سنت های الهی در قرآن
نویسنده : مهدی سلیمی
منبع : مجله رشد آموزش معارف اسلامی - بهار 1385 - شماره 60
تعداد بازدید : 22472

سنت های الهی در قرآن

مهدی سلیمی

اهمیت و ضرورت سنت‏های الهی

منظور از سنت‏های الهی که مجرای تحقق اراده‏ی الهی در جهان هستند،چه قانون‏هایی هستند و اقسام آن کدامند؟ سنت‏های الهی چه ویژگی‏هایی دارند؟آیا می‏توان علت تمام‏ بدبختی‏ها را به بیگانگان و سیاست‏های مخرب آنان نسبت داد و یا گردش موافق و مخالف افلاک را در این حوادث مؤثر دانست؟ آیا شانس و اقبال می‏تواند توجیه‏گر حوادث تلخ و شیرین باشد؟ آیا بهتر نیست که به قرآن پناه ببریم و عامل اصلی گرفتاری‏ها و راه‏ درمان را در آن بیابیم؟

معنای لغوی و اصطلاحی سنت

سنت در لغت به معنای سیره و روش‏[ابن مکرم،1405 ق، ج 31:226]و در اصطلاح اصول فقه عبارت است از قول و فعل‏ و تقریر معصوم(ع)[فتح الله،1415:237].
«سنت الهی»،یعنی:«ضوابطی که در افعال الهی وجود دارد» [قلعجی،1408 ق:250]،یا«روش‏هایی که خدای متعال امور عالم و آدم را برپایه‏ی آن‏ها تدبیر و اداره می‏کند»[مصباح یزدی، 1368 ش:425].البته منظور از«سنت الهی»آن نیست که فعل‏ خاصی مستقیما و بی‏واسطه از خداوند صادر شود،بلکه خداوند امور را با اسباب و وسایل طبیعی و فوق طبیعی انجام می‏دهد و چنان‏که خواهیم گفت،یکی از سنت‏های الهی همین سنت الهی‏ در اسباب و مسببات است.در عین حال و در مرحله‏ی بالاتر، افعال را به خداوند نیز می‏توان منسوب کرد و بنابراین تعابیر «سنة اللّه»[احزاب/38 و 62،فاطر/43،غافر/85،و فتح/ 23]و«سنتنا»[اسراء/77]که در قرآن کریم به کار رفته‏اند،بر همین وجه هستند.
نکته‏ی دیگر این است که مراد از تعابیری همچون‏ «سنة الاولین»[انفال/38،حجر/13،کهف/55،فاطر/43] و«سنن الذین من قبلکم»[نساء/26]نیز آن نیست که دو سنت‏ وجود دارد،بلکه از آن‏جا که طرف مقابل سنت الهی ممکن است‏ انسان‏ها باشند،بنابراین سنت الهی را به آنان نسبت می‏دهیم؛ چنان‏که در تعریف سنت الهی گاهی به این مطلب اشاره می‏کنند: «ترکیب اضافی(سنة اللّه)عبارت از روشی است که خداوند متعال‏ از روی حکمت خویش حسب رفتار و سلوکی که مردم با شریعت‏ او دارند،نسبت به آنان اعمال می‏دارد»[خرمشاهی،ج 2: 1221].

