تعداد بازدیدها : 2637
  عنوان مقاله : آخرت
 نویسنده : غلامرضا رضايى
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >معارف قرآن(7684)->آخرت شناسي(176)
  آدرس اینترنتی:   http://tohid.ir/index.php/page,581A2895.html  
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
آخرت

غلامرضا رضايى

آخرت: كلمه «آخرت» در لغت از ماده «أ خ ر» و مؤنث آخر است. اين كلمه گاهى در مقابل«اُولى» قرار مى گيرد و اُولى مؤنث اول است (الصحاح ، ج2 ، ص 576 ; المفردات فى غريب القرآن ، ص 13 و لسان العرب ، ج4 ، ص 12) و گاهى در مقابل «دنيا» (مجمع البحرين ، ج1 ، ص 48) و دنيا يا از ماده دنوّ است (نزديكى) ، و يا از مادّه دنّى (پست و ناچيز). قهراً آخرت به معناى زندگى دورتر ، يا در سطح بالاتر است. آنجا كه در مقابل «اولى» است به معناى آخر كار است (بحارالأنوار ، ج24 ، ص 356).
آخرت در اصطلاح دو كاربرد دارد: يكى عالم پس از دنيا كه عالم برزخ و قيامت را شامل مى شود ، عبارت از جهانى است كه انسان ها پس از مردن به آن وارد شده و براى هميشه در آن زندگى خواهند كرد و ديگرى به معناى قيامت است. پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم درباره اين كه چرا جهان پس از دنيا آخرت ناميده شده ، فرموده است:«چون بعد از دنيا و متأخر از آن است» (بحارالانوار ، ج54 ، ص 356 و مجمع البيان ج1 ص 88) وعلى (عليه السلام) فرموده است:«چون سراى پاداش است». (علل الشرايع ، ج1 ، ص 12).
واژه آخرت در قرآن كريم 115 مرتبه آمده است: 58 مورد در مقابل واژه «دنيا» ، و 5 مورد در مقابل واژه «اُولى» ، 9 مورد صفت يا مضاف اليه «الدار» و يك مورد صفت «النشأة».
همچنين از آخرت به «دارالسلام» (يونس:25) ، سراى صلح و سلامت ، «دارالمتقين» (نحل:30) ، سراى تقواپيشه گان ، «دارالمقامه» (فاطر:35) سراى اقامت ،« دارالقرار» (غافر:39) سراى آرامش ، «دارالخلد» (فصلت:28) سراى جاويد و «دارالبوار» (ابراهيم:28) سراى نيستى و نابودى نيز تعبير شده است.
پيامبران الهى بر لزوم ايمان به آخرت تأكيد بسيار داشته اند و يادآورى مرگ را نشانه زيركى انسان دانسته و انذار و تبشير را از اصول دعوت خود قرار داده اند (منشور جاويد ، ج9 ، ص 5). زيرا وقتى انسان باور كند كه آخرتى در كار است و سعادت و شقاوت ابدى او در گرو اعمال ونيّات خواهد بود ، آثار اين باور در گفتار و كردار ، عقايد و افكار او تأثير مستقيم و شگرف مى گذارد و موجب اصلاح هر چه بيشتر او خواهد شد ; چنان كه علت انحراف بشر كنونى ، غفلت از ياد آخرت است (بداية المعارف ، ج2 ، ص 286). از اين رو خداوند متعال بندگان ويژه خود را با وصف «ياد كنندگان آخرت» تمجيد فرموده است: (إِنّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَة ذِكْرَ الدّارِ) ; «ما آنان را خالص كرده ] و به مقام مُخلَصين رسانديم [ به اين سبب كه فقط به ياد آخرت بودند» (ص: 46).
ويژگى هاى عالم آخرت: آخرت وجهه ملكوتى و ظهور تام دنيا محسوب شده و همچون سكه اى دو رو ، مجموعاً يك واحد به شمار مى آيند (الميزان ، ج2 ، ص 104) (يَعْلَمُونَ ظاهراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وهُمْ عَنِ الآخِرَة هُمْ غافِلُونَ) آنان فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى دانند ، و از آخرت غافل اند ( روم: 7).
