تعداد بازدیدها : 4021
  عنوان مقاله : هدف از نزول قرآن
 نویسنده : علی پناه اشتهاردی
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (12127) >علوم قرآن(2769)->تاريخ قرآن(235)->نزول قرآن(91)
  آدرس اینترنتی:   http://www.noormags.com/view/Magazine/ViewPages.aspx?ArticleId=28988  
 منبع: مجله گلستان قرآن - دی 1382 - شماره 166
 چاپ مقاله


متن مقاله
هدف از نزول قرآن

علی پناه اشتهاردی

اشاره:

استاد معظم شیخ علی‏پناه‏اشتهاردی از مجتهدان بنام، نویسندگان برجسته و پرکار و مدرس توانمند درسهای خارج فقه، و اصول، و رجال و حدیث در حوزه علمیه قم می‏باشد.
تصحیح صدها عنوان کتاب دینی، تصحیح دهها نسخه خطی در زمینه معارف اسلامی و تألیف نزدیک بیست عنوان کتاب، بخشی از فعالیتهای علمی این استاد فرزانه شمار می‏رود. مهمترین اثر استاد «مدارک العروة الوثقی» است که در 37 مجلد به چاپ رسیده است. ویژگیهای اخلاقی استاد اشتهاردی از ایشان شخصیتی محبوب نزد همه استادان و شاگردان ساخته است. همین ویژگی در ملاقات ما با ایشان نیز جلوه‏گر بود، چنان که با بزرگواری و فروتنی منحصر به فردی ما را به حضور پذیرفت و با توجه به کهولت سن و کسالت مزاج، با صبر و حوصله به پرسشهای ما پاسخ گفت و سپس شخصاً از ما پذیرایی کرد. این گفت‏وگو تقدیم پویندگان راه قرآن می‏شود.
قرآن کریم از ویژگیهایی برخوردار است که کتابهای دیگر، - حتی کتابهای آسمانی - فاقد آن ویژگیها هستند. مثلاً درباره نزول می‏توان سوءال کرد که چه کسی قرآن را فرود آورده، قرآن بر چه کسی فرود آمده و هدف از فرود قرآن چه بوده است؟
خداوند خود می‏فرماید: «نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین: روح‏الامین (جبرئیل) آن را بر قلب تو نازل کرده است تا بدین وسیله مردم را بیم دهی» (شعرا / 194-193).
این آیه، از سه جهت به آن پرسش پاسخ می‏دهد: اولاً روح آن را نازل کرده، یعنی قرآن مربوط به روحانیت و معنویت است. دوم روح را به امین متصف کرده است. برای آنکه همه ملائکه نمی‏توانند مطلقاً امین باشند و بعضی ارواح ملائکه هم گاهی به طور غیرعمدی، اشتباهات و خطاهایی دارند که چنانچه در بعضی اخبار آمده، در مأموریتشان اشتباه می‏کردند؛ اما روح‏الامین را خداوند به امین و «روح‏الامین» نام می‏برد؛ یعنی هیچ کم و زیادی در پیام و دستور خداوند نداشته و امانتدار بوده است.
سوم آنکه هرچند قرآن برای همه بشر نازل شده ولی در مرحله نخستین بر قلب پیامبر نازل شده است. عبارت «علی قلبک» یعنی منزل قرآن، قلب پیامبر است.
انذار و بیم‏دادن به نحوی بود که قلب حضرت علی(ع) هم جای پذیرش آن را نداشت، و نازل شدن هم به مفهوم «از بالا به پایین آمدن» نیست، بلکه وجه علمی نازل شدن «تشبیه معقول به محسوس» است؛ یعنی از مرتبه ربوبی صادر شده و غیر از قلب پیامبر هیچکس قابلیت فراگرفتن آن را نداشته است. در خود آیات شریفه هم آمده: «لو أنزلنا هذالقرآن علی حبل لرأیته خاشعاً متصدعاً من خشیة الله: اگر این آیات را بر کوه نازل می‏کردیم، کوه هم خضوع و خشوع می‏کرد و شکاف بر می‏داشت.
از عایشه و ائمه(ع) نقل کرده‏اند که هنگام نزول قرآن پیامبر اکرم(ص) عرق می‏کردند. وقتی سوره مائده نازل شد آنقدر بر پیامبر فشار آمد که شتر یا اسبی که بر آن سوار بود زانو زد و پیامبر در حالیکه عرق بر پیشانی داشت از آن پیایین آمد.
زمان نزول، عربها جهت افتخار اشعار خود را بر کعبه آویزان می‏کردند. وقتی قرآن نازل شد و آن فصاحت و بلاغت و مفاهیم بلند را دیدند، از شرم، همه را شبانه بر چیدند.