اقسام سنت الهی

سنت‏های الهی گاهی تقسیم می‏شوند به:اخروی و دنیوی. سنت‏های اخروی راجع به زندگانی آن جهانی انسان‏ها و پاداش و کیفر اخروی اعمالشان است.و سنت‏های دنیوی مربوط است به‏ زندگی این جهانی آدمیان که به نوبه‏ی خود،یا به رفتارهای فردی‏ اختصاص دارند،یا به رفتارهای اجتماعی،و یا به هر دو.این‏ دسته از سنت‏های دنیوی نیز گاهی مطلقند که مسبوق به افعال‏ انسان‏ها نیستند؛مثل:سنت هدایت توسط انبیا و سنت آزمایش. مردم چه بخواهند و چه نخواهند،هم مورد تبلیغ و ارشاد انبیا واقع‏ می‏شوند و هم مورد ابتلا و امتحان.و گاهی مقید و مشروط هستند به رفتار مردم؛مثل سنت امداد.یعنی مردم در ابتدا اراده‏ی دنیا یا آخرت می‏کنند و در راه خود به کوشش‏هایی دست می‏زنند و آن‏گاه‏ امدادهای الهی به خوبان و به نحوی هم به بدان می‏رسد.[مصباح‏ یزد،1368:435-426].
از سنت امداد که بگذریم،به سنت‏های دیگری می‏رسیم که‏ در دو دسته قابل تقسیم هستند:
1.سنت‏های مقید و مشروطی که مخصوص اهل حق‏ هستند.این سنت‏ها را می‏توان زیر چهار عنوان درج کرد:زیادت‏ نعمت‏های معنوی و اخروی،تحبیب و تزئین ایمان،زیادت‏ نعمت‏های مادی و دنیوی،و پیروزی بر دشمنان.
2.سنت‏های مقید و مشروطی که مخصوص اهل باطل‏ هستند.این سنت‏ها را می‏توان زیر هشت عنوان ذکر کرد:زیادت‏ ضلالت،تزئین اعمال،املا و استدراج،امهال،ابتلا به‏ مصائب،تسلط مجرمان و مترفان،استیصال،و شکست از دشمنان‏[همان،ص 458-437].
برخی سنت‏های الهی دیگر عبارتند از:سنت الهی در اسباب‏ و مسببات،سنت هدایت و گمراهی،سنت الهی درباره‏ی مکر و ماکرین،سنت الهی درباره‏ی رزق بندگان،سنت الهی درباره‏ی‏ طلب دنیا و آخرت،سنت الهی درباره‏ی ایمان،تقوا و عمل‏ صالح،سنت تدافع حق و باطل،سنت آزمایش و ابتلا،سنت‏ ترف و مترفین،سنت استدراج و...[خرمشاهی،ج 2: 1231-1221].

ویژگی‏های سنت الهی

سنت‏های الهی سه ویژگی بسیار مهم دارند: 1.عام و فراگیرند[همان،ص 1221].
2.قیاس‏ناپذیرند[پیشین‏] 3.ثابت و تغییرناپذیرند[معادیخواه،1372،ج 6: 3213].

الف)فراگیر بودن سنت‏های الهی

عام و فراگیر بودن سنت‏های الهی در قرآن به این صورت آمده‏ است:
«یرید اللّه لیبین لکم و یهدیکم سنن الذین من قبلکم و یتوب‏ علیکم و اللّه علیم حکیم»
[نساء/26]:خدا می‏خواهد راه سعادت‏ را برای شما بیان کند و شما را به آداب(ستوده)آنان که پیش از شما بودند،راهبر گردد و بر شما ببخشاید،و خدا دانا و به حقایق امور آگاه است.
«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان‏ عاقبة المکذبین.هذا بیان للناس و هدی و موعظة للمتقین»
[آل عمران/137 و 138]:پیش از شما مللی بودند و رفتند.در اطراف زمین گردش کنید تا ببینید چگونه عاقبت هلاک شدند آنان‏ که وعده‏های خدا را تکذیب می‏کردند.این(کتاب خدا)حجت و بیان است برای عموم مردم و پندی برای پرهیزگاران
فراگیر بودن سنت‏های الهی این مطلب را یادآوری می‏کند که‏ مردمان باید پند بپذیرند؛چراکه در صورت ارتکاب اعمالی،قطعا همان سنت‏های معمول در حق گذشتگان گریبانگیر آنان نیز خواهد شد[خرمشاهی،ج 2:1221].در واقع،آشنایی با سنت‏های‏ کهن،راز بینش و شناخت است‏[معادیخواه،1372،ج 6: 3214].حضرت علی(ع)می‏فرماید:
«والیقین منها علی أربع‏ شعب:علی تبصرة الفظنة،و تأول الحکمة،و موعظة العبرة،و سنة الاولین.فمن تبصر فی الفظنة تبینت له الحکمة،و من تبینت‏ له الحکمة عرف العبرة،و من عرف العبرة فکأنما کان فی الاولین»
[نهج البلاغه،ترجمه‏ی محمد دشتی،حکمت 31]:یقین(که‏ از پایه‏های ایمان است)،خود بر چهار پایه استوار است:بینش‏ زیرکانه،دریافت حکیمانه‏ی واقعیت‏ها،پند گرفتن از حوادث‏ روزگار،و پیمودن راه درست پیشینیان.پس آن‏که هوشمندانه به‏ واقعیت‏ها نگریست،حکمت را آشکارا ببیند و آن‏که حکمت را آشکارا دید،عبرت‏آموزی را شناسد و آن‏که عبرت‏آموزی را شناخت‏ گویا چنان است که با پیشینیان می‏زیسته است.