آن عالم حدّ وسط جهان مجردات عقليه و جسمانيات ماديّه قرار دارد (اسفار اربعه ، ج9 ، ص 335).
آخرت داراى زمين و آسمان هاست ، اگر چه با زمين و آسمان هاى دنيا از بعضى جهات متفاوت است (الميزان ، ج11 ، ص 24 (يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّماواتُ...) ; «در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر ، و آسمان ها ] به آسمان هاى ديگر [ مبدّل مى شود (ابراهيم:48) ; (مجمع البيان ، ج6 ، ص 94 ; الكشاف ، ص 636 ، تفسير كبير ، ج19 ، ص 146). آن سرا ، محل ظهور و تجلّى مالكيت مطلقه الهى (الميزان ، ج2 ، ص 179) و كشف حقايق اشيا و تعيّن اجزاء ، و تبديل شدن جهان غيب به جهان شهادت است. (الميزان ، ج7 ، ص 54 ; ج 11 ، ص 14 ; ج16 ، ص 391) و داراى حيات حقيقى و محض بوده و سراسر زندگى است (شرح العقيدة الطحاويه ، ص 120 ; الكشاف ، ص 957 (إِنَّ الآخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوان) (عنكبوت: 64). ماده و جسم آن ، زمين و آسمان ، با غ و ميوه ها ، آتش و عذاب آن همگى جاندار ، شاعر و آگاهند. (مجمع البيان ، ج8 ، ص 40 ; الميزان ، ج18 ، ص 205 ; تفسير كبير ، ج25 ، ص 92).
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است: سال هاى آخرت وصف ناشدنى ، روزهاى آن بى شمار و ساكنان آن جاودانه اند (بحارالأنوار ، ج54 ، ص 356) وفنا و پيرى و كهنگى به آن راه ندارد (الميزان ، ج16 ، ص 149).
اما محدود بودن آن به عمر آسمان ها و زمين (مادامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْض) (هود ، 108) به اين جهت است كه مطلق آسمان ها و زمين ، از اين حيث كه آسمان و زمين اند ، ابدى و روشن به نور پروردگارند ، اگر چه آسمان و زمين دنيايى فانى است (الميزان ، ج11 ، ص 24).
نعمت هاى آخرت خالص از نقمت و سعادت آن خالص از شقاوت است ; چنان كه نقمت و شقاوت آن نيز همين گونه است. (همان ، ج12 ، ص 20).

ويژگى هاى اهل آخرت

1. عدم تكليف: اهل آخرت از تكليف معافند (شرح المواقف ، ص 379 ; اوائل المقالات ، ص 91ـ 92) زيرا با وجود تكليف ، امكان ايصال ثواب به مطيع نخواهد بود و حال آن كه بهشت محل ايصال ثواب است (كشف المراد ، ص 105).
2. آزادى و اختيار: اهل آخرت در انجام اعمال آزاد و مختار بوده و هيچ گونه اجبار و اضطرارى براى آنها نيست (اوائل المقالات ، ص 92). با اين حال از بهشتيان فعل قبيح صادر نمى شود ، چون انگيزه كار قبيح در آنها وجود ندارد ، اما اهل جهنم گاهى مرتكب كار قبيح مى شوند.چنان كه قرآن كريم از دورغ گويى جهنمّيان خبر مى دهد: (وَلَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى النّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبُ بِآياتِ رَبِّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمؤْمِنين* بَلْ بَدالَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُو عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكاذِبُون) (انعام: 27) و ترديدى در قبح دروغ نيست (اوائل المقالات ، ص 92).
3. معرفت به ذات الهى: اهل آخرت عارف به ذات الهى بوده و تمام حوادثى را كه در دنيا بر آنان گذشته است نيز به ياد مى آورند (امالى سيد مرتضى ، ج4 ، ص 15 ; التبيان ، ج5 ، ص 29) زيرا اگر آنچه به آنها از پاداش و كيفر مى رسد ، ندانند از ناحيه چه كسى صورت گرفته و به چه جهت است ، عنوان پاداش و كيفر بر آن صادق نخواهد بود ، حال آن كه آنچه در آخرت به انسان مى رسد ، قطعاً پاداش يا كيفر اعمال اوست (شرح نهج البلاغه ، ج5 ، ص 142).
