فطره است كه در اول ماه شوال پرداخت مي شود. و تكبيرهاي روز عيد و نماز عيد فطر را نيز شامل مي شود. و به عبدالله بن عمر نافع مي گفت: آيا صدقه داده اي؟ اگر پاسخ مي داد بله صدقه داده ام به وي مي گفت پس بيا به مصلي برويم و نماز بخوانيم و اگر پاسخ مي داد: صدقه نداده ام به او مي گفت صدقه بده تا به مصلي برويم و نماز بخوانيم. سپس آيه يادشده را تلاوت مي كرد.
ابوخالد گفت: نزد ابوالعاليه رفتم، به من گفت روز عيد قبل از آنكه براي نماز بروي به اينجا مي آيي؟ پاسخ دادم: بله وقتي روز عيد فرا رسيد به نزد وي رفتم، از من پرسيد آيا افطاركرده اي؟ پاسخ دادم: بله پرسيد آيا غسل كرده اي؟ گفتم: بله گفت: آيا صدقه داده اي گفتم بله گفت تو را به اين خاطر به اينجا فراخوانده ام كه در ابتدا اين اعمال را انجام دهي و پس از آن به مصلي بروي، آنگاه اين آيه را خواند و گفت مردم مدينه هيچ صدقه اي رابرتر از آن نديدند كه كسي به كس ديگر آب دهد.(8)
شخصي از امام صادق(ع) پرسيد معناي آيه قد افلح من تزكي چيست؟ فرمود: اين است كه هركس زكات فطره بدهد، رستگار مي شود. پرسيد معناي آيه و ذكر اسم ربه فصلي چيست؟ فرمود اين است كه (براي نماز عيد) به سوي جبانه برود و نماز بخواند و منظور از جبانه، صحرا است(9)
رسول خدا(ص) همواره در روزهاي عيدفطر قبل از رفتن به مصلي فطره را تقسيم مي كرد و اين آيه را مي خواند: «قد افلح من تزكي و ذكر اسم به فصلي» (10)

آداب نماز عيد

خداوند متعال در فرازي از آيه 31 سوره اعراف مي فرمايد: «خذوا زينتكم عند كل مسجد...» يعني هنگام رفتن به مسجد زينتهاي خود را برداريد. اين خطاب به همه فرزندان آدم به عنوان يك قانون هميشگي كه شامل اعصار قرون ميشود كه زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشيد.
اين جمله مي تواند هم اشاره به زينتهاي جسماني باشد كه شامل پوشيدن لباسهاي مرتب و پاك و تميز و شانه زدن موها، و به كاربردن عطر و مانند آن مي شود، و هم شامل زينتهاي معنوي، يعني صفات انساني و ملكات اخلاقي و پاكي نيت و اخلاص. و اگر مي بينيم دربعضي از روايات اسلامي تنها اشاره به لباس خوب يا شانه كردن موهاشده و اگر مي بينيم تنها سخن از مراسم نماز عيد و نماز جمعه به ميان آمده است، دليل بر انحصار نيست بلكه هدف بيان مصداقهاي روشن است و همچنين اگر مي بينيم كه در بعضي ديگر از روايات، زينت به معني رهبران و پيشوايان شايسته تفسيرشده دليل بر وسعت مفهوم آيه است كه همه زينتهاي ظاهري و باطني را دربرمي گيرد.
در كتاب المقنع گفته است: «سنت در افطار عيد قربان اين است كه بعداز نماز انجام شود و درعيد فطر قبل از نماز.(11)
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: اگر در روز عيدفطر براي رسول خدا(ص) عطر مي آوردند اول به زنان خود مي داد (12)

پي نوشت

1- تفسير نمونه، ج5، ص.131
2- تفسير ابوالفتوح رازي ج2ص.18
3- مستدرك الوسائل جلد6 صفحه 137 .6639
4-وسايل الشيعه ج7ص 455، الكافي، كليني ج4 ص166
5- الميزان، علامه طباطبايي ج2 ص.28
6- تفسير ابوالفتوح رازي ج2ص.68
7- بحارالانوار ، علامه مجلسي ج93، ص104 ح3
8-تفسير ابوالفتوح رازي ج12 ص.62
9-من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج1، ص501 ح .1474
10-تفسير الميزان، ج20ص271
11-همان ج6، ص.337
12-من لايحضره الفقيه ج2ص174 ح.2055
● ارسال كننده: مدير سايت
● منبع: روزنامه - کیهان


CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org