فضاي موسيقايي آيات قرآن
نویسنده : مهدي شريعتي
منبع :
تعداد بازدید : 1730

فضاي موسيقايي آيات قرآن

مهدي شريعتي

ترجمه قرآن، اگر چه راهي براي آشنايي با مفاهيم قرآن است، اما هيچ ترجمهاي ظرفيت و توان آن را ندارد تا به خوبي مفهوم آيات قرآني را به خواننده منتقل سازد. زيرا هماهنگي كاملي كه بين فضاي موسيقايي و معاني آيات قرآني وجود دارد، آنقدر وسيع و گسترده است. كه ترجمه آن را با دشواري روبرو ميسازد. نويسنده اين مقاله، با نگرش بر اين نكته، شرحي نگاشته كه ميتواند پيش زمينهاي براي تحقيقات گستردهتر در اين زمينه باشد.
هيچ ترجمه‌اي، حتي با بياني در سطح عالي نيز نميتواند منعكس كننده كامل تمام زيباييهاي قرآن از جهت لفظ و معني باشد. ترجمهها در حكم بازتابيدن نور از آينهاند، و هيچ آينهاي با صيقليترين سطح نيز، باز تابنده كامل تمام شعاعهاي نوري نيست كه به آن ميتابد. اين نكته بديهيترين موضوعي است كه هر كس كوچكترين اطلاعاتي از فيزيك اپتيك داشته باشد، بدان وقوف دارد.
بگذاريد موضوع را از زاويه ديگر بررسي كنيم، فرض كنيد نويسنده اين سطور بخواهد، با تعريف و توصيف، ميوه بسيار لذيذ و مطبوعي را به شما معرفي كند، يا بايد ساعاتي از طعم و مزه و رنگ و احساسي كه در هنگام خوردن به وجود ميآيد و يا بعد از خوردن حادث ميشود و يا (اگر قرار باشد علميتر بيان شود.) سرعت جذب و ميزان قند و مقدار چربي و اندازه انرژي كه در بدن توليد ميكند و مقدار املاح و درصد ويتامينهاي بكار رفته در آن و دهها واحد ديگر براي شما بگويد و يا با يك جمله بسيار كوتاه بگويد: ‹‹طعمي مانند طعم فلان ميوه دارد.›› با اين وجود، تمامي اين تعاريف و امثال نميتوانند احساسي را كه از خوردن خود آن ميوه حاصل ميشود، ايجاد كند. تازه خود آن ميوه نيز نميتواند احساسي را كه توانائي آفرينش آن را دارد، در مذاق شما بيافريند. مگر آنكه از ذائقه كاملاً سالمي برخوردار باشيد. و در وضعيت خوبي بسر برد كه اين وضعيت نيز خود تابع عواملي از قبيل زمان و مكان و ميزان تمايل به خوردن و احساسهايي همچون شادي و گرسنگي و عطش و...است.
ترجمه هر يك از آيات قرآن نيز حتي در بهترين سطوح ترجمه، چيزي جز توصيف و تمثيل يك ميوه به جاي خوردن آن نيست آشنايي با زبان عربي شايد همانند پرورش دادن ذائقه با ميوه‌هايي باشد كه تاكنون با آنها آشنا نبوده ايد. بگذاريد از همان ‹‹بسم الله›› شروع كنيم.
در زبان فارسي ‹‹بسم الله الرحمن الرحيم›› را با جمله ‹‹به نام خداوند بخشنده مهربان›› ترجمه ميكنيم، و حال آنكه به نظر نگارنده اين جمله چه از نظر لفظ و چه از نظر معنا باز تابنده كامل صورت عربي آن نيست. به زيباييهاي حروف بكار رفته در اصل عبارت توجه كنيد.
- در هنگام قرائت، صامت ‹‹ب›› وقتي كشيده ميشود. به مصوت كوتاه ‹‹ي›› نزديك ميشود.، اما كشيدگي صامت ‹‹س›› به كمك آن ميآيد تا با مصوت كشيده ‹‹ي›› يك قرينه كامل ايجاد كند. حرف ‹‹س›› دومين حرف عبارت و حرف ‹‹ي›› حرف ماقبل آخر آن است. اين دو حرف از نظر مكان قرار گرفتن كاملاً قرينه يكديگرند. در صورتي كه در عبارت ‹‹به نام خداوند بخشنده مهربان›› هيچ قرينهاي به كار نرفته است. همچنين تمامي حروف بكار رفته در عبارت اصلي، چنان اند كه گويي لبها را ميبوسند و بسيار آرام از آنها دور ميشوند. همچون جدا شدن آرام دو تكه ابر در آسماني آبي و روشن. در صورتي كه وجود دو حرف ‹‹خ›› در پي همديگر، در ترجمه عبارت، حنجره را خراش ميدهد كه با معنا و مفهوم آن هماهنگي ندارد.