4. تناسب پاداش با عمل: پاداش اهل آخرت متناسب با اعمال آنان ، (بداية المعارف ، ج2 ، ص 286) و ملازم آنهاست (الميزان ، ج11 ، ص 14 ; ج 15 ، ص71). (كُلّ إِنْسان أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِى عُنُقِهِ) ; «هر انسانى ، اعمالش را بر گردنش آويخته ايم ( اسراء: 13). از اين رو جايى براى عذرخواهى باقى نمى ماند ، زيرا عذرخواهى در جايى مفيد است كه پاداش قابل انفكاك از عمل باشد (الميزان ، ج11 ، ص 14) (لا تَعْتَذِروُا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَونَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) ; «اى ] كافران! [ عذرخواهى نكنيد ، پاداش شما ، نفس عملى است كه انجام داديد» (تحريم: 7).
5. رابطه صميمى بهشتيان: در آخرت بين نيكوكاران انس و الفت ، صفا و صميميت برقرار است (الكشاف ، ص 642 (إخواناً على سُرُر مُتَقابِلين) ; «همه برادرانه بر تخت ها رو به روى يكديگر نشسته اند» (حجر : 47). امّا در اجتماع بدكاران تنفر و بيزارى از يكديگر و ناسزاگويى حكمفرماست (الكشاف ، ص 1052 (إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النّارِ) . اين گفت و گوى خصمانه دوزخيان قطعاً راست است. (ص: 64).
6. سرنوشت جداگانه: در آنجا هر كس سرنوشت جداگانه دارد ، زيرا آن جهان ، جهان فعليت هاى محض است و فعليت هاى محض از يكديگر تأثير نپذيرفته و با يكديگر تركيب نمى شوند (عدل الهى ، ص 198).

منازل آخرت

آخرت داراى منازلى است ; از قبيل لحظه مرگ ، قبر ، حشر ، صراط ، ميزان ، حساب و تطاير كتب.
1. لحظه مرگ ، آخرين روز دنيا و اولين روز آخرت است. در آن لحظه مال ، فرزند و اعمال خوب و بد انسان (شرح اصول كافى ، ج1 ، ص 51) تمثّل پيدا مى كنند (فتح البارى ، ج8 ، ص 430) و ملائكه از آسمان نزد محتضر حاضر مى شوند (الميزان ، ج8 ،ص 137).
2. قبر يا عالم برزخ: پس از آن كه مرده را در قبر گذاشتند ، دو ملك وارد قبر شده و از مسائل اعتقادى خدا ، پيامبر ، امام ، دين ، كتاب و قبله سؤال مى كنند (اوائل المقالات ، ص 75 ; بحارالانوار ، ج6 ، ص 202 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 118). رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايند: قبر ، اول منزل از منازل آخرت است ،اگر از آن نجات يافت ، منازل بعد آسان تر است ، و الاّ سختى پس از آن كمتر از قبر نيست (معارج اليقين فى اصول الدين ، ص 485).
اين مرحله براى نيكوكاران باغى از باغ هاى بهشت و براى بدكاران ، حفره اى از حفره هاى جهنم است (بحارالانوار ، ج6 ، ص 205) و تا قيامت كبرى در آن خواهند ماند. (معاد ، ص 52) ، (وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ) (مؤمنون:100). البته اين امور همگى مربوط به بدن مثالى است ، زيرا برزخ و قبر ، هر دو بيان يك واقعيت اند (شرح العقيدة الطحاويه ، ص 396 ; بحارالانوار ، ج6 ، ص 268 ; منشور جاويد ، ج9 ، ص 238).
3. نشانه هاى قيامت (اشراط الساعه): پس از اين مرحله و پايان يافتن عمر دنيا ، رستاخيز فرا مى رسد ، كه داراى نشانه ها و مقدماتى است ; از قبيل: خروج مهدى (عج) ، پديدار شدن دودى در آسمان ، ظاهر شدن دجّال ، بيرون آمدن جنبده اى از زمين ، هجوم يأجوج و مأجوج ، طلوع خورشيد از مغرب ، بازگشت حضرت عيسى (عليه السلام) و تحولات كيهانى (لمعة الاعتقاد ، ص 134 ; و مجمع البيان ، ج4 ، ص 405 ; شرح احقاق الحق ، ج3 ، ص 213).