خود قرآن هم تحدی کرده و اعلان نموده که هر کس شک دارد که قرآن از سوی خدا نازل شده، یک سوره مثل آن بیاورد.
انس و جن اگر پشت به پشت هم بدهند حتی یک سوره سه آیه‏ای مثل سوره کوثر نمی‏توانند بیاورند.
برای فهم مبانی و درک قرآن، چه شرایط و لوازمی نیاز است؟
همین‏ها که عرض می‏کنم مقدمه فهم قرآن است. بخشی از پاسخ شما را در پرسش قبل دادم و آن اینکه فهم قرآن، قلب سالم و روح پاک می‏خواهد. تا روح به بزرگی و عظمت نرسد نمی‏تواند عظمت قرآن را درک کند. در مرتبه بعدی، لازمه فهم قرآن مراجعه به اهل آن است و اهل قرآن، پیامبر(ص)، امامان معصوم(ع) و اصحاب آنان می‏باشند. از شیخ انصاری نقل شده که فرمود: «انما یعرف القرآن من خوطب به: همانا کسی به قرآن آشنایی می‏یابد که مخاطب قرآن است.»
معرفت قرآن از مصدر جلال الهی صادر شده، گیرنده قلب پیغمبر بوده، آورنده هم روح الامین است؛ بنابراین، کسی که قرآن بر او نازل شده، می‏فهمد که مقصود خدا از قرآن چه بوده است.
حضرت استاد! جناب عالی بیشتر به وجه عظمت معنوی قرآن و همچنین ابعاد روحی و درونی انسان اشاره می‏فرمایید. یعنی مهمترین هدف نزول قرآن ساختن بعد معنوی انسان است؟
هدف نزول قرآن بیم دادن و ترساندن مردم از چیزهایی است که موجب عذاب الهی می‏شود. این مهمترین وجه نزول قرآن می‏باشد. اگرچه قرآن برای نظم دنیا هم،همه نوع توصیه دارد، ولی همه کس نمی‏فهمند. بنابراین، هدف اصلی نزول قرآن، انذار است؛ انذار یعنی «بیم دادن» و بیم دادن یعنی «بیان مصالح و مفاسد واقعیه».
اخلاق در قرآن کریم چه جایگاهی دارد، قواعد و معیارهای اخلاقی را چگونه می‏توان از قرآن استخراج کرد؟
اخلاق، یکی از شعبه‏های هدف از نزول قرآن است. برای اینکه این حقیقت را دریابیم حدیث شریف نبوی را که فرمود: «من برای تکمیل پایه‏های اخلاق برانگیخته شدم» یادآور می‏شویم. اگر به محورهای موضوعی قرآن کریم توجه کنیم، دعوت به توحید، نفی شرک، زندگی مسالمت‏آمیز، ضرورت وجود پیامبران و... مطرح می‏شود در کنار همه اینها بایدها و نبایدهای بسیاری هم مطرح می‏شود که بیشتر ناظر بر رفتار انسانها و ساختن شخصیت درونی و معنوی انسانهاست. استخراج اخلاق از قرآن هم شرایطی دارد. انسانها باید ضرورت اخلاق را دریابند و با شناخت قرآن و علوم مورد نیاز در کشف حقایق قرآنی و همچنین شناخت نیازها و شرایط فرهنگی و اجتماعی خود به نظریه‏سازی و قاعده‏مند کردن پیامهای اخلاقی قرآن مبادرت کنند.
جناب عالی می‏فرمایید همه مراتب عالی اندیشه خداشناسی را باید از اهل بیت(ع) گرفت؛ چنان که در قرآن هم می‏فرماید: جز استوار در علم، کسی تأویل قرآن را نمی‏داند. از طرف دیگر در قرآن مرتب به انسانها امر به تدبر، تفکر و تذکر می‏شود. حالا این دو مطلب چگونه باهم جمع می‏شوند؟
منظور از تعبیراتی چون تفکر و تدبر، آن است که به خدا و وجود خدا پی ببرید و از اندیشه در خلقت عالم هستی، به مدبر آن برسید و برخلاف میل او رفتار نکنید؛ نه اینکه بطور مستقل اگر تفکر و تدبر کردید به شناخت کاملی می‏رسید. شناخت کامل خدا و حقایق هستی به راهنمایی و توجه اهل بیت(ع) بستگی دارد.
آیا ما مسلمانان رسالتمان را همانطور که منظور خدا در قرآن است، انجام می‏دهیم؟
خیر، هوای نفس نمی‏گذارد. مثال هم زیاد است. این، در حالی است که ما در شاریط کنونی بیش از هر زمان دیگر به بازگشت به معنویت قرآن نیازمندیم، می‏توانم بگویم عمده مشکلات و بحرانهایی که همه بشر امروز و بخصوص مسلمانان با آن دست به گریبانند، از بیگانگی ایجاد شده میان آنان و قرآن است.



CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org