ب)قیاس‏ناپذیری سنت الهی

قیاس‏ناپذیری سنت الهی نیز یکی دیگر از ویژگی‏هاست. حضرت علی(ع)می‏فرماید:
«هو الذی اشتدت نقمته علی‏ أعدائه فی سعة رحمته.و اتسعت رحمته لاولیائه فی شدة نقمته‏ قاهر من عازه و مدمر من شاقه و مذل من ناواه و غالب من‏ عاداه.و من توکل علیه کفاه.و من سأله أعطاه و من أقرضه‏ قضاه و من شکره جزاه»
[نهج البلاغه،پیشین،خطبه‏ی 90]: اوست خدایی که با همه‏ی وسعت رحمتش،کیفرش بر دشمنان‏ سخت است و با سختگیری که دارد،رحمتش همه‏ی دوستان‏ را فرا گرفته است.هرکس با او به مبارزه برخیزد،(خداوند)بر او غلبه می‏کند و هرکس دشمنی ورزد،هلاکش می‏سازد. هرکس با او کینه و دشمنی ورزد تیره‏روزش کند.و بر دشمنان‏ پیروز است.هرکس به او توکل نماید،او را کفایت کند و هرکس از او بخواهد می‏پردازد و هرکس برای خدا به محتاجان‏ قرض دهد،وامش را بپردازد و هرکه او را سپاس گوید،پاداش‏ نیکو دهد.

ج)تحول‏ناپذیری سنن الهی

یک ویژگی مهم سنت‏های الهی این است که ثابت و تغییرناپذیرند.قرآن کریم می‏فرماید:
«سنة اللّه فی الذین خلوا من قبل و لن تجد لسنة اللّه تبدیلا»

[احزاب/62].
«سنة اللّه التی قدخلت من قبل و لن تجد لسنة اللّه تبدیلا»
[فتح/23].
«فلن تجد لسنت اللّه تبدیلا و لن تجد لسنت اللّه تحویلا»
[فاطر/4].
تبدیل سنت خدا به این است که عذاب خدا را بردارند و به‏ جایش عافیت و نعمت گذارند.و اما تحویل سنت عبارت از این‏ است که عذاب فلان قوم را که مستحق آن شده‏اند،به سوی قومی‏ دیگر برگردانند[طباطبایی،1363،ج 17:89].