4. نفخ صور: در اين هنگام در صور (شيپور) دميده شده و همه مردگان ناگهانى و وحشت زده از قبور سر برآورده و نداى الهى را لبيك مى گويند ، (مجمع البيان ، ج6 ، ص 391 ; الكشاف ، ص 767 و 1050 ; تفسير كبير ، ج23 ، ص 121 ; تصحيح اعتقادات الاماميه ، ص 98 (وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ) (يس:51). نفخ صور دو مرحله دارد: اماته و احياء و به صيحه ، صاخه ، زجره ، رجفه (كه همگى به معناى فرياد است) نيز در قرآن تعبير شده است (منشور جاويد ، ج9 ، ص 279267).
5. ميزان اعمال: آن گاه همگى در صحنه محشر براى حسابرسى گرد آمده و به انتظار به سر مى برند: (إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ) (غاشيه:25ـ 26) در اين هنگام ميزان هاى سنجش گذاشته شود: (وَنَضَع المَوازِين القِسْط...) (انبياء:47) و به حساب همگى رسيدگى مى شود (شرح المواقف ، ص 321) ، اگر چه در كيفيت «ميزان» بين متكلمان اختلاف وجود دارد ، در اصل وجود آن هيچ اختلافى نيست (الاعتقادات ، ص 73 ; نخبة اللآلى ص 124 ; الأربعين فى اصول الدين ، ص 19 ، الاقتصاد ، ص 52 ; الكشاف ، ص 823 ، 783 و 1379 ; تفسير كبير ، ج22 ، ص 176 ، 177 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 120ـ 121 ; شرح العقيدة الطحاويه ، ص 404 ; مجمع البيان ، ج7 ، ص 90).
از امام صادق (عليه السلام) درباره «الموازين القسط» سؤال شد ، فرمود: ميزان ها پيامبران و اوصياى آنهاست (بحارالأنوار ، ج7 ، ص 243). محاسبه انبيا و امامان معصوم (عليهم السلام) مستقيماً توسط خداوند متعال انجام مى شود و محاسبه اوصيا توسط پيامبران صورت مى گيرد و محاسبه امت ها را اوصيا انجام مى دهند (الاعتقادات ، ص 73). در زيارت مخصوصه حضرت امير مؤمنان (عليه السلام) آمده است:«اَلسَّلامُ عَلى يَعْسُوبِ الإِيمانِ وَمِيزانِ الأَعْمال» ; «سلام بر پيشواى ايمان و ميزان اعمال» (مفاتيح الجنان ، زيارت چهارم حضرت (عليه السلام) ، ص 550).
6. شاهدان اعمال و گواهان دادگاه الهى: هنگام حسابرسى در دادگاه الهى ، همه شاهدان اعمال ، حضور داشته و آماده گواهى دادن هستند. اولين شاهد ، خودِ خداوند متعال است: (ثُمَّ اللّهُ شَهِيدٌ عَلى ما يَفْعَلُون) (يونس:46) ، سپس پيامبران الهى (نساء:14) ، فرشتگان ناظر اعمال (انفطار:11ـ13) ، مكان انجام عمل (زلزله:4ـ5) ، زمان انجام عمل (بحارالأنوار ، ج7 ، ص 305) ، قرآن كريم (بحارالأنوار ، ج7 ، ص 319) ، نامه اعمال (اسراء: 13) و اعضاى بدن (نور:24 ، يس:65 ; فصّلت:20ـ 22) (الكشاف ، ص 522 ، 1143 و 1352 ; مجمع البيان ، ج1 ، ص 417 ; ج9 ص 17 و ج8 ، ص 285 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 118).