- در عبارت اصلي همه كلمات به هم مربوط اند. چنان كه آخرين حرف يك واژه به پايان نرسيده، حرف اول واژه بعد از آن شروع ميشود. همانند طيف رنگين كمان كه هنوز طيفي پايان نيافته، طيف ديگر آغاز ميگردد. ادغام اين طيفها به گونهاي است كه نميتوان هيچ مرز مشخصي بين آنها تعيين كرد.
اگر به غير علمي سخن گفتن متهم نشوم، بايد بگويم هفت حرف به كار رفته در ‹‹بسم الله›› هفت طيف رنگين كمان را در ذهن تداعي ميكند، ايضا هفت آيه به كار رفته در سوره حمد (سبع المثاني). مقايسه گستردگي هر كدام از طيفها در رنگين كمان، با ميزان كشيدگي هر كدام از حروف ‹‹بسم الله›› و يا هر كدام از آيات سوره حمد را ميگذارم به عهده متخصصان فن، حتي اگر نتيجهاي حاصل نشود نيز راهي است براي شروع يك تحقيق، هر دريچهاي كه براي گشودن آن همت شود، حتي اگر گشوده نشود نيز وسوسهاي است براي يافتن دريچه ديگر.
در برگردان فارسي ‹‹بسم الله الرحمن الرحيم›› همه كلمات وقتي به انتها ميرسند، قطع ميشوند. به طوري كه نميتوان هيچ يك از كلمات را با كشيدن حرف آخر آنها به كلمه ديگر مربوط كرد.
حال بگذاريد سوره ‹‹فاتحه الكتاب›› را از اين ديدگاه مورد بررسي اجمالي قرار دهيم. به آيات آن توجه كنيد:
بسم الله الرحمن الرحيم - الحمدلله - رب العالمين - الرحمن الرحيم - مالك يوم الدين - اياك نعبد و اياك نستعين - اهدنا الصراط المستقيم - صراط الذين انعمت عليهم - غير المغضوب عليهم و لاالضالين.
در هنگام تلاوت آيات، مصوت، بلند ‹‹1›› گويي ذهن آدمي را آرام آرام به سمت بالا اوج ميدهد. از ابتداي آيه با آنكه مخاطب اصلي خداست، اما چنان كه با معشوقي ناديده سخن بگويي تنها اشتياق براي شنيدن از سوي اوست، درست از وسط سوره التفاتي بسيار زيبا پديد ميآيد از اينجا به بعد گويي معشوق درست روبروي انسان قرار دارد. چنان كه به اشتياق سخن گفتن با او، تمناي نشان دادن خويش نيز ظاهر ميشود.
چنين التفاتي يك قرينه كامل در دو سوي آيات پديد ميآورد. حروف به كار رفته در كل آيات نيز، فضايي بسيار آرام و روحاني همراه با حركتي آرام به سوي بالا را تداعي ميكنند. در اواخر سوره حرف (ض) در ‹‹غير المغضوب عليهم›› اندكي لرزش در زبان و لبها ايجاد ميكند كه تكرار آن در ‹‹ولاالضالين›› به كشيدگي آن تداوم ميبخشد. اين كشيدگي حالتي رعبآميز در ذهن ايجاد ميكند كه با مفهوم پايان آيه كاملاً هماهنگي دارد.
حال يكبار ديگر كل آيات را مرور كنيد، توالي ‹‹ين›› و ‹‹يم›› كه به تناوب در پايان هر يك از آيات تكرار ميشود. نظمي زيبا و لطيف را به وجود ميآورد. اين نظم در آخرين آيه كه طولانيترين آن نيز هست، گويي به هم ميريزد. در صورتي كه در واقع چنين نيست. با اين وجود طولاني بودن آيه چنين فضايي را در ذهن القا ميكند تا بر تأثير معناي آن بيفزايد.
به تقريب معادل هيچ كلمه عربي در زبان فارسي وجود ندارد كه هم بار معنايي آن را منعكس سازد و هم در عين حال، فضاي موسيقايي آن را در ذهن ايجاد كند. هيچ كدام از مترجمان نيز ادعاي به كار بردن چنين واژههايي در هنگام ترجمه را ندارند. با وجود اين، بين واژه‌هاي فارسي براي ترجمه ميتوان مناسبترين آنها را انتخاب كرد. بي شك با برگردان قرآن با چنين نگرشي، ميتوان آثار بديع و ارزشمندي خلق كرد، آثاري برگرفته از معجزه هماهنگي كامل بين فضاي موسيقايي و معنا.
بيان همه زيباييهاي به كار رفته در حتي آيهاي از قرآن، در توان نگارنده اين سطور نيست. با وجود اين در دفاع از پرداختن به آن از كلام ملاي روم بهره ميگيرد كه:
آب دريا را اگر نتوان كشيد ***هم به قدر تشنگي بايد چشيد
● ارسال كننده: مدير سايت
● منبع: ماه نامه - گلستان قرآن - شماره 153

تحلیل ، طراحی و مدیریت پروژه علی نیکبخت 1395-1396