سنت تدافع حق و باطل

مراد از تدافع بین حق و باطل،تدافع اهل حق و باطل است. نکته‏ی مهم در این سنت،غلبه‏ی حق بر باطل در همین دنیاست‏ که البته با شرایطی همراه است؛زیرا جزا و پاداش اخروی در مورد اهل حق و باطل مسأله‏ی روشنی است.در قرآن کریم آمده است:
«جاء الحق و زهق الباطل کان زهوقا»
[اسراء/81]: حق بیامد و باطل رفت که باطل از میان رفتنی است.
عبارت«باطل از میان رفتنی است»در آیه‏ی شریفه،بر سنت‏ امحای باطل دلالت دارد.همچنین،در آیه‏ی دیگری می‏فرماید:
«بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق»
[انبیا/18]: حق را بر باطل می‏افکنیم و(حق)آن را درهم می‏شکند و آن‏ (-باطل)یکباره از میان می‏رود.در آیه‏ی دیگری چنین آمده است:
«جاء الحق و ما یبدئ الباطل و ما یعید»
[سبأ/49]:حق بیامد و باطل نه(کاری را)آغاز می‏کند و نه دوباره به انجام می‏رساند.
پیروزی حق بر باطل در میدان حجت و استدلال و برهان نیز می‏تواند بخشی از پیروزی اهل حق بر باطل باشد.از برخی آیات‏ قرآن نیز این مطلب فهمیده می‏شود و چنان‏که گفته‏اند،شواهدی‏ در این زمینه در دست است‏[مصباح یزدی،1368:425].آیات‏ شریفه زیر از این نمونه‏اند:
«و یرد اللّه أن یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین.لیحق‏ الحق و یبطل الباطل و لو کره المجرمون»
[انفال/7 و 8]:خدای‏ متعال می‏خواهد که حق را با کلمات خویش استقرا دهد و دنباله‏ی‏ کافران را ببرد تا حق را استقرا دهد و باطل را نابود کند؛هرچند گناهکاران را بد آید.
«و یمح اللّه الباطل و یحق بکلماته»
[شورا/24]:خدای‏ متعال باطل را نابود می‏سازد و حق را با کلمات خویش استقرار می‏دهد.
برای تحقق وعده‏ی الهی در جهت نصرت مؤمنان شرایطی لازم‏ است که برخی از آن‏ها عبارتند از[خرمشاهی،ج 2:1221]:

1.ایمان

«ولا تهنوا و لاتحزنوا و أنتم الاعلون ان کنتم مؤمنین»
[آل عمران/139]:سست مشوید و نگران نباشید که شما اگر واقعا ایمان داشته باشید،برترید.
«ثم ننجی رسلنا و الذین آمنوا کذلک حقا علینا ننج المؤمنین»
[یونس/103]:آن‏گاه رسولان و نیز کسانی را که ایمان آورده‏اند، می‏رهانیم.بر عهده‏ی ماست که مؤمنان را رهایی دهیم.
«و کان حقا نصر المؤمنین»
[روم/47]:یاری کردن مؤمنان‏ بر عهده‏ی ماست.

2 و 3.تقوا و صبر

«بلی ان تصبروا و تتقوا و یأتوکم من فورهم هذا یمددکم ربکم‏ بخمسة آلاف من الملائکة مسومین»
[آل عمران/125]:بله اگر شما صبر و ایستادگی در جهاد پیشه کنید و پرهیزگار باشید،چون کافران‏ بر سر شما شتابان و خشمگین درآیند،خداوند پنج هزار فرشته را(با پرچمی که نشان مخصوص سپاه اسلام است)به مدد شما فرستد.

«قال موسی لقومه استعینوا باللّه و اصبروا ان الارض للّه یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین»
[اعراف/128]:موسی به‏ قوم خود گفت:از خدا یاری خواهید و صبر کنید که زمین ملک‏ خداست و او به هرکس از بندگان خواهد واگذارد و حسن عاقبت‏ و فیروزی مخصوص اهل تقواست.

4.یاری کردن دین اسلام

«و لینصرن اللّه من ینصره»
[حج/40]:قطعا کسی که خداوند را یاری کند،خداوند نیز او را یاری می‏کند.
«یا أیها الذین آمنوا ان تنصروا اللّه ینصرکم و یثبت أقدامکم»
[محمد/7]:ای کسانی که ایمان آورده‏اید،اگر خداوند را یاری‏ کنید،یاری‏تان می‏دهد و گام‏هایتان را استوار می‏سازد.

5.جهاد و فراهم کردن قوا

«وأعدوالهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به‏ عدو اللّه و عدوکم و آخرین من دونهم لاتعلمونهم اللّه یعلمهم و ما تنفقوا من شئ فی سبیل اللّه یوف الیکم و أنتم لاتظلمون»
[انفال/60]:و شما ای مؤمنان،در مقام مبارزه با کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان‏ سواری برای تهدید دشمنان خداوند و دشمنان خودتان فراهم‏ سازید و بر قوم دیگری که شما بر دشمنی آنان آگاه نیستید و خدا از آن آگاه است نیز مهیا باشید و آنچه در راه خدا صرف می‏کنید، خدا تمام به شما عوض خواهد داد و هرگز به شما ستم نخواهد شد.