7. تطاير كتب: پس از حسابرسى ، انسان ها به سه گروه تقسيم مى شوند: گروهى كه هيچ حسنه اى در نامه اعمال آنان نيست وگروهى كه هيچ سيّئه اى در نامه اعمال ندارند ، جايگاه اين دو گروه مشخّص است. اما گروه سوم كه اكثريت را تشكيل مى دهند آنهايند كه در پرونده آنان هم عمل صالح است و هم طالح: (خلطُوا عَملاً صالحاً وآخر سيّئاً) (توبه:102). اين گروه بى تابانه براى دريافت نامه اعمال خود لحظه شمارى مى كنند. در اين هنگام نامه اعمال هر كس به پرواز درآمده و به سوى او نزديك مى شود ، تا اين كه يا در دست راست او قرار مى گيرد و بهشتى مى شود و يا به دست چپ او قرار مى گيرد و جهنمى مى گردد (احياء علوم الدين ، ج4 ، ص 520 و شرح العقيدة الطحاويه ، ص 404).
8. پل صراط: پس از دريافت نامه اعمال مى بايست از گذرگاهى همگانى كه پلى است از مو باريك تر و از لبه شمشير تيزتر (شرح العقيدة الطحاويه ، ص 401 ; بحارالأنوار ، ج8 ، ص 64) و روى دوزخ نصب شده است عبور كنند (شرح المواقف ، ص 320 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 119ـ 120 ; الأربعين فى اصول الدين ، ص 19 ; كشف المراد ، ص 576) (وَإِنْ مِنْكُمْ إِلاّ وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتماً مَقْضِيّاً) ; «و هيچ كدام از شما نيست مگر اين كه وارد آن (دوزخ) مى گردد ، اين امرى حتمى از جانب پروردگار توست» (مريم:71). البته هنگام عبور مؤمنان ويژه ، دوزخ خاموش است (الكشاف ، ص 739 ; حلية الأولياء ، ج5 ، ص 212) و ساير پرهيزكاران به عنايت الهى از آن عبور مى كنند ، اما ستم كاران در آن سقوط مى نمايند (الكشاف ، ص 1274 ; الأربعين فى اصول الدين ، ص 19) حقيقت اين صراط با توجه به روايات (نهج البلاغه ، خطبه16 ، ص 48) مى تواند تجسّم همان صراط دنيوى باشد ، يعنى صراط مستقيم (تقوى) كه پرهيزكاران آن را برگزيده و ستمكاران از آن منحرف شده اند (الأربعين فى اصول الدين ، ص 19 ; منشور جاويد ، ج9 ، ص 348ـ 349) ، و يا مى تواند حجت هاى الهى باشد ، كه هر كس در دنيا آنان را شناخته و اطاعت نموده در آخرت اجازه عبور از صراط جهنم را مى يابند (الاعتقادات فى دين الإماميّة ، ص 70).
9. اعراف: از ديگر منازل آخرت ، اعراف است: (وَعَلى الأَعْرافِ رِجالٌ) (اعراف: 46ـ 49). اعراف جايگاه بلندى است كه موقعيتى جدا از بهشت و دوزخ دارد (مجمع البيان ، ج4 ، ص 260ـ 261) بر آن مردانى قرار دارند كه به همه بهشتيان و دوزخيان اِشراف دارند ; آنان آگاهى خاصى دارند ، كه همه اهل محشر را از نظر سرنوشت مى شناسند (تصحيح اعتقادات اماميه ، ص 106 ; غاية المرام ، ج3 ، ص 69). اين گروه در واقع مجريان اراده خداوند بوده و به تنظيم امور مى پردازند (منشور جاويد ، ج9 ، ص 358). مقصود از اعرافيان انبيا و شهدا (تفسير كبير ، ج14 ، ص 87) و يا امامان معصوم هستند (الاعتقادات ، ص 70). حضرت فاطمه زهرا (س) مى فرمايد:«از پدرم درباره آيه شريفه (46اعراف) پرسيدم ، فرمود: آنان دوازده امام بعد از من مى باشند» (كفاية الأثر ، ص 194) و اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود:«ما بر اعراف استقرار داشته و يارانمان را به سيمايشان مى شناسيم» (غاية المرام ، ج3 ، ص 69) .ممكن است ، گروه هاى ديگر نيز در اعراف مستقر باشند ، از قبيل: گنهكارانى كه اميد شفاعت دارند (تفسير كبير ، ج14 ، ص 88 ; الكشاف ص 397 ، شرح المواقف ، ص 311) و يا اطفال و مجانينى كه در دنيا ، تكليف از آنان ساقط بوده است (تصحيح اعتقادات اماميه ، ص 106) ك مدخل اعراف.
10. بهشت و جهنّم: آخرين منزل آخرت ، بهشت و دوزخ است ، كه اكثر متكلمان معتقدند هم اكنون وجود دارد ، هر چند در اين كه در كجا قرار دارد ، اختلاف نظر دارند (كشف المراد ، ص 576 ; الاعتقادات ، ص 79 ; مجمع البيان ، ج1 ، ص 129 ; گوهر مراد ، ص 482 ; شرح المواقف ، ص 301 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 105ـ 109).
نكته: منازل و حالات ياد شده عقلاً امكان وقوع دارند و خداوند متعال نيز وقوع آنها را خبر داده است ، بنابراين تصديق و ايمان به آنها واجب است (كشف المراد ، ص 575 ; شرح المواقف ، ص 320).

منابع

«احياء علوم الدين» ، الغزالى ، محمد بن محمد ، 505 ، دارالمعرفة ، بيروت ; «الأسفار الأربعه» ، الشيرازى ، صدرالدين ، محمد (1050) ، دار احياء التراث ، بيروت ، 1981 ; «الأربعين فى اصول الدين» ، غزّالى ، محمد بن محمد ، م 505 ، دار الجيل ، بيروت ، بى تا ; «الاعتقادات» ، مفيد ، محمد بن نعمان ، م 413 ، تحقيق: عصام عبدالسّيد ، ناشر: دارالمفيد ، قم ، 1414 ; «الاقتصاد الهادى إلى طريق الرشاد» ، الطوسى ، ابوجعفر ، محمد بن الحسن460 ، تحقيق: الشيخ حسن سعد ،ناشر: مكتبة جامع چهلستون ، 1400 ; «الأمالى» ، السيد المرتضى ، تحقيق و تصحيح: الشيخ احمد بن الأمين الشنقيطى ، ناشر: مكتبة آية اللّه العظمى المرعشى النجفى ، 1325ـ 1907 ;«اوائل المقالات» ، مفيد ، محمد بن نعمان ، م 413 ، زنجانى ; «بحارالانوار» ، مجلسى ، علاّمه محمدباقر م 1111 ، ناشر: مؤسسة الوفاء ، بيروت ، 1403هـ ، 1983م ; «بداية المعارف الإلهية» ، خرازى ، سيد محسن ، معاصر ، مركز مديريت حوزه علميه ، قم ; «التبيان» ، الطوسى ، محمد بن الحسن460 تحقيق: احمد حبيب قصير العاملى ، ناشر: مكتب الأعلام الاسلامى ، 1409 ; «تصحيح اعتقادات الإماميه» ، مفيد ، محمد بن نعمان ، 413 ، ناشر ، دارالمفيد ، بيروت ، تحقيق: حسين درگاهى ، لبنان ، 1414 ; «التفسير الكبير» ، 30جلدى ، الفخر الرازى ، ناشر: داراحياء التراث العربى ، بيروت ; «حلية الأولياء و طبقات الأصفياء» ، الإصبهانى ، ابونعيم ، احمد بن عبداللّه ، ناشر: دارالكتب العربى ، بيروت ، 1405 ; «شرح اصول كافى» ، مازندرانى ، ملاّ محمد صالح ، م1081 ، تعليقه ميرزا ابوالحسن شعرانى ; «شرح العقيدة الطحاوية» ، تك جلدى ، الحنفى ،ابن ابوالعزّ ناشر: المكتب الإسلامى ، بيروت ، 1391ق ; «شرح المقاصد» ده جلدى ، التفتازانى ، سعدالدين ، تحقيق: دكتر عبدالرحمان عميرة ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، ايران ، 1409هـ.ق ; «شرح المواقف» ، الايجى ، قاضى عضدالدين ، عبدالرحمان بن احمد ، شارح: سيد شريف ، على بن محمد الجرجانى ، مطبعة: السعادة1325هـ.