6.ذکر و یاد خدا

«یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئة فاثبتوا و اذکروا اللّه کثیرا لعلکم‏ تفلحون»
[انفال/45]:ای کسانی که ایمان آورده‏اید،آن‏گاه که‏ گروهی با شما روبه‏رو شدند،ثابت قدم باشید و خداوند را فراوان‏ یاد کنید؛باشد که رستگار شوید.
نکته‏ای که باید مؤمنان در باب سنت پیروزی بر دشمنان به آن‏ توجه کنند،توجه به شرایط آن است و این سنت‏ها،مقید و مشروط هستند.توضیح این‏که:شکست ظاهری مؤمنان از دشمنان در صورت اختلاف،عدم اطاعت از فرمانده،ریا،غرور و مانند آن‏ نیز از سنت‏های الهی است که سبب مبتلا شدن به مصیبت‏ها و رنج‏ها خواهد شد؛چنان‏که در«جنگ احد»چنین شد.یکی از نویسندگان در رابطه با مسأله‏ی رهبری می‏نویسد:«مسأله رهبری‏ نقش بسیار مؤثری در سرنوشت اقوام و ملل دارد،ولی نباید فراموش‏ کرد که ملت‏های بیدار همواره رهبران لایق را به رهبری خویش‏ می‏پذیرند و رهبران نالایق،زورگو و ستمکار در برابر خشم و اراده‏ی آهنین ملت‏ها درهم کوبیده می‏شوند»[مکارم شیرازی و دیگران،ج 7:212].
در قرآن کریم آمده است:
«ان اللّه لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»
[رعد/11]:خداوند وضع هیچ ملتی را عوض‏ نمی‏کند تا که خودشان تغییری در خود ایجاد کنند.
بنابراین آیه،هیچ ملّتی از بدبختی به خوشبختی نمی‏رسند، مگر این‏که عوامل بدبختی را از خود دور سازند.و برعکس،یک‏ ملت خوشبخت را بدبخت نمی‏کند،مگر آن‏که خودشان‏ موجبات بدبختی برای خویش فراهم آورند[مطهری،1374: 112].یعنی این خود سنت الهی است که سرنوشت ملت‏ها را به‏ دست خود آن‏ها سپرده است.دعا،صدقه و توکل هرکدام یک‏ سنت الهی هستند و تقوا،تلاش و پایداری نیز سنت‏های الهی‏ هستند.

منابع

1.ابن مکرم(ابن منظور)،جمال الدین،لسان العرب.ج 31.نشر ادب حوزه‏ قم.1405 هـ.
2.فتح اللّه احمد.معجم ألفاظ الفقه الجعفری.بی‏نا.بی‏جا.1415 هـ. 3.قلعجی،محمد.معجم لغة الفقهاء دارالنفائس.بیروت.1408 هـ. 4.مصباح یزدی،محمد تقی.جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن.مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی،تهران.چاپ اول.1368.
5.خرمشاهی بهاء الدین.دانشنامه‏ی قرآن.ج 2. 6.معادیخواه عبد المجید،فرهنگ آفتاب«فرهنگ تفصیلی مفاهمیم نهج البلاغه» نشر ذره.تهران چاپ اول.1372.
7.طباطبائی سید محمد حسین.تفسیر المیزان.ترجمه‏ی سید محمد باقر موسوی همدانی.بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی با همکاری مرکز نشر فرهنگی رجا مؤسسه انتشارات امیرکبیر.تهران.1363.
8.مکارم شیرازی ناصر و جمعی از نویسندگان.تفسیر نمونه.ج 7. دارالکتاب الاسلامیه.
9.مطهری مرتضی.عدل الهی.انتشارات صدرا.قم.1374.

تحلیل ، طراحی و مدیریت پروژه علی نیکبخت 1395-1396