ق ; «شرح نهج البلاغه» ، ابن ابوالحديد 656 ، تحقيق: محمد ابوالفضل ابراهيم ، ناشر: دار احياء الكتب العربية ، 1378ـ 1959 ;«الصحاح» ، جوهرى ، اسماعيل بن حمّاد م 393 ، احمد عبدالغفور ، ناشر: دارالعلم للملاين ، بيروت ، بى تا ; «عدل الهى» ، مطهرى ، شيخ مرتضى ، م1358 ، ناشر: صدرا ، تهران ، 1372 ; «علل الشرايع» ، صدوق ، ابوجعفر ، محمد بن على ابن بابويه ، م 381 ، تحقيق على اكبر غفارى ، مؤسسه اعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1408 ; «غاية المرام» ، البحرانى ره ، السيد هاشم 1107 ، تحقيق: السيد على عاشور ; «فتح البارى شرح صحيح البخارى» ، عسقلانى ابن حجر ، شهاب الدين م 852 ، دارالمعرفة لطباعة والنشر ، بيروت ;«الكشاف» ، تك جلدى ، الزمخشرى ، جار اللّه محمد بن عمر ، بى تا بى جا ; «كشف المراد» ، حلّى علاّمه يوسف بن حسن بن مطهر ، تصحيح علاّمه حسن زاده آملى ، ناشر جامعه مدرسين ، قم ، 1417 ; «كفاية الأثر فى النص على أئمة الاثنى عشر» ، الخزاز القمى ، 400 ، ناشر: انتشارات بدار ، 1401 ، تحقيق: السيد عبداللطيف الحسنى ; «گوهر مراد» ، لاهيجى ، ملاعبدالرزاق ، انتشارات كتابفروشى اسلاميه ، تهران ، بى تا ; «لسان العرب» ، ابن منظور علاّمه جمال الدين محمد بن مكرم م 711 ، نشر ادب حوزه ، 1405 ; «لمعة الاعتقاد الهادى إلى سبيل الرشاد» ، قدامه ، ابومحمد عبداللّه بن احمد ، تحقيق: بدر بن عبداللّه البدر نا شر: الدار السلفيه ، كويت ، 1406 ; «مجمع البحرين» ، طريحى ، شيخ فخرالدين ، م1085 ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، بى تا ; «مجمع البيان فى تفسير القرآن» ده جلدى ، الطبرسى ، امين الاسلام ، ابوعلى ، الفضل بن الحسن ، تحقيق: لجنة من العلماء والمحققين ، 1415 ، ناشر: مؤسسة الأعلمى للمطبوعات ، بيروت ; «معاد» ، مطهرى ، شيخ مرتضى ، م1358 ، ناشر: صدرا ، تهران ، 1373 ; «معارج اليقين فى اصول الدين» ، السبزوارى ،الشيخ محمد ، قرن 7 تحقيق:علاء آل جعفر ، ناشر: مؤسسة آل البيت ، 1413 ; «مفاتيح الجنان» ، قمّى ، شيخ عباس ، م 1359هـ ، ترجمه الهى قمشه اى ، تصحيح حاج حسن تفكّرى ، ناشر انتشارات فاطمة الزهراء (س) ، قم ، 1383ش ; «المفردات» ، راغب اصفهانى م 502 ، سيد گيلانى ، دارالمعرفة ، لبنان ، بى تا ; «الميزان فى تفسير القرآن» ، طباطبايى ، علاّمه سيد محمدحسين ، م1402 ، مؤسسه اعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1403هـ ; «منشور جاويد» ، سبحانى ، شيخ جعفر ، معاصر ، ناشر: انتشارات مؤسسه سيدالشهداء(عليه السلام) ، 1369ش ; «نخبة اللآلى» ، الحلبى ،محمد بن سليمان ، ناشر: مكتبة الحقيقة ، اسلامبول ، 1407 ; نهج البلاغه ، سيد رضى ، تحقيق: شيخ محمد عبده ، دار المعرفة ، بيروت ، لبنان ، بى تا.